مرتضی حنانه پس از کنسرت فروردین 1332 که موفقیت آمیز ترین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران به شمار میرفت و به مناسبت هزاره ابن سینا برگزار شد، موفق به اخذ بورس تحقیقاتی به ایتالیا برای مدت یک سال گشت. این فرصت بزرگی بود که او مدتهای مدیدی انتظارش را می کشید. به هر تقدیر این سفر، سفر بسیار سختی برای او بود. زیرا او حتی به سختی پول و مخارج این سفر را فراهم کرد. در این راه به جرات بگویم که هیچکس به او کمک مالی هم نکرد . به همین سبب مرتضی 30 ساله مجبور شد که از راه زمینی و سخت ترین راه خودش را به ایتالیا برساند که یکماه دقیقا طول کشید. میخواهم دست خطی از او را که با مداد برای برادر بزرگترش که در مدت سفرش نوشته بودا در اینجا منعکس کنم. رنج موسیقیدان شدن رنجی است بسیار بزرگ و دردناک. بله او حتی تا آنجا که من یادم میآید هرگز شکایتی از زندگی سخت دوران جوانی خود نکرد. لازم به توضیح است که برنامه آن شب ارکستر سمفونیک تهران که دقیقا در فروردین 1332 و تقریبا 50 سال پیش به رهبری او برگزار شد عبارت بود از:
قسمت اول:سمفونی 40 موتسارت کامل/اولین اجرا....اوورتور فیدلیو از بتهوون...اولین اجرا توسط ارکستر سمفونیک تهران.
قسمت دوم:فنلاندیا اثر سیبلیوس،اولین اجرا در ایران و سپس سوییت شهر مرجان اثر مرتضی حنانه،"اولین اجرا" که روی داستانی از غلامحسین قریب گرکانی نوشته شده بود و باعث اهدا بورس تحقیقاتی توسط سفیر وقت ایتالیا آقای چرولی به وی شد. میتوانید نوشته او را در اینجا در هنگام این سفر طولانی و سخت ببینید. او در خاطراتش راجع به "باغهای واژگون بابل" که در مسیر حرکت قطار واقع شده بود نیز مطالب جالبی نوشته است.
سفر مرتضی حنانه به ایتالیا_ سفر جاودانگی
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY