تا آجا گفتم که :چرا بین این دستگاهها ارتباطی وجود ندارد و مثلا چرا همایون هیچ ارتباطی با سه گاه ندارد.در صورتیکه مثلا گام "مینور"با گام "مازور"ارتباط دارد .از هر گام مازوری میشود سه گام مینور استخراج کرد.با جمع آوری اصطلاحات به نکته قابل توجهی دست یافتم.و آن این بود که آیا دستگاه همان لغتی است که برای اتومبیل یا آپارتمان به کار میرود یا این که معانی دیگری هم میدهد...؟در اینجا بود که به اصطلاح دستان برخورد کردم.دستان یعنی پرده ای که روی ساز میبندند و بعد دستان نشانی یعنی پرده بندی،متوجه شدم که هر سه لغت دست در آنها مشترک است."دستگاه"یعنی دست و "گاه"
"گاه" به معنی محل انگشتان دست،یعنی طرز قرار گرفتن دست بر روی گاه است.مثلا چهارگاه یعنی چهارمین انگشت بر روی محل مخصوص،سه گاه یعنی گاه سوم.پس حالا که چهارگاه و سه گاه داریم باید "یک گاه"و "دو گاه"هم وجود داشته باشند.با همکاری سایر همکارانم موفق شدیم دستگاهی را به جای "دوگاه" بنشانیم.که با دستگاه سه گاه و چهار گاه رابطه ای داشته باشد.و آن دستگاه شور بود.شور بخوبی میتواند "دوگاه"باشد و آن ارتباطی را که در پیش میگشتم را بر قرار سازد.ولی اگر دستگاه همایون را در جای دوگاه میگذاشتیم هیچ ارتباطی برقرار نمیشد.پس دستگاههای ما بصورت "یک گاه" "دو گاه" "سه گاه""چهارگاه" باید باشند.با امتحان کردن آنها روی ساز بدرستی آنها پی بردیم.یعنی اگر "شور" دوگاه باشد و با "سه گاه"ارتباط بر قرار کند،نوازنده دیگر مجبور نیست در محیط گسترده تری انگشتانش را بکار بگیرد.
کامل کردن این کتاب در مجموع سیزده سال بطول انجامید و در آخر توانستم گامی را کشف کنم که در زمان ساسانیان وجود داشته و آن "گام راست"است.برمبنای آن ساز را پرده بندی کردم و دریافتم که تمام موسیقی ایرانی را اگر بر مبنای گام راست تنظیم کنیم میتوانیم براحتی تمام هفت دستگاه موسیقی ایرانی را اجرا نماییم.
نام این کتاب گامهای گمشده است...............ادامه دارد
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه هفتم شهریور 1390 ساعت 2:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY