مرتضی حنانه در این مورد خود مینویسد:
-طی چند سالی که در ایتالیا تحصیل میکردم ، اطلاعاتی از طریق مطالعات اجباری،درباره موسیقی گریگورین یا مذهبی بدست آوردم.به این فکر افتادم که دسنگاههای موسی گریگورین یا همان مدهای کلیسایی ایتالیا ، نمیتوانند فقط ایتالیایی باشند.و میبایست سابقه بیشتری داشته باشند..مثلا نظیر چنین مدهایی هم باید در ایران باشد.بالاخره به این فکر افتادم که در مورد ریشه های دستگاههای ایرانی بیشتر تحقیق کنم.و احیانا یافتن رابطه ای با دستگاههای موسیقی ایتالیا که نشان گر آن باشد که آنها چطور توانستهاند از طریق دستگاه ترقی کنند و دستگاههایشان را به گامهای متعددی تقسیم بندی کنند.
پس از بازگشت به ایران به فکر ساختن اثری بودم که متمم اصلی آن موسیقی ایرانی و محی چند صدایی آن اصواتی از علوم موسیقی غرب باشد.
اما متوجه شدم که زحماتم بی نتیجه خواهند ماند.چرا که این اثر نمیتواند اصالت داشته باشد.و نمیتواند یک اثربرجسته هنری محسوب شود.این بود که به مرحلهای زسیدم که میبایست خودم با استفاده از دستگاههای ایرانی و قرار دادن هارمونی ،زیر ملودی ایرانی ترکیبی از موسیقی ایرانی را بوجود بیاورم.اگر موسیقی غربی پایهاش بر فواصل یک-سه- پنج-هفت استوار باشد،ممکن است موسیقی ایرانی چنین نباشد.چنانکه اگر درجه پنجم برای موسیقی غرب با ارزش است در موسیقی ایران و شرق درجه چهارم معتبر است،و اگر درجه دوم برای آنها نا مطبوع است، به عکس برای موسیقی ما بسیار دلنشین خواهد بود.پس میبینیم که حس شنوایی ملل مختلف در تشخیص احساسشان متفاوت است.
تحقیقم را ادامه دام و متوجه شدم که اگر بخواهم هارمونی از خود دستگاههای ایرانی بسازم، می بایست اول بدانم که این دستگاهها چه هستند..البته در کلاسهای متوسطه هنرستان تئوری موسیقی ایرانی توام با افکار و عقاید استاد وزیری و خالقی را مطالعه کرده بودم ،اما می بایست مطالعاتی بر روی اصطلاحات موسیقی ایرانی و تجزیه تحلیل آنها به منظور دریافتن معنی واقعی آنها صورت میدادم و از همه مهمتر اینکه بدانم این هفت دستگاه موسیقی ایرانی چه هستند و "چرا اصلا ارتباطی با هم ندارند".مثلا سه گاه هیچ ارتباطی با همایون ندارد یا چهارگاه ربطی به ماهور ندارد.چرا؟در صورتیکه مینور با ماژور ارتباطمستقیم دارد......ادامه دارد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه دوم شهریور 1390 ساعت 0:37 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY