مرتضی حنانه: "دوستان من، هر وقت زیر یک (خط) ملودی موسیقی ایرانی، آکوردی به عنوان هارمونی برای ان آن انتخاب کنیم، دیگر از حیطه اصالت موسیقی ایرانی دور شده و به محیط خلق اثر هنری نزدیکتر می شویم. در اینجا لازم است برای درک بهتر موضوع مثالی بزنم: به طور کلی چیزی اصیل است که در ویژگی های آن چیز دیگری نفوذ نکرده باشد. به همین دلیل می گویند: "این جواهر اصل است و آن دیگری بدل". این بود منطق چیزهای اصیل و خالص. پس اصالت، چه بخواهیم و چه نخواهیم ارزشمند است.در دنیا چیزهایی هم وجود دارد که اصیل است و ناخالص! یعنی شرط اصالت آن ترکیب شدن از دو عنصر خالص به مقدار معینی است. مثلا آب خالص و اصل، مرکب از دو عنصر دیگر به اندازه های معینی است.

در هنر، "ابتکار" راه کمال و هدف فی النفسه است، در حالیکه "اکتشاف" راه تکمیل وسیله است. راه اولی سبب ایجاد اصالتهای دومی می گردد، یعنی راه دومی احتیاج به تجربیات فراوان دارد تا در خدمت راه اولی قرار گیرد(وسیله). ابتکار را دانسته انجام می دهند و اکتشاف را ندانسته بدست می آورند.(مثل کشف یک چاه نفت در منطقه دور افتاده). اکنون در اینجا به شما دوستان توصیه می گردد که هر چقدر می توانید بکوشید تا از قدرت ابتکار شخصی خودتان در راه همبستگی آکوردها (هارمونی زوج یا هرچیز دیگر) استفاده کنید. البته قوانینی وجود دارد که نباید تصور کرد که آنها قوانین هارمونی موسیقی غرب هستند. بلکه باید اطمینان داشت که اینگونه قوانین که مبتنی بر علم فیزیک (اپتیک و آکوستیک) هستند ، هرگز به ترکیبات ابتکاری شما خدشه ای وارد نمی سازند. بنابر این همین قوانین هستند که باید شما بدون هیچگونه کراهت و دودلی انان را مورد استفاده قرار دهید. در اینجا من سعی می کنم این گونه قوانین را که بدون شک بر گرفته از طبیعت است را تشریح کنم و چنانچه به نظر شما نیز قوانین، طبیعی محسوب شدند، دیگر با استفاده از آنان، تصور نمی کنم که خللی در سبک این زبان ویژه بوجود بیاید. تهران دی ۱۳۴۶"

 

امیر علی حنانه: می بینید که مرتضی حنانه در زبان ویژه خود، رفتاری بسیار دموکراتیک و طبیعی داشته است. او هیچگاه منطق خود را که اکنون با منطق من کاملا متفاوت است به معرض نمایش و عرضه قرار نداد چرا که اصولا معتقد بود هر کمپوزیتوری می تواند بر اساس منطقی خاص زبان شخصی خود را استوار سازد. او پس از نوشتن تقریبا ۵۰۰ اثر تجربه لازم را برای راه جدیدش که باز هم تاکید می کنم نه زبان هیندمیت نه زبان بارتوک نه زبان استراویسکی بود را بدست آورد. پس ابتکار همان خلاقیتی است که فاکتور مهمتری از اکتشاف به شمار می رود. در اینجا موقعیت جغرافیایی این نوع هارمونی به خارجیان یا افرادی که معتقدند هارمونی فی الذاته پدیده ای علمی است نه غربی، به رخ کشیده نشده است. اما در اینکه خالق این زبان دارای اصالت ایرانی بوده و منطق خود را بر پایهء اصالت مدالیته های موسیقی ایران استوار کرده، شکی وجود نخواهد داشت. پس اثری هم که به شیوه غربی کمپوزه شود فاقد اصالت ایرانی و اصولا آفرینش به شمار نمی رود. برای خلق یک اثر هنری هنرمند نیاز به تحقیقات فراوان در مورد مکانی که در آن زندگی کرده و زمانی که در آن مکان می زیسته است، وجود دارد. پس باید دوران قبل از خود را خوب بشناسد، ولی تا انجا که من میبینم قبل از او دوران مورد توجهی که بتوان به آن تکیه کرد وجود نداشته و تکیه به تاریخ موسیقی اروپا نیز برای او دارای اهمیت ویژه ای نبوده است. هرچند مجبور بوده است که به دنبال اصالت خود در غرب به کاوش و تحقیق بپردازد.

 امیر علی حنانه فروردین ۱۳۸۸ 


 

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 5:16 موضوع | لینک ثابت