به جرات می توان نتیجه گرفت که در سالهای تیرهء 1335 تا 1340 که هنوز در رادیو ایران موسیقی مونو فونیک رایج بود، مرتضی حنانه در ایتالیا با سختی و مشقات فراوان تمام مکاتب آهنگسازی قرن بیستم را تجربه می کرد از جمله due pezzi per orchestra که در آن زمان آن را برای ارایه بهistituto musica di vatican آماده کرد، بر اساس منطق "مدال سریل" نوشت و استاد کمپوزیسیون او Maestro Carducci او را مورد تشویق و تحسین خود قرار داد. این اثر بعد ها دوباره در سالهای 56 تا 57 بازنگری شد و به نام "صبر و ظفر op 12 " که یکی از آثار بسیار غنی حنانه برای ارکستر مجلسی و پیانو سولو می باشد بر اساس نگاهی در لحظه روی مورچه ای که خود را با دانه اش به بالای دیوار حمل می کرد و هربار این دانه به طرز وحشتناکی به زمین می افتاد و این مورچه سمج دوباره سعی خود را می کرد تا بالاخره به گفته خود پدرم مرتضی پس از 4 ساعت موفق شد تا دانه را به لا نه اش ببرد، در سال 57 در روز 28 شهریور بر اساس زبان نوین خودش "پولیفونی زوج" بازنویسی شد و در شهریور 59 در رادیو پس از سالها انتظار با ارکستر مجلسی رادیو به رهبری خود آهنگساز (کمپوزیتور) ضبط و اجرا شد. هم اکنون CD این اثر را توسط موسسه فرهنگی و هنری ماهور انتشار داده ام.

 اما کاپریس به عنوان یک "کنتر فرم" Controformo در موسیقی مدرن مطرح است. یعنی هر آنچه در تعاریف احساسی و سانتیمانتال مانند اینگونه صحبتهای غیر حرفه ای "شاد" و "موومان سریع" و ... رد می شود و به مفهوم اصلی کاپریس یعنی "هوس" که اصولی ترین تعریف آن است مورد بحث و گقتگو قرار می گیرد. در دنیای امروز دگرگونی به وضوح در ساختار اشکال فیزیکی رخ می دهد به طوری که لزومی ندارد تا ابد با فولکر 100 پرواز کرد و آن را up to date کرد بلکه هواپیمایی از هر نظر مدرن تری برای "رفاه بیشتر انسان" ساخته می شود که کاپریس نیز به عنوان "یک مفهوم آفرمل aformel" مورد گفتگو قرار می گیرد. این مفهوم هرگز قدیمی نخواهد شو زیرا خود را مطلق نکرده است که احتیاج به نوگرایی داشته باشد. پس "هوس" تا ابد "هوس" خواهد بود و عشق تا ابد عشق و پرنده تا ابد پرنده. به عبارتی مدرنیته و جاودانگی با هم ارتباط مستقیم دارند. مانند "کاپریس لعنتی" که آن را آنالیز کردم و از آن روز که با پدرم در بهمن 1364 ساعت 6:50 صبح برای اولین و آخرین بار به سواحل جنوب ایران ( بندر لنگه) پرواز کردیم تا به امشب که در همین بندر لنگه برای سومین بار مسافرت کردم بر سر این مفهوم غنی در موسیقی مدرن فکر کردم و با هنرمندان شایسته ایرانی و خارجی (روسی و ایتالیایی) صحبتهای زیادی کردم. جالب است که بدانید این بار کاپریس با نگرش نویت تری از گذشته ها بررسی شد و در آن فلسفهء مرتضی حنانه Determinisme رل خود را در نقش هوسی نفرین شده بازی می کند.


"امیر علی حنانه، شب هنگام کنار ساحل بندر لنگه 1387/9/29 "

به یاد دوست عزیزم ماریا لوبوفسکایا. Maria Lubovskaja


 

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 23:32 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت