یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰
هارمونی زوج، هارمونی ابتکاری شخص مرتضی حنانه بر روی موسیقی ایران بود که در ایران آثار بسیاری خلق کرد و بر عواطف بسیاری از ایرانیان تاثیر فراوانی گذاشت. این اولین قدم برای صاحب سبک شدن در موسیقی کشورمان بود؛ یک سبک هارمونیک و زبان موسیقی شخصی که در ایران کاملا منحصر به فرد شد.
در مورد آن کنفرانس ها و سمینار هایی که در سال 1353 تشکیل شد، باید گفت، حضار متاسفانه قادر به درک منطق دیگری بجای همان منطق تونال مرسوم نشدند و این جلسات ناموفق و بی سرانجام به اتمام رسید.
در حالی که امروز تعجب آور است که مگر چه چیز غیر منطقی در این هارمونی وجود داشته که برخی از حضار، حاضر به قبول آن نبودند و یا دیگران سکوت کردند؟ اما اکنون تنها "آثار" هستند که گواه تفکر موسیقیدان در زمان خودش است.
من امروز آنالیز آنها را انجام داده ام و در اختیار شما قرار خواهم داد تا بسنجیم و ببینیم و موسیقی ایران را از این آشفته بازار به اصطلاح هنری، نجات خواهیم داد؟ سپس می روم به سراغ نگرش خویش روی آفرینش مدهای ایران با مدهای سایر ملل جهان، ان شاء الله.
اکنون همه ما که به این جا رسیده ایم، مثال ها و آکوردهایی را به صورت منطق زوج روی گام شور دیدیم و به ایرانی صدا دادن آنها بیشتر آشنا شدیم. حال شاید بپرسید "ایرانی صدا دادن" یعنی چه؟ آنگاه باید گفت، "ایرانی بودن" یعنی چه؟ ایرانی صدا دادن از اصالت ریتم "زبان فارسی" در موسیقی می آید. به همین سادگی!
هارمونی اصولا جایی برای "بازی اصوات" است و چون همه بازی ها ناچارا از قوانین فیزیکی تبعیت می کنند، بنابراین این هارمونی نیست که ذاتا دارای قوانین علمی- فیزیکی است بلکه این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند.
برای درک بهتر این گزاره، مثال پرش ارتفاع با نیزه یک ورزشکار را در نظر بگیرید: این، یک بازی ورزشی است که ورزشکار باید مقداری از ارتفاع را بالا بپرد و از مانعی بگذرد و این فرآیند برای "چشم انسان" خوشایند است.
حال اگر بگوییم این عمل "ذاتا" پدیده ای علمی است بیهوده گفته ایم زیرا می دانیم در فضای سه بعدی همه قوانین صدق نمی کنند و قوانین فیزیکی بر پدیده ها چیره می گردند، با وجود اینکه شاید آنها برای چشم انسان لذت بخش تر هم باشد! پس چون هارمونی زوج همانند ضدش هارمونی فرد غربی که به نام تونال دیاتونیک معروف است، "شنیده" می شود و نیز برای "گوش انسان" لذت بخش است، پس قطعا خود از قوانین فیزیکی تبعیت می کند.
همانطور که در مد شور با سی-بمل مشاهده می کنید عملا نقش مد تونیک، مانند همه گامها، همان درجه اول است (اگر به صورت مد هفت صدایی نشان داده نشود) آنگاه اسم آن را مدیک می گذاشتم ولی می دانیم در موسیقی ایرانی، درجه پنجم، فاقد هرگونه ارزشی است و برعکس گامها، این درجه هرگز نت تونال به حساب نمی آید.
از طرفی دیگر موسیقی ایرانی یک نوع موسیقی است که عوض درجه پنجم، درجه چهارم دارای ارزش است، بنابراین درجه چهارم گام شور را در نقش دومینانت یا اصطلاحا در موسیقی ایرانی، "ایست"، (که همان معنی دومینانت را می دهد) به کار می بریم.
به همین جهت است که ایست دارای احساس بی وزنی است و برعکس هارمونی تونال، "درجه اول" گام شور دارای قدرت جاذبه است و دیگر اصوات را به خود جذب می کند و این قانونی مطلقا طبیعی است: وزن و بی وزن.

در مد دو درجه وجود دارد که می توان آنها را مدال نامید. همان طور که در ماژور و مینور غربی درجات 1 و 4 و 5 نت های تونال هستند و دارای اعتبار بسیاری نیز هستند. در موسیقی ایران درجه 1 و 4 از این مزیت برخوردار است. (بر گرفته از سایت گفتگوی هارمونیک.)


 

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 1:7 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت