![]() |
گفتگو با امیرعلی حنانه:
مرتضی حنانه یکی از نخستین موسیقیدانان بوده که در حوزه موسیقی جدی و کلاسیک پیرو آموختههای خود از پرویز محمود ظاهر شد و جریان ساز بود. به همین منظور لطفاً در خصوص جایگاه ایشان در آن مقطع تاریخی بفرمائید. در مورد این موضوع بارها و بارها مطلب نوشته شده است اما جریان سازی که شما میگوئید بهتر است بگویم که موسیقی جدی و جهانی ایران از آن موقع در هنرستان موسیقی شروع میشود که البته هنوز هم آن هنرستان سرجایش هست. شروع شدن این حرکت جهانی نتیجه اش به تشکیل ارکستر سمفونیک تهران ختم شد. به نظر من آبروی هر کشوری همیشه به ارکستر سمفونیک آن بستگی دارد، وقتی شما میروید افغانستان که ارکستر سمفونیک ندارد با دید دیگری به آنجا نگاه میکنید. اما همین امروز، در بغداد ارکستر فیلارمونیک تشکیل داده شده است، ولی چه فایده که تنها چند نوازنده آن عراقی اند و بقیه نوازندهها خارجی هستند و این که افتخار نیست. تقریباً ما استقلال بزرگی در موسیقی جهانی پیدا کردیم، حالا واژه موسیقی کلاسیک را کلاً میگذارم کنار چون اصطلاحات کلاسیک و سنتی واژه هایی هستند که هرجا بگوش میرسد. شما به هر جا که میروید حتی در یک دکان بقالی به شما میگوید کلاسیک میزنی یا سنتی. چون اصولاً کلاسیک را موسیقی غربی و اروپایی میدانند و سنتی را هم موسیقی خودمان میدانند. تا بخواهیم این واژهها را اصلاح کنیم، بدبخت میشویم. راهکاری در این خصوص دارید؟ من پیشنهادم را قبلاً دادم. من میگویم چرا اگر شما ببینید یک تارنواز اتریشی در اتریش قشنگ تار میزند، هم موفقتر از نوازنده تار ایرانی خواهد بود و حتی اگر پیانو هم بزند باز هم از یک پیانیست ایرانی موفقتر است، چرا؟ منظور شما این است که شعور موسیقایی یک نوازنده اروپایی بیشتر از یک نوازنده ایرانی است؟ خیر، اتفاقاً دقیقاً برعکس این است. اصلاً به شعور موسیقایی ربطی ندارد. من میگویم چرا برای یک اتریشی جالب است که تار بنوازد. برای اینکه از دنیای ماشینی خسته شده است. پس وقتی یک سازی مثل سهتار را دست میگیرد و با آن کار میکند قادر است بخوبی آن را بزند. حالا چه رسد به پیانو که متعلق به خودشان است خوب بهتر که به اصالت خودش یک چیزی اضافه میکند. من اگر با فرهنگ ایرانی تا امروز خود بخواهم برای آنها شوپن بزنم قاعدتاً اروپائیان برنده اند ولی برعکس این قضیه من را ناراحت میکند که تار زدن یک اروپایی باعث شد که به نواختن تار یک ایرانی توجه نکنند، چون نواختن تار یک اروپایی برای همه جالبتر است. |
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 ساعت 1:35 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY