در فستیوال سینمایی سپاس سال 1350 نام مرتضی حنانه برنده جایزه اول بهترین آهنگساز برای فیلم فرار از تله اعلام شد. قضاوت به حق......:حنانه پس از دریافت جایزه خود گفت که :این اولین باریست که میبینم جایزه ای به حق داده میشود.حنانه میگوید اصولا قضاوت در مسایل هنری کاری بسیار خطرناک است و از طرفی فکر میکنم در اینجا هنوز راجع به موسیقی نمیتوانند به خوبی قضاوت نمایند... .این کار خیلی مشکلی است.مسئله موسیقی به اندازه ای بغرنج است که آدم بعضی اوقات فکر میکند که گم شده و در مهلکه خطرناکی گیر افتاده است.ببینید 50 سال است که من با موسیقی هستم توی این مملکت 50سال زندگی با موسیقی واقعا عمری است.من با چه سختی هایی کنسرواتوار تهران را تمام کردم و 10 سال در اروپا با چه سختی زندگی کردم و موسیقی خواندم.بعد برمیگردم به ایران و میبینم که نوابغی بنا به گفته یک فیلمساز پیدا میشوند که بدون دانستن نوت آهنگسازند و خود را از بتهون وموتسارت و .. بالاتر میدانند.در اینجا (1350)میبینید که اگر تصمیم گرفتن ربط به آن کارگردان یا افرادی مثل او که به آسانی اینگونه نوابغ را در موسیقی تشخیص میدهند داشت واگر آنان در هیئت انتخابی بودند لابد آنوقت حتما آن نابغه این جایزه را میگرفت. من قبل از اعلام نام هیئت داوران روی سابغه ذهنی که در این موارد داشتم تصمیم گرفتم تقاضا کنم که نام مرا از لیست کاندیدها خارج کنند .ولی وقتی فهمیدم هیئت آز چه افرادی تشکیل شده تا حدودی راحت تر با مسئله روبرو شدم.و چه خوب میشد اگر یک نفر آهنگساز هم در این بین پیدا میشد....او در مورد موسیقی فیلم فرار از تله میگوید: این موسیقی را به خاطر اصالت تکنیکی منحصر به فردش میپسندم و روی آن 3 ماه وقت صرف کردم و این کمتزین وقتی است که میتوان برای این کار صرف کرد . وزن نوتهای نوشته شده برای نوازندگان 6 کیلوگرم وزن داشت.چون هر سازی برای خودش نوت مخصوصی دارد ،6 کیلو نوت نوشتن کار آسانی نبود فقط تصورش را بکنید....موسیقی فرار از تله را میتوانید از موسسه فرهنگی ماهور خریداری نمایید.
ضمنا خوانندگان غزیز میتوانید از وبلاگ دیگر که در آن زندگی مرتضی حنانه توسط من نوشته میشود دیدن کنید.جسته و گریخته 1و 2.....www.amiralihannaneh.persianblog.ir
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه ششم مرداد 1389 ساعت 16:11 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY