ایران از دیر باز تا کنون سرزمین هنرمندان بزرگ جهانی بوده و خواهد بود...وقتی کتاب "سنت های موسیقیایی"را که به همت اورسولا و کورت راینهارت که توسط شورای بین المللی موسیقی سازمان یونسکو در1969 به چاپ رسیده را دیدم ـ و شروع به مطالعه کوچکی روی آن کردم "متوجه شدم که تقریبا تمام مشاهیر ایران را به نام کشورهای همسایه و بدون هیج استناد منطقی به( ثبت احتمالی )همان تاریخ رسانده اند. غمگین و ناراحت شدم.بگذریم مهم موسیقی نبوده بلکه مهم اندیشه و فلسفه غنی دانشمندان این دیار بوده که بیگانگان این حق را هر بار به هر مکان چغرافیایی اطراف ما که خواسته اند داده اند گویا با مشاهیر ایران میتوانستند خودشان را در جهان نمایان سازند.......چه رسد به ابن سینا که در بخارا متولد میشود و اگر دقت کنیم در آن روزگار بخارا به ایران تعلق داشته یا باید امروز به تاجیکستان تعلق میداشت و زندگی او در اصفهان ومرگش در همدان رخ داده.. که هر دو از شهرهای فرهنگی ایران قدیم هستند. اینگونه وقایع تاریخی را نمیشود تحریف کرد.مولانا که به زبان فارسی سخن میگفت و استاد مسلم زبان فارسی است به علت فوت در قونیه در تاریخ به نام ترکیه ثبت میشود.این در حالیست که اسامی آوازهای برخی از کشورهای عرب زبان ریشه فارسی دارد. آیا ابن سینا به فارسی سخن نمیگفت که در اصالت ایرانی او احتمال وجود دارد؟و همینطور وقت بسیاری صرف عرب نبودن فارابی باید کرد تا بتوانیم در مورد او حق حرف زدن پیدا کنیم..( ارکستر فارابی ) .انگار همیشه در اصالت این 3 دانشمند بزرگ ایرانی یعنی فارابی --ابن سینا---صفی الدین که در نوشتن نظریه موسیقی ایران زخمت کشیدند شک وجود خواهد داشت و بین ایرانی بودنشان یا ترک بودنشان مناظره بار میآورند و آنانرا به .ترکیه ربط میدهند و....همینطور مراغی که اهل مراغه بود.سلجوقیان باعث بسیاری از این مشکلات ایران شده اند.حال که من به خاطر تحقیق روی موسیقی ایران و تئوری جدیدی روی آن به یونسکو دعوت میشوم سکوتی عمیق همه جا را فرا میگیرد.قبلا هم اعلام کرده بودم ولی متاسفم ....من وظیفه خود را نسبت به مردم وفرهنگ این سرزمین به جا میآورم و همیشه از اصالت ایران در هر جای دنیا که بوده ام دفاع کرده ام.اما چرا "اهالی موسیقی ایران" حتی نمیدانند که در دنیای موسیقی امروز چه اتفاقاتی افتاده. ....نه خوشحال نه ناراحت نه راحت نه گریان نه خندان نه احساس نه قهر نه آشتی.........من برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم و همینطور برای همه آنانی که در این راه سخت دانش زحمت کشیدند. این در حالی است که همه تا کوچکترین و بی ارزش ترین اتفاقی که اصلا هنری هم نیست می افتد هزاران بار اعلام میکنند و تبلیغات برای ستاره سازی از .....
دوستان عزیز هنرمند >>>ستاره ساختن کاری است بس راحت..>>>. ولی ستاره ساختنی نیست بلکه ستاره درخشیدنی است..وقتی میدرخشد همه درخشش او را خواهند دید.و ستاره نمیخواست که بدرخشد بلکه درخشش خودش در طبیعت ستاره وجود دارد.....به یاد همه ستارگان بزرگ ایران که با درخششان جهان را از تاریکی نجات دادند و در علم و هنر آثار جهانی از خود به جای گذاشتند...همینطور به یاد استاد پرویز مشکاتیان که در این خزان غم انگیز در بین هنرمندان این سرزمین جایش خالیست. به مناسبت بیستمین سالگرد مرگ مرتضی حنانه........امیر علی حنانه....تهران/ایران
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت 4:24 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY