|
120x100 120x100 120x100 120x100 120x100 120x100 |
سه شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰
برخی از موسیقی دانان ایرانی تحصیل کرده کشورهای غربی عقیده دارند،
به جهت مدال بودن موسیقی ایران، شباهت های زیادی به موسیقی رنسانس و
موسیقی مدال دوران قرون وسطی اروپای مرکزی به وجود می آید. به همین جهت از
فنون غرب برای چند صدایی کردن آثارشان استفاده می کنند، نظر شما چیست؟
ببینید، مسئله اعتقاد داشتن، مسئله ای است که می تواند تغییر کند زیرا عقیده و اعتقاد هر چقدر هم راسخ باشد، قابل تغییر و عوض شدن است. ولی مسئله اعتماد داشتن به نظر من هنرمند را از تعصباتی که ممکن است گریبانش را بگیرد نجات می دهد. بله! آنان خیال خودشان را راحت کرده اند، زیرا با اعتقاد راسخشان، دیگر جایی برای شنیدن مطلب جدیدی که به جرات می توان گفت برای اولین بار در تاریخ موسیقی کشورمان اتفاق افتاد نداشتند، ولی می گذریم و میگذاریم آنان نیز با همان منطق تونالشان کارشان را انجام دهند. چون نهایتا آنان که نمی توانند ملودی های بکر ایرانی را روی اشل های موسیقی قرون وسطی اروپا هارمونیزه کنند، بنابراین خواه ناخواه از اشل های مینور و ماژور هم استفاده می کنند و در ترکیب آکورد هایشان از فواصل "تیرس" استفاده می کنند و نه اصوات جدیدی و نه سبک جدید تری از قبلشان دارند و وقتی که به مجموعه کارهایشان نگاهی می اندازیم، فقدان یک منطق غنی در آثارشان به وضوح مشخص می شود. اگر قرار باشد ملودی مدال ایرانی را با هارمونی که بر مبنای مد های زمان قرون وسطی اروپا ساخته شده به عنوان یک اثر ارزنده قبول کنیم، پس باید بگویم که این کار فتوکپی برابر اصل هم نخواهد شد و بسیار بد صدا خواهد داد، زیرا اصالت و ویژگی مدهای موسیقی ایران به هر صورت با ویژگی مدهای اروپا متفاوت است. این تفاوت ها در ذات خود مدهای ایران و در فواصلشان مشخص است ولی ما به ناچار مجبوریم این فواصل را تعدیل کنیم. عده ای دیگر می گویند و معتقدند که برای حفظ اصالت های موسیقی ایرانی باید از سازهای ملی ایران مانند تار، سنتور، کمانچه و... با بهره گیری از ردیف دستگاهی و به کار گیری فواصل خاص مدهای ایرانی بدون تغییر آنها استفاده کرد و اجرای آثار ایرانی با ارکستر سمفونیک را که در آن فواصل تعدیل می گردند (تامپره می شوند) باعث خدشه دار شدن اصالت این نوع موسیقی می دانند. آنان معتقدند اگر هم قرار باشد چند صدایی صورت بگیرد باید با همین سازها و همان فواصل تعدیل نشده صورت گیرد، در این راستا آثاری هم ارائه داده اند ارزیابی شما چیست؟ خوب، این حرف جدیدی نیست؛ از روزی که من چشم باز کردم و در این راه قدم گذاشتم، این عده بودند و من آنها را خوب می شناختم. متاسفانه تعصبات آنان و عدم نرمش و آگاهی از طرف اینجور هنرمندان فقط و فقط باعث عقب افتادگی موسیقی ما از سایر ملل جهان شده است. به نظر من این گروه باید فقط سازشان را بزنند و تصنیف هایشان را بسازند و عده ای از مردم هم که مخاطبین این گروه هستند، از اجرای آثار این عزیزان لذت ببرند، دیگر چرا هوس موسیقیدان شدن را در سر می پرورانند؟! ادعاهایشان بسیار آزار دهنده است. ما می خواهیم موسیقی ایران را در سطح جهان نشان بدهیم تا شنونده خارجی به چیزی جدید و خاص و بکر و کمی رازآلود پی ببرد و به فکر فرو برود، نه اینکه موسیقی خام و کار نشده سنتی را با همان تار و سنتور برداریم و به سفر دور دنیا در هشتاد روز برویم و آخر سر هم شنونده خارجی خسته و بی حس سالن کنسرت را سریع تر از موعد ترک کند زیرا شنیدن این همه فواصل غیر تعدیل شده او را آزار می دهد. حتی موسیقی اسکیموهای شرق روسیه بسیار غنی تر و زیباتر شنیده می شود. چه خوب می شد اگر به زیبایی شناسی در هنر موسیقی ایران هم کمی اهمیت داده می شد، نه به این بی ذوقی و بی سلیقگی. برگرفته از سایت گفتگوی هارمونیک |
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه یکم آذر 1390 ساعت 21:18 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY