رنج موسیقیدان بودن........قسمت دوم                           

....بشوم یک متوقف شده سرگردان.سرو صدا راه بیاندازم که اوه...این جامعه سیاه این مردم جاهل قدر ما هنرمندان گرامی را نمی دانند.پس زنده با د می و میخوارگی و بقیه سرخوردگان و حاشیه نشینان...

نه میخوام ببینم که ما،من و امثال من چه به این مردم داده ایم که اینقدر از آنها توقع داریم؟کدام راه کدام جهت درست را به آنان نشان داده ایم که میخواهید حلوا حلوایمان بکنند و بالای سر خودشان بنشانند؟نه راستی چکار کرده ایم؟حالا هم که مرد با سواد و با حسن نیتی آمده روی کار و موسیقی میفهمد و موزیک میشناسد و دلش میخواهد ما هم سری از تو سرها در بیاوریم(منظور از ما ایران است)آقایان ( موسیقیکاران و موسیقی دانان)رضایت نمیدهند. حالا حنانه شده سواره و آقایان پیاده..."

سر درد دلش باز شده بودبغض کرده بود و تند تند حرف میزد.ناچار سر حرف را برگرداندم و پرسیدم راستی  بگویید از کارتان از رادیو از نوازندگان راضی هستید؟

-نه.توی رادیو هم پر از مشکل است.میپرسم کار دیگران که با کار شما منافاتی ندارد؟----ای ا آقا فلان باجی تا دیروز توی خونشون دیگ میسائید،امروز آمده شده خواننده وبعدش از او چپ و راست صفحه چاپ میکنندوبعد تبلیغات راه میاندازند بعد میشود هنرمند بزرگ ایران،اگر رویش را کم کند مطابق مد روز خودش را خواننده مردم میخواند . اگر رویش زیادتر  باشد اونهم خیلی داد راه میاندازه که وای از محیط دون پرور هنرمندکش.این حاصل کار موسیقی .و اجرا کندگان وطنی آن هستند.کجای دنیا یکی شب میخوابد و صبح بیدار میشود و یکراست میرود پشت بلندگوی یک مملکت آواز میخواندو خواننده میشود؟پس مکتب کو؟تعلیم کو؟آن جوهر هنری کجاست؟؟؟؟آیا سزاوار است که قد ر حسین سرشار با آن همه جان کندنش در راه موسیقی مجهول بماند و فلان بی بی از مطبخ گریخته خواننده سرشناس و بزرگوار این ملت بشود؟باید مردم را از نظر فرهنگی و هنری عادت داد تا با موسیقی پولیفونیک خو بگیرند.تا موسیقی صحیح  رااز موسیقی مبتذل فرقش را بفهمند.ما خیلی کار داریم .و هر کاری هم که میکنیم برای ارتقائ شعور موسیقیایی مردم است.

-در مورد موفقیت جدیدتان بگویید-آنجاها چه خبر بود؟

-همه جا حرف از موسیقی مدرن است.کشورهایی هم که هنوز نتوانسته اند به این کنگره نفوذ بکنند بخاطر موسیقی سانتیمانتالیزم خودشان است.حالا صحبت از اصوات است. صحبت ازاستقلال نوتهاست.آنان با عطش غریبی دنبال صداهای جدید میگردند.برای همین هر ملتی که موسیقی اش هنوز در مایه کهنه بود مورد تمسخر قرار میگرفت.

در مورد این کنگره و نحوه داوریش حرف داریم اما مجالی نیست چه باید کرد؟-میگذاریم  برای یک وقت دیگر موافقید؟-بله

-خداحافظ لطف شما زیاد...........تیر ماه 1345 تهران-ایران/


 

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 3:59 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت