|
120x100 120x100 120x100 120x100 120x100 120x100 |
سه شنبه ۱ آذر ۱۳۹۰
برخی از موسیقی دانان ایرانی تحصیل کرده کشورهای غربی عقیده دارند،
به جهت مدال بودن موسیقی ایران، شباهت های زیادی به موسیقی رنسانس و
موسیقی مدال دوران قرون وسطی اروپای مرکزی به وجود می آید. به همین جهت از
فنون غرب برای چند صدایی کردن آثارشان استفاده می کنند، نظر شما چیست؟
ببینید، مسئله اعتقاد داشتن، مسئله ای است که می تواند تغییر کند زیرا عقیده و اعتقاد هر چقدر هم راسخ باشد، قابل تغییر و عوض شدن است. ولی مسئله اعتماد داشتن به نظر من هنرمند را از تعصباتی که ممکن است گریبانش را بگیرد نجات می دهد. بله! آنان خیال خودشان را راحت کرده اند، زیرا با اعتقاد راسخشان، دیگر جایی برای شنیدن مطلب جدیدی که به جرات می توان گفت برای اولین بار در تاریخ موسیقی کشورمان اتفاق افتاد نداشتند، ولی می گذریم و میگذاریم آنان نیز با همان منطق تونالشان کارشان را انجام دهند. چون نهایتا آنان که نمی توانند ملودی های بکر ایرانی را روی اشل های موسیقی قرون وسطی اروپا هارمونیزه کنند، بنابراین خواه ناخواه از اشل های مینور و ماژور هم استفاده می کنند و در ترکیب آکورد هایشان از فواصل "تیرس" استفاده می کنند و نه اصوات جدیدی و نه سبک جدید تری از قبلشان دارند و وقتی که به مجموعه کارهایشان نگاهی می اندازیم، فقدان یک منطق غنی در آثارشان به وضوح مشخص می شود. اگر قرار باشد ملودی مدال ایرانی را با هارمونی که بر مبنای مد های زمان قرون وسطی اروپا ساخته شده به عنوان یک اثر ارزنده قبول کنیم، پس باید بگویم که این کار فتوکپی برابر اصل هم نخواهد شد و بسیار بد صدا خواهد داد، زیرا اصالت و ویژگی مدهای موسیقی ایران به هر صورت با ویژگی مدهای اروپا متفاوت است. این تفاوت ها در ذات خود مدهای ایران و در فواصلشان مشخص است ولی ما به ناچار مجبوریم این فواصل را تعدیل کنیم. عده ای دیگر می گویند و معتقدند که برای حفظ اصالت های موسیقی ایرانی باید از سازهای ملی ایران مانند تار، سنتور، کمانچه و... با بهره گیری از ردیف دستگاهی و به کار گیری فواصل خاص مدهای ایرانی بدون تغییر آنها استفاده کرد و اجرای آثار ایرانی با ارکستر سمفونیک را که در آن فواصل تعدیل می گردند (تامپره می شوند) باعث خدشه دار شدن اصالت این نوع موسیقی می دانند. آنان معتقدند اگر هم قرار باشد چند صدایی صورت بگیرد باید با همین سازها و همان فواصل تعدیل نشده صورت گیرد، در این راستا آثاری هم ارائه داده اند ارزیابی شما چیست؟ خوب، این حرف جدیدی نیست؛ از روزی که من چشم باز کردم و در این راه قدم گذاشتم، این عده بودند و من آنها را خوب می شناختم. متاسفانه تعصبات آنان و عدم نرمش و آگاهی از طرف اینجور هنرمندان فقط و فقط باعث عقب افتادگی موسیقی ما از سایر ملل جهان شده است. به نظر من این گروه باید فقط سازشان را بزنند و تصنیف هایشان را بسازند و عده ای از مردم هم که مخاطبین این گروه هستند، از اجرای آثار این عزیزان لذت ببرند، دیگر چرا هوس موسیقیدان شدن را در سر می پرورانند؟! ادعاهایشان بسیار آزار دهنده است. ما می خواهیم موسیقی ایران را در سطح جهان نشان بدهیم تا شنونده خارجی به چیزی جدید و خاص و بکر و کمی رازآلود پی ببرد و به فکر فرو برود، نه اینکه موسیقی خام و کار نشده سنتی را با همان تار و سنتور برداریم و به سفر دور دنیا در هشتاد روز برویم و آخر سر هم شنونده خارجی خسته و بی حس سالن کنسرت را سریع تر از موعد ترک کند زیرا شنیدن این همه فواصل غیر تعدیل شده او را آزار می دهد. حتی موسیقی اسکیموهای شرق روسیه بسیار غنی تر و زیباتر شنیده می شود. چه خوب می شد اگر به زیبایی شناسی در هنر موسیقی ایران هم کمی اهمیت داده می شد، نه به این بی ذوقی و بی سلیقگی. برگرفته از سایت گفتگوی هارمونیک |
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه یکم آذر 1390 ساعت 21:18 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
تا آجا گفتم که :چرا بین این دستگاهها ارتباطی وجود ندارد و مثلا چرا همایون هیچ ارتباطی با سه گاه ندارد.در صورتیکه مثلا گام "مینور"با گام "مازور"ارتباط دارد .از هر گام مازوری میشود سه گام مینور استخراج کرد.با جمع آوری اصطلاحات به نکته قابل توجهی دست یافتم.و آن این بود که آیا دستگاه همان لغتی است که برای اتومبیل یا آپارتمان به کار میرود یا این که معانی دیگری هم میدهد...؟در اینجا بود که به اصطلاح دستان برخورد کردم.دستان یعنی پرده ای که روی ساز میبندند و بعد دستان نشانی یعنی پرده بندی،متوجه شدم که هر سه لغت دست در آنها مشترک است."دستگاه"یعنی دست و "گاه"
"گاه" به معنی محل انگشتان دست،یعنی طرز قرار گرفتن دست بر روی گاه است.مثلا چهارگاه یعنی چهارمین انگشت بر روی محل مخصوص،سه گاه یعنی گاه سوم.پس حالا که چهارگاه و سه گاه داریم باید "یک گاه"و "دو گاه"هم وجود داشته باشند.با همکاری سایر همکارانم موفق شدیم دستگاهی را به جای "دوگاه" بنشانیم.که با دستگاه سه گاه و چهار گاه رابطه ای داشته باشد.و آن دستگاه شور بود.شور بخوبی میتواند "دوگاه"باشد و آن ارتباطی را که در پیش میگشتم را بر قرار سازد.ولی اگر دستگاه همایون را در جای دوگاه میگذاشتیم هیچ ارتباطی برقرار نمیشد.پس دستگاههای ما بصورت "یک گاه" "دو گاه" "سه گاه""چهارگاه" باید باشند.با امتحان کردن آنها روی ساز بدرستی آنها پی بردیم.یعنی اگر "شور" دوگاه باشد و با "سه گاه"ارتباط بر قرار کند،نوازنده دیگر مجبور نیست در محیط گسترده تری انگشتانش را بکار بگیرد.
کامل کردن این کتاب در مجموع سیزده سال بطول انجامید و در آخر توانستم گامی را کشف کنم که در زمان ساسانیان وجود داشته و آن "گام راست"است.برمبنای آن ساز را پرده بندی کردم و دریافتم که تمام موسیقی ایرانی را اگر بر مبنای گام راست تنظیم کنیم میتوانیم براحتی تمام هفت دستگاه موسیقی ایرانی را اجرا نماییم.
نام این کتاب گامهای گمشده است...............ادامه دارد
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه هفتم شهریور 1390 ساعت 2:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
مرتضی حنانه در این مورد خود مینویسد:
-طی چند سالی که در ایتالیا تحصیل میکردم ، اطلاعاتی از طریق مطالعات اجباری،درباره موسیقی گریگورین یا مذهبی بدست آوردم.به این فکر افتادم که دسنگاههای موسی گریگورین یا همان مدهای کلیسایی ایتالیا ، نمیتوانند فقط ایتالیایی باشند.و میبایست سابقه بیشتری داشته باشند..مثلا نظیر چنین مدهایی هم باید در ایران باشد.بالاخره به این فکر افتادم که در مورد ریشه های دستگاههای ایرانی بیشتر تحقیق کنم.و احیانا یافتن رابطه ای با دستگاههای موسیقی ایتالیا که نشان گر آن باشد که آنها چطور توانستهاند از طریق دستگاه ترقی کنند و دستگاههایشان را به گامهای متعددی تقسیم بندی کنند.
پس از بازگشت به ایران به فکر ساختن اثری بودم که متمم اصلی آن موسیقی ایرانی و محی چند صدایی آن اصواتی از علوم موسیقی غرب باشد.
اما متوجه شدم که زحماتم بی نتیجه خواهند ماند.چرا که این اثر نمیتواند اصالت داشته باشد.و نمیتواند یک اثربرجسته هنری محسوب شود.این بود که به مرحلهای زسیدم که میبایست خودم با استفاده از دستگاههای ایرانی و قرار دادن هارمونی ،زیر ملودی ایرانی ترکیبی از موسیقی ایرانی را بوجود بیاورم.اگر موسیقی غربی پایهاش بر فواصل یک-سه- پنج-هفت استوار باشد،ممکن است موسیقی ایرانی چنین نباشد.چنانکه اگر درجه پنجم برای موسیقی غرب با ارزش است در موسیقی ایران و شرق درجه چهارم معتبر است،و اگر درجه دوم برای آنها نا مطبوع است، به عکس برای موسیقی ما بسیار دلنشین خواهد بود.پس میبینیم که حس شنوایی ملل مختلف در تشخیص احساسشان متفاوت است.
تحقیقم را ادامه دام و متوجه شدم که اگر بخواهم هارمونی از خود دستگاههای ایرانی بسازم، می بایست اول بدانم که این دستگاهها چه هستند..البته در کلاسهای متوسطه هنرستان تئوری موسیقی ایرانی توام با افکار و عقاید استاد وزیری و خالقی را مطالعه کرده بودم ،اما می بایست مطالعاتی بر روی اصطلاحات موسیقی ایرانی و تجزیه تحلیل آنها به منظور دریافتن معنی واقعی آنها صورت میدادم و از همه مهمتر اینکه بدانم این هفت دستگاه موسیقی ایرانی چه هستند و "چرا اصلا ارتباطی با هم ندارند".مثلا سه گاه هیچ ارتباطی با همایون ندارد یا چهارگاه ربطی به ماهور ندارد.چرا؟در صورتیکه مینور با ماژور ارتباطمستقیم دارد......ادامه دارد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه دوم شهریور 1390 ساعت 0:37 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
در مد دو درجه وجود دارد که می توان آنها را مدال نامید. همان طور که در ماژور و مینور غربی درجات 1 و 4 و 5 نت های تونال هستند و دارای اعتبار بسیاری نیز هستند. در موسیقی ایران درجه 1 و 4 از این مزیت برخوردار است. (بر گرفته از سایت گفتگوی هارمونیک.)
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 1:7 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
رنج موسیقیدان بودن........قسمت دوم
....بشوم یک متوقف شده سرگردان.سرو صدا راه بیاندازم که اوه...این جامعه سیاه این مردم جاهل قدر ما هنرمندان گرامی را نمی دانند.پس زنده با د می و میخوارگی و بقیه سرخوردگان و حاشیه نشینان...
نه میخوام ببینم که ما،من و امثال من چه به این مردم داده ایم که اینقدر از آنها توقع داریم؟کدام راه کدام جهت درست را به آنان نشان داده ایم که میخواهید حلوا حلوایمان بکنند و بالای سر خودشان بنشانند؟نه راستی چکار کرده ایم؟حالا هم که مرد با سواد و با حسن نیتی آمده روی کار و موسیقی میفهمد و موزیک میشناسد و دلش میخواهد ما هم سری از تو سرها در بیاوریم(منظور از ما ایران است)آقایان ( موسیقیکاران و موسیقی دانان)رضایت نمیدهند. حالا حنانه شده سواره و آقایان پیاده..."
سر درد دلش باز شده بودبغض کرده بود و تند تند حرف میزد.ناچار سر حرف را برگرداندم و پرسیدم راستی بگویید از کارتان از رادیو از نوازندگان راضی هستید؟
-نه.توی رادیو هم پر از مشکل است.میپرسم کار دیگران که با کار شما منافاتی ندارد؟----ای ا آقا فلان باجی تا دیروز توی خونشون دیگ میسائید،امروز آمده شده خواننده وبعدش از او چپ و راست صفحه چاپ میکنندوبعد تبلیغات راه میاندازند بعد میشود هنرمند بزرگ ایران،اگر رویش را کم کند مطابق مد روز خودش را خواننده مردم میخواند . اگر رویش زیادتر باشد اونهم خیلی داد راه میاندازه که وای از محیط دون پرور هنرمندکش.این حاصل کار موسیقی .و اجرا کندگان وطنی آن هستند.کجای دنیا یکی شب میخوابد و صبح بیدار میشود و یکراست میرود پشت بلندگوی یک مملکت آواز میخواندو خواننده میشود؟پس مکتب کو؟تعلیم کو؟آن جوهر هنری کجاست؟؟؟؟آیا سزاوار است که قد ر حسین سرشار با آن همه جان کندنش در راه موسیقی مجهول بماند و فلان بی بی از مطبخ گریخته خواننده سرشناس و بزرگوار این ملت بشود؟باید مردم را از نظر فرهنگی و هنری عادت داد تا با موسیقی پولیفونیک خو بگیرند.تا موسیقی صحیح رااز موسیقی مبتذل فرقش را بفهمند.ما خیلی کار داریم .و هر کاری هم که میکنیم برای ارتقائ شعور موسیقیایی مردم است.
-در مورد موفقیت جدیدتان بگویید-آنجاها چه خبر بود؟
-همه جا حرف از موسیقی مدرن است.کشورهایی هم که هنوز نتوانسته اند به این کنگره نفوذ بکنند بخاطر موسیقی سانتیمانتالیزم خودشان است.حالا صحبت از اصوات است. صحبت ازاستقلال نوتهاست.آنان با عطش غریبی دنبال صداهای جدید میگردند.برای همین هر ملتی که موسیقی اش هنوز در مایه کهنه بود مورد تمسخر قرار میگرفت.
در مورد این کنگره و نحوه داوریش حرف داریم اما مجالی نیست چه باید کرد؟-میگذاریم برای یک وقت دیگر موافقید؟-بله
-خداحافظ لطف شما زیاد...........تیر ماه 1345 تهران-ایران/
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 3:59 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
یک فنجان قهوه 24 عدد سیگار 3ساعت گفتگو و کمی تاثر حاصل این دیدار بود.سر بالایی تند و تیز خیابان آبشار ما را به فکر انداخته بود.نکند آدرس منزل او را اشتباه فهمیده ایم؟اما آن ته خیابان آنجا که با سه تا پله میتونی روی خیابان یوسف آباد قرار بگیری ... یکهو صدای پیانو به گوشمان خورد و گفتیم خودش است.وقتی که رفتیم توی خانه اش احساس کردیم زیر پایمان خالیست..هر چه هست دره و کوه و کتل است.پیر زال تهران را دیده بودیم اما آرواره هایش را نه و حنانه از این آرواره ها خیلی خوشش می آمد.
--اینجا یک جور خاصی است افق داره دیدگاه داره یه خورده شبیه رم و اینجور چیزاست..."
راست میگفت ایتالیا را که ندیده بودیم ولی توی این خورده جا میشد نفس کشید.درست روبروم اما آن ته دره یکی داشت دیدگاه رفیق ما را ضایع میکرد آن هم چه ضایعاتی.آجرها را میگذاشت و میرفت بالا ...تا کجا؟معلوم نبود.
نشانش دادم و گفتم:دارند رم را خراب میکنند.سیگاری به من تعارف کرد و یکی هم خودش زیر لب گذاشت و با حسرت گفت:آ
آخه این مردم زیبایی ندیده اند تا زشتی و زشت بودن را درک کنند.آخه اینم شد کار که آدمیزاد منظره به این خوبی را به این سهولت بی غواره بکند؟گفتم: نه والا.گفت پس یک چیزی بردار بنویس..خنده ام گرفت از مرتضی حنانه چه میدانستیم؟ هیجی..همانهایی که همه میدانستند و هنوز هم همان را میدانند.مثلا حنانه از پیش قراولان موسیقی ملی ایران است و...وبیوگرافی او که واضح است.از او همینقدر میدانستیم که او پس از پرویز محمود و گریگورین مدت دو سال سرپرست هنری ارکستر سمفونیک نهران بود و از پایه گذاران این ارکستر به شمار میرفت.پس از سال 1332 دیگر از حنانه خبری نداشتیم ،قفط میدانستیم که برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفته و در کنسرواتوار رم و واتیکان مشغول به تحصیل شده است.اقامت او در ایتالیا 8 سال طول کشید و پس از آن دوباره به تهران آمد و مدتی بیکار گشت.آنقدر که بالاخره کار از رو رفت و خودش آمد دنبالش حنانه شد استاد هنرستان موسیقی و سرپرست ارکستر سمفونیک رادیو.تلویزیون و معاون.شورای موسیقی ملی ایران.از این القاب گذشته چند هفته پیش موفقیتی بزرگ بدست آورد که همه ان حرفها سر این موفقیت اوست.و این برای او حادثه ای بود و حتی حادثه ای برای بقیه موسیقی کاران و موسیقیدانان.قضیه این بود که :هر سال در ماه جوون آهنگسازان سرارسر دنیا از طرف یونسکو به پاریس دعوت میشوند و سپس در این کنگره نماینده هر مملکتی آثار ضبط شده آهنگسازان معاصر کشورش را به داوران ارائه میدهد و پس از مدتی قضاوت در مورد این آثار به نتیجه میرسند و ده تن از آهنگسازان ممتاز به عنوان هنرمندان برجسته انتخاب شده و آثارشان از رادیوهای کشورهای مختلف پخش میشود.تا اینجایش با ز چندان مهم نیست اما عجیب است که پای کمتر کشوری به این کنگره میرسد.مثلا از آسیا به جز ایران فقط زاپن توانسته بود به این کنگره راه یابد.تازه آلمان شرقی پس از 3 سال کشمکش تازه توانسته بود در کنگره شرکت کند.شرکت ایران در این کنگره باعث اعتراض خیلی از کشورها شد چنانکه روسای کنگره به ناچار توضیح دادند که موسیقی که از طرف ایران به کنگره ارئه داده شده قابل تحسین است و آریای شیطان از اوراتوریوی حنانه توانست نظر عده زیادی از داوران مزبور را به خود جلب کند و به دنبال همین موفقیت بود که حرفهایمان شروع شد.
رک و راست به او گفتم:برو بچه ها خیلی پشت سرتان حرف میزنند ولی کمتر خوب میگفتند حتی جوری وانمود میکنند که نمیخواهند در مورد شما وارد بحث شوند جرا؟ جواب:نمیدانم مثلا چه میگفتند؟--این دو سه روزه به هر کس که گفتم میروم پیش حنانه چیزی از او تهیه بکنم همه پشت چشم نازک کردند و یک جور حرف زدند.گفتند :حنانه آب دیده داره شنا میکنه همه چیز را فراموش کرده حتی برو بچه ها رو.مگر تو این مملکت چند تا مثل او بود؟مگه اینها چندنفرند که یکی که سوار شد به بقیه اعتنا نمیکند ...یکی مثل ناصحی پس از آنهمه نحصیل و جان کندن حالا پیانو کوک میکنه و نان میخوره یکی هم مثل حنانه.و خلاصه از این حرفها.....اما من راستش آمده بودم که درباره سرو صدای اوراتوریو و کاهایی که در پیش دارید حرف بزنم و نتیجه بگیرم .اما یک چیزی را هم بگویم منم معتقدم که اگر شخصیت . آن مقدار فضایلی را که مجموع آن این روزها بنام انسانیت معروف شده است از یک هنرمند بگیرند دیگر برایش چیزی باقی نمیماند.لابد فهمیدید چه میخواهم بگویم.همین مسئله صداقت در کار صداقت در اندیشه و در اثری که یک هنرمند ارائه میدهد.من هم مشتاقم تا غیر از موسیقی مسائل دیگری هم تا حد امکان بین من و شما مورد بحث قرار بگیرد.
چشمانش پر از اشک شد.آن موقع که چوب رهبری را بدست میگیرد به هیولایی میماند اما حالا مثل کودکی آزرده اشک میریزد . زمزمه میکند که: دارند مرا هو میکنند.مرا سر زبانها میاندازند. که چی؟که تنبلی،که بیکاری و عقده ها و غرور خودشان را ارضا کنند.مگر من چه کاره شده ام؟مثلا رئیس ارکستر سمفونیک رادو تلویزون ایران کار بزرگی بود؟آنقدر بزرگ که در حدود حق من نبود؟آیا من از آقایان کمتر بودم؟باشد.بفرمائید جلو.همین دوست عزیزم ناصحی بفرمیاید جلو آهنگ بنویسد.من پایش را هم میبوسم و چوبدستی را میدهم به دستش که آهنگ خودش را رهبری کند.خودم میروم گوشه ای می ایستم و تماشایش میکنم.اگر نکردم نامردم.آن یکی رفیقمان آقای باغچه بان به او التماس کردم که بیاید و به من کمک بکند.حالا که دیوارها سوراخ شده و میشود به موسیقی این دیار خدمت کرد آستین ها را بالا بزند. میدانید به من چه گفت:اینطور نمیشود بایستی نامه بنویسی.خیلی رسمی و جدی بنویسی "جناب استاد باغچه بان از آن حضرت خواهش میکنم..." و از این حرفها.گفتم:به تو استاد خطا ب می کنم دستت را هم میبوسم اما از من توقع نداشته باش که به تو جناب بگویم.بله برادر اغلب اینها نه خودشان حال و حوصله کار دارند نه چشم دیدن یک آدم کاری را دارند.میخواهند من هم بروم ور دلشان بگیرم و بنشینم و از بام تا شام مشروب بخورم و به آنچه که اندوخته ام قانع باشم و گامی پیش نروم.یک متوقف شده سرگردان.
پایان قسمت اول
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه پنجم تیر 1390 ساعت 4:54 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
Recomended Resources
Here are some sources of information related to herbert von karajan, that are carefully selected based on strict criteria:
Sorry, we have no any recommendation yet.
Do you know some resources that related to herbert von karajan that valuable to other visitor?. We are very apperciate if you submit here.
Amazon Products
Here the best 10 products from Amazon related to the term herbert von karajan:
|
Herbert von Karajan: Memorial Concert [Blu-ray] A triumph of remembrance, wrote Die Welt following this stirring concert given by Product Name: Herbert von Karajan: Memorial Concert [Blu-ray]. DVD. Blu-ray. Manufacturer: EUROARTS. ASIN: B001OBT3FC. Price: $39.99 | |
|
Herbert von Karajan: A Life in Music One of the greatest and most celebrated performing artists of the twentieth century, Herbert von Karajan (1908-1989) dazzled, intrigued, and intimidated the music world. This meticulously researched biography provides a compelling portrait of a complex man who was driven to achieve power, success, and perfection in his career and in his personal life. As the young Karajan told his brother, "Whether it's conducting, skiing, or motor racing, I simply want to be the best." Richard Osborne draws on his own extensive conversations with Karajan, interviews with those who knew the conductor, and a treasure trove of primary sources to bring into focus the flamboyance and flaws of an extraordinary musician as well as the turbulent international music scene over six decades. The author debunks many legends about Karajan, particularly those relating to his membership in the Nazi Party, which he opportunistically joined in 1935 to obtain a conducting appointment. While the decision haunted him throughout his life, Karajan's career flourished after the war. A jet-setting superstar, he once held, simultaneously, six of the world's most prestigious musical posts, including director of the Salzburg Festival, artistic director of the Vienna State Opera, and conductor for life of the Berlin Philharmonic. After signing with legendary producer Walter Legge, Karajan achieved international fame through his best-selling recordings. He also embraced the challenge of adapting to rapidly changing technologies, and quickly mastered each new medium-television, vinyl LPs, tapes, and CDs. This comprehensive, well-balanced, and objective biography will stand as the definitive work on this exceptional maestro. Product Name: Herbert von Karajan: A Life in Music. Book. Hardcover. Manufacturer: Northeastern. ASIN: 1555534252. Price: $60.00 | |
|
Beethoven: 9 Symphonies / Karajan (1963) Product Name: Beethoven: 9 Symphonies / Karajan (1963). Music. Audio CD. Manufacturer: Dg Imports. ASIN: B000056OBA. Price: $41.98 | |
|
Boléro (2005 Digital Remaster) Product Name: Boléro (2005 Digital Remaster). Digital Music Track. MP3 Download. Manufacturer: EMI Classics. ASIN: B0026BJH1Y | |
|
Verdi - Requiem / Herbert von Karajan [VHS] Product Name: Verdi - Requiem / Herbert von Karajan [VHS]. Video. VHS Tape. Manufacturer: Polygram Video. ASIN: 630199146X. Price: $29.95 | |
|
Product Name: Tschaikowsky Klavierkonzert No.1 No. 1 Deutsche Grammophon d 125261 - Piano Concerto Yevgeny Kissin - Berlin Philharmoniker - Herbert Von Karajan. Single Detail Page Misc. Manufacturer: deutsche grammophon Tele Mondial. ASIN: B000Y19XIA | |
|
JOHANN & JOSEF STRAUSS Walzer Polkas Marsche Ouverturen BERLINER PHILHARMONIKER HERBERT VON KARAJAN Features: New 3LP Vinyl Record Box Set with Booklet. Product Name: JOHANN & JOSEF STRAUSS Walzer Polkas Marsche Ouverturen BERLINER PHILHARMONIKER HERBERT VON KARAJAN. Single Detail Page Misc. Manufacturer: Duetsche Grammophon. ASIN: B003HV0C2U | |
|
Historic Print (S): Herbert von Karajan, 1908- This is a museum quality, reproduction print on premium paper with archival/UV resistant inks. Date: [no date recorded on caption card] Subject: Notes: No. 968-2. Music--Concerts; BI; Music--Conductors; Shelf. Format: SOURCE: Library of Congress Features: Typical Image Size: 8x10", Print Size: 11x14.. Decorate with history or give a tasteful gift.. Only premiere quality framing materials used. Product Name: Historic Print (S): Herbert von Karajan, 1908-. Home. Manufacturer: Library Images. ASIN: B003ASELRW | |
|
Pillow - Roll (Scribbles) Product Name: For a Day in Your Life. Music. Audio CD. Manufacturer: Decca. ASIN: B00006LWRX. Price: $31.98 | |
|
Herbert von Karajan: The Great Recordings Product Name: Herbert von Karajan: The Great Recordings. Music. Audio CD. Manufacturer: EMI Classics. ASIN: B000ZBPQFS. Price: $53.98 |
Bing Images
Here are 10 images from Bing search engine associated with the term herbert von karajan:
File Size: 247,567
Música **** IES Picasso: Herbert von Karajan
File Size: 536,416
close richard wagner die walkure herbert von karajan lp x 5
File Size: 33,705
Herbert von Karajan - Beethoven: The 9 Symphonies - Compare Prices ...
File Size: 44,521
Montblanc Herbert von Karajan LE | Flickr - Photo Sharing!
File Size: 94,243
... old town of Salzburg. In the front is the Herbert-von-Karajan Place
File Size: 333,317
Herbert Von Karajan and the Berlin Philharmonic Orchestra ...
File Size: 1,002,687
Leontyne Price & Herbert von Karajan – Christmas Songs « Classical ...
File Size: 94,494
... Wagner - Berliner Philharmoniker - Herbert Von Karajan - Die Walküre
File Size: 27,354
Herbert von Karajan--A Tribute
File Size: 52,776
... -Korsakow:Scheherazade.Borodin:Polowetzer Tanze/Herbert Von Karajan
YouTube Videos
Here 10 videos from YouTube that best match with the term herbert von karajan:
|
Herbert von Karajan conducts The Blue Danube Waltz Herbert von Karajan conducts The Blue Danube Waltz by johann strauss jr. Video Title: Herbert von Karajan conducts The Blue Danube Waltz. Length: 19:10:33. View: 1,395,084 | |
|
Strauss - Radetzky March - Karajan Johann Strauss Sr. "Radetzky March", the last piece at the New Year's Concert Vienna 1987, with Herbert Von Karajan conducting the Vienna Philharmonic AND THE AUDIENCE, lol. Enjoy.www.amazon.com Video Title: Strauss - Radetzky March - Karajan. Length: 19:06:08. View: 2,258,001 | |
|
Karajan - Beethoven: Symphony No.9 Beethoven, Karajan and the Berlin Philharmonic is one of the most perfect combinations ever to have emerged from the classical music world. When the Ninth Symphony is performed at a New Year's Eve concert, it becomes an even more spectacular event. Karajan's rousing interpretation of Beethoven's most admired symphony has long acquired legendary status. Now Euroarts is releasing it in a recording made in Berlin's Philharmonic Hall on New Year's Eve 1977 in celebration of the conductor's 100th birthday this year. Born in Salzburg on 5 April 1908, Herbert von Karajan was one of the most widely respected performing musicians appearing in the past century. He influenced fellow musicians and public taste for generations through his live appearances and recordings, especially in the role of Principal Conductor of the Berlin Philharmonic, which he led for more than 30 years, moulding the orchestra into an ensemble of peerless power, tonal beauty and stylistic flexibility. The Ninth is an affirmation of optimism and beauty, written when Beethoven was almost completely deaf and the final movement is considered by many to be the composer's crowning glory. It had been Beethoven's lifelong dream to set Schiller's "Ode to Joy" to music, for the poem expressed the fulfilment of Beethoven's most passionate desire: peace and brotherhood in the world. Giving eloquent voice to this plea are the world-renowned soloists Anna Tomowa-Sintow, Agnes Baltsa, René Kollo and José van Dam. This ... Video Title: Karajan - Beethoven: Symphony No.9. Length: 19:03:01. View: 627,810 | |
|
Karajan - Rehearsal of Schumann's 4th Symphony - Part 1 Herbert von Karajan rehearsing Schumann's 4th with the Wiener Symphoniker Video Title: Karajan - Rehearsal of Schumann's 4th Symphony - Part 1. Length: 19:09:55. View: 139,418 | |
|
Tribute to Herbert von Karajan (Centenary Edition) Conductor, style icon and all-round legend Herbert von Karajan was born in Austria on 5th April 1908. For his centenary year, vast back catalogues of his recordings from EMI, Deutsche Grammophon and others are planned for release. Here is my little video tribute to the man who introduced me to many great pieces of timeless music, as well as a clip from a rare interview where he talks about conducting Wagner at the Salzburg festival. Karajan is, for me, far cooler and more talented than any of today's so-called music icons!! (in any genre!) ;) (My original cut of this video lasted 15 minutes and included longer music clips but sadly Youtube only allows 10 minute videos, so apologies for the choppiness and shortness of the musical segments, this is due to erratic editing on my part in trying to keep the tone of the video without losing too much!) Music includes: Richard Strauss - 'Also Sprach Zarathustra' Mussorgsky - 'Promenade' from 'Pictures at an Exhibition' (Ravel orchestration) Richard Wagner - finale from 'Das Rheingold' (taken from Karajan's 1979 film.) J Strauss - 'Radezky March' (from the memorable 1987 New Year Concert in Vienna.) Ludwig van Beethoven - finale from Symphony No. 9 (a Karajan favourite) Video Title: Tribute to Herbert von Karajan (Centenary Edition). Length: 19:09:59. View: 54,145 | |
|
Herbert von Karajan - Rossini - William Tell (1) Herbert von Karajan - Rossini - William Tell (1) New Year's Eve Concert 1983 Video Title: Herbert von Karajan - Rossini - William Tell (1). Length: 19:06:09. View: 141,312 | |
|
HERBERT VON KARAJAN (1908-1989) Richard STRAUSS : Ein Heldenleben (A Hero's Life) BERLIN PHILHARMONIC ORCHESTRA - 1969 Video Title: HERBERT VON KARAJAN. Length: 19:00:37. View: 103,067 | |
|
Maurice Ravel - Bolero - Herbert von Karajan 1985 - Part I Ravel Video Title: Maurice Ravel - Bolero - Herbert von Karajan 1985 - Part I. Length: 19:07:51. View: 26,620 | |
|
Karajan Beethoven ''Egmont'' Overture Video Title: Karajan Beethoven ''Egmont'' Overture. Length: 19:08:16. View: 64,737 | |
|
Herbert von Karajan Dvorak Simphony n. 9 "Aus der Neuen Welt" Allegro con fuoco Herbert von Karajan conducting Berliner Philarmoniker in Dvorak's Simphony n. 9 "Aus der Neuen Welt", Allegro con fuoco (1966) Video Title: Herbert von Karajan Dvorak Simphony n. 9 "Aus der Neuen Welt" Allegro con fuoco. Length: 19:10:14. View: 114,358 |
Bing WebSearch
Here are 10 links from Bing search engine associated with the term herbert von karajan:
Blog Postings at Wordpress
Here the list of blog posting's on Wordpress that have category/tag herbert von karajan:
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه بیست و یکم خرداد 1390 ساعت 18:15 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
تلفیق موسیقی دو فرهنگ ملل شمالی و جنوبی، بر مبنای ویژگی های آنها، نیاز به شناخت و بررسی دقیقی دارد. برای مثال اگر بخواهیم عناصر موسیقیایی ملت ایرلند را مورد بررسی قرار دهیم، می بایست با در نظر گرفتن ویژگی های آن موسیقی، متناسب با مدال بودن یا تونال بودن ملودی ها، ریتم ها و پلی ریتم ها، عواملی مانند زبان و ریتم زبان ان ملت، دست به شناختی ظریف از این موسیقی بزنیم. بنابر این نیاز به شناخت فولکلور موسیقی ایرلندی، بسیار حائز اهمیت است.
فاکتور مهم "ریشه زبانی" این ملت شمالی، که در طول تاریخ دگرگون شده و دارای ریتم خاص خودش است، در شناخت ریتم های اصلی ایرلندی، بسیار برجسته می نماید.
مثلا، در بررسی موسیقی استونیا، با شنیدن و لمس ویژگی های آن از نزدیک و توجه به ریشه های اتنوموزیکولوژیکی آن، و سیر تاریخی تحول موسیقی استونیا از بدو داناییمان تاکنون، به شناختی از اصالتهای موسیقی ان ملت نزدیک تر می شویم.
به چه می توان رسید؟ چنین تلفیقی چگونه است؟
برای مثال، تلفیقی بین موسیقی ایران و استونیا؛ باید بدون دخالت سازها صورت بگیرد. از ترکیب این دو ویژگی که مربوط به فرهنگ شمالی و جنوبی هستند می توان به موسیقی ای در قرن بیست و یکم رسید که موسیقی تلفیقی محض بین دو ملت خواهد بود.
عناصر موسیقیایی فولکلور ایران و استونیا، هر دو شگفت انگیزند. اما برای چنین تلفیقی، نیاز به قانونمندی جدیدی داریم. اصالت ریتم های دو ملت و همین طور ساختار مدال، تونال یا پنتاتونیک ... و قانونمندی جدید تئوریکی را که بشود بر مینای آن تلفیق صورت بگیرد، ضروری می کند.
این قانونمندی جدید را من طرح کرده ام؛ که در آن، به مدی عجیب و جدید دست می یابیم که مرکز اصلی دومینانت آن درجه چهارم گام است (گام پایین رونده یا مد) و از تلفیق یک تتراکورد ایرانی و یک تتراکورد استونیایی روی درجه چهارم حاصل می شود و نیز اسم آن را می توان XY14 نامید!
این بدین معنی است که، تتراکورد اول، از گام شور ایرانی را، می توان با تتراکورد اول یا دومی از یک مد استونین، روی درجه چهارم، با هم بصورت یک گام تلفیق کنیم. حال دیگر این گام، گامی تلفیقی است. که می توان روی آن کمپوزیسیون کرد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در جمعه بیستم خرداد 1390 ساعت 11:16 موضوع مقالات | لینک ثابت
مد و کنترمد در سیستم آرمونی زوجhttp://www.harmonytalk.com/id/3929
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ساعت 4:14 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
پیش ا از هر چیز دیگری میخواهم چند اصطلاح رایج را که در این تئوری دیده میشود را توضیح بدهم.1)کنترمدالیته یا همان کنترمد:کنتر مد خودش مد دیکری است که تمام خصوصیات مد در آن نقض شده است مگر نوت مشترک آن دو که همان دومینانت میباشد.جهت این دو نیز متفاوت است.مثل برگشت یک گام.در اینجا مجموع دو گام مد و کنتر مد کروماتیسم را تشکیل میدهند و ما به استقلل نوتها میرسیم.
2)نوت دومینانت اصلی ترین درجه گام و مرکز مد میباشد.حتی تلاقی دو مد در دومینانت باید صورت بگیرد.
3)بهترین کنترمد برای گام مد که در اینچا گام دوگاه میباشد، یک دوم کوچک پایین تر از تونیک گام اصلی شروع میگردد.4)در اینجا دومین گام موسیقی ملی ایران یعنی دوگاه را بصورت سه بعدی نمایش میدهم.دوگاه همان دومین گام است.
3)مثال زیر را به دقت ببینید: به دلیل اینکه عکسها نشان داده نشده اندمیتوانید آنرا در http://amiralihannaneh.wordpress.comببینید.

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه هجدهم دی 1389 ساعت 3:37 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت
یادم میآید درست پس از ۲ سال کار روی شیوه کمپوزیسیون آثار مرتضی حنانه که به جرئت میتوانم بگویم ازقوانین بسیارمنطقی که باعث ایجاد زبان نوینی گردیده کار و آنالیز میکردم و با رنج و مشقت بسیار سر از تکنیک های اجرایی آن در میاوردم به تیوری جدیدی روی موسیقی پلی مدال کروماتیک تامپره دست پیدا کردم و با ارایه آن به مجامع موسیقیایی جهان و دفاع از آن نیزتا آنجا که میشده برآمدم.بله موسیقیی که از هر حیث غنی و دارای قابلیت های بسیار است.در هر حال در این تئوری "کنترپوان و هارمونی "هر دو با هم رابطه مستقیم دارند و بناهای هارمونیک کارهایم چنان تثبیت شده اند که تا منطق این زبان جدید که فطعا از هارمونی زوج مرتضی حنانه الهام گرفته برایتان جا باز نکند نمیتوان به تلفیق یا کمپوزیسیون دست زد واینبار آیین دیگری خلق کرد که کاری است مضحک.به عنوان مثال من گام دشتی را هم زمان با همایون و اصفهان از یک طرف بصورت یک پلی مد تامپره شده بکار میبرم و در عین حال کنترپوان دلخواهم را در کنتر مدالیته آن در یک گام ساختگی که بر پایه ویژگیهای سه مد اصلی نوشته بودم تنطیم میکنم.و اصالت لید وریتم هم در آن باید دیده شود و دست به ملودی سازی نمی.زنم.برای آشنایی با این نگرش باید علاقه مندان خودشان راغب باشند.متاسفم که این اقشار "موسیقی کار "هیچ علاقه ا ی نشان ندادند و پس از رفتن من به یونسکو ..همه شرکت کنندگان در آنجا از من میپرسیدند شما چون از کشورتان تنها هستید ما نمیتوانیم به کار شما رسیدگی کنیم هر چند هم حق مال شما باشد.و من هم در حالیگه مدارکی مبنی بر این را داشتم که مرتضی حنانه به عنوان آهنگساز برتر در آن سال۱۹۶۶ شرکت کرد و برنده آن مسابقه آهنگسازی که در پاریس برگزار شدً .داشتم نا امید شدم..البته در آنجا به من ضمن تشویق گفته شد که یونسکو دارای کمیسیون ملی در تهران میباشد و این دغدغه ای شد برایم که بفهمم بالاخره چنین ارگانی درایران هست یا نه و فهمیدم که در تهران چنین ارگانی هست.که پس از تحقیق برایم مسلم شد
خوب این ارگانها وطیفه دارند زیر بال وپر هنرمند را که نمیتواند فرضا در صف به ایستد را بگیرند و سروسامان دهد و به ما کمک کند.من در اینجا از کمیسیون موسیقی یونسکو در تهران تقاضا میکنم شرایطی را فراهم آورد که ما بتوانیم موسیقی ایران را در جهان بیشتر نشان دهیم. من سعی کردم دستاورد کارم را قبل از رفتن در تهران به معاونت فرهنگی یونسکو در خیابان میرداماد نشان بدهم ولی آنها هر با جواب منفی و نا امیدانه دادند.تا من ایمیل برایشان ارسال کردم ولی خبری نشد.امیدوارم که کمیسیون ملی یونسکو اینبار با من همکاری لازم را بکند.
در دعوت قبلی برای اجلاس دوم پداگوزی نیز با دیر شدن آمادگی لازم از شرکت محروم ماندم..به هر حال من از ریاست کمیسیون ملی یونسکو صمیمانه میخواهم که برای این کنفرانسها بودجهای اختصاص دهد تا ما بتوانیم با مدارکی که موجود است حقانیت خودمان را ثابت کنیم.در اینجا جای دارد از جناب آقای محمد سریر که اضهار داشتند که مرتضی حنانه بزرگترین موسیقیدان ایران بوده تشکر بکنم واین حرکت باعث ایجاد انگیزه کاری هنری در من میشود...
البته همه بزرگان ما بر سر ما حق دارند و بیاد رهبر ارکستر سمفونیک فقید که این روزها دیگر اسمی از او نمیشنوم زنده یاد فریدون ناصری رهبر دایم ارکستر سمفونیک تهران .وبیاد همه هنر مندان ارزشمندنان.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ساعت 4:38 موضوع مقالات | لینک ثابت
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران
مقدمه
در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هر دانشمندی (موسیقیدانی) که تئوری موسیقی ای از خود ارائه دهد، حتما باید با علومی همچون فیزیک و ریاضی تا حدود زیادی آشنا باشد. این بدین دلیل است که در دنیای امروز برای اثبات مطلبی تئوریک، استفاده کردن از نمودار بسیار آسان تر از اثبات آن روی 5 خط حامل است. با توجه به این که این تئوری جدید در دنیای امروز و در فضایی سه بعدی تعریف خواهد شد، لزوم آشنایی با نمودار ها را برای هنرجویان عزیز توصیه می کنم. قبلا در کتاب "تئوری موسیقی ایران" نوشته آقای داریوش طلایی، استفاده از "مربع های عمودچین شده روی هم" که نقش تتراکورد ها را بازی می کرد را دیدیم. این خود شیوه نوین تری بود، اما رفاه در انتقال مفهوم به هنرجو در آن بسیار کمتر دیده می شد. نهایتا هدف، رسیدن به پولی فونی با رفاه بیشتر در ساختار مدال و ایجاد کنترپوان های متوالی قدرتمند برای گسترش (Development) موسیقی، آن هم نه به صورت کلاسیک بلکه راحت تر از همیشه، است. ( یعنی حاوی بالاترین تکنیک کمپوزیسیون) چون تئوری موسیقی هایی که در کشور ما انتشار یافته است، مبنای آن تئوری موسیقی کلاسیک غرب بوده است (تنال دیتونیک)، مانند تئوری های آقای پورتراب و پرویز منصوری و ... ، در آن دومینانت یا درجه پنجم، نت اول تتراکورد دوم محسوب می شود، لذا به این تئوری ها دیاتونیک اوتنتیک می گوییم. اما، در این سیستم جدید، تئوری موسیقی نوین من بر اساس توالی دو تتراکورد روی "یک نقطه" سبب می شود در ساختار مدال، به آن تئوری مدال کروماتیزم پلاگال بگوییم. در مورد ساختار کروماتیزم بعدا اشاره خواهد شد.
اگر به مهم ترین تعریف تئوریک، یعنی گام، توجه کنیم، یعنی : "مجموعه ای از نت ها که در یک اشل صوتی به صورت متوالی قرار می گیرند و نت اول در آخر تکرار می شود"، آن گاه با همین تعریف ساده که آخرین فرمی است که شکسته خواهد شد می توان دست به آفرینش بسیار مقتدرانه ای زد. چند نوع از این گامها را می توان شناسایی کرد؟ بدون شک تعداد این گامها بسیار زیاد تر از آن چه در تصور مان می گنجد خواهد بود. ولی گام به تنهایی مد نظر من نیست. باید "مد" را هم بشناسیم. این کلمه گنگ (Modo ( که امروزه در استفاده روزمره نیز وجود دارد و در دنیای مدرن هر روز آن را می شونیم، بر عکس، اشل صوتی کهنی است که در آن فرهنگ و عصاره آواز های ملتی کهن ( ایران یا آریان) وجود دارد ، که از طرفی به اسطوره ها هم مربوط می شود. مد (نه به معنی شکل ظاهری) بلکه در این تئوری مادر و عصارهء لادها (LADES) ملودی ها یا ترانه های کهنی هستند که تا به امروز بخشی از آنها به دست ما رسیده و بخش دیگر آن درطول تاریخ گم شده است. اکنون نمی دانیم که در کجا باید به دنبال آن ها بگردیم و بی شک یا آنان در غرب و در مرکز اروپا به دست فراموشی سپرده شده اند و یا در فرهنگ ملل مرکزی اروپا خود را جا انداخته اند.
مد، که مجموعه ای از ملودی های باستانی است، از هفت نت تشکیل شده است. برای همین هم در نگرش قدیمی تر در ایران، از "هفت دستگاه موسیقی ایران" یاد می کنیم. ولی هدف رسیدن به کروماتیزم می باشد. پس آن پنج نت باقی مانده چه می شود؟ حال چه رسد به ربع پرده هایی که در ساختار دستگاه باعث می شود که گامی از 18 نت بدست بیاوریم که در آن هیچ چیز جای خود را پیدا نخواهد کرد. پس راهی جز تامپره کردن مد ایرانی برایمان نمی ماند و بهتر است استانداردهای جهانی را رعایت کنیم و مد های خود را به صورت تعدیل شده در این تئوری مطرح کنیم تا بتوانیم کروماتیزم و مدالیته را در تلفیق های آینده با قدرت بیشتر بنویسیم.
گفتم هدف رسیدن به کروماتیزم است ( چون کروماتیزم کاملترین شکل استاندارد گام است)، پس می خواهم سعی کنم ساختار دیاتونیک گام را بشکافم و در گام کروماتیک، مدی خاص را مطرح کنم. این به من آزادی بیشتری را در کمپوزیسیون می دهد زیرا هدف من از این تئوری صرفا استفاده آن در کمپوزیسیون (آفرینش) خواهد بود. بنابراین ابتدا "گام مد" و سپس "گام کنترمد" را برای اولین بار مطرح می کنم. قبل از آن دوباره تاکید می کنم که "مفهوم گام" به عنوان تنها فرمی است که غیر قابل دگرگون شدن می باشد. از آنجا که همه چیز در دنیا به سمت دگرگونی می رود اما تا زمان دگرگونی گام (تمام شدن موسیقی) هنوز می توان کارهای بزرگی انجام داد.
یک نکته هوشمندانه تری هم در این جا وجود دارد که من در این تئوری، مد (Mode) را بر پایه گام استوار نموده ام. یعنی گام به مانند لیوانی است که حاوی آب (مد) می باشد و این گام باعث می شود که نه تنها به مد شکل می دهد بلکه باعث می شود آب هدر نرود و روی زمین به صورت بی شکل ریخته نشود. اولین گامی که می سازیم، "گام مد دیانونیک پلاگال" است که در آن به جای درجه 5، "درجه چهارم" را به عنوان نمایان یا دومینانت معرفی می گردد. زیرا در ساختار مدال که بعدا در نمودار ها خواهید دید توالی دو تترا کورد بر روی یک نقطه، در درجه چهارم گام، می باشد. پس، از این به بعد عنوان "نمایان" به درجه چهارم گام یا "نقطه تلاقی دو تتراکورد" ، اطلاق خواهد شد که خود به " اعتبار مدالیته" نیز می افزاید. به دلیل آن که مد از هفت نت تشکیل شده بود.
امیرعلی حنانه شنبه8 اسفند
…………………………………………………………………………………………………………………………………………………1388 گام Gamme مد Mode گام مد Gamme de Mode گام کنتر مد Gamme de Contremode گسترش Development نمایان Dominant نقطه تلاقی یا مرکز جاذبه پلاگال Plagal تتراکورد Tetracorde اسطوره myth فرم Form لاد Lade دیاتونیک Diatonique
در دنیای امروز وقتی انسان صدای توربین هوا پیما را که دارای منطق و شکل هندسی است را با کمال میل می شنود و لذت می برد سخن از لوله های صوتی و هارمونیک های طبیعی که آن هم به ساختار ساز ربط دارد نه آواز، چیزی واهی به نظر می رسد و بوده است. در این جا فیزیک صوت نمی تواند مورد قبول واقع شود زیرا همان فیزیک صوت نمی تواند صدای هواپیمای مدرن را تحلیل کند. پس از فیزیک اپتیک یا همان دیدن شنیدن استفاده شده است.
این یک قطعه کوچک پلی مدال و بی فرم به یاد مرتضی حنانه، که بر مبنای گام مد شور و مد دشتی است.

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه پانزدهم اسفند 1388 ساعت 1:39 موضوع مقالات | لینک ثابت


نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 18:24 موضوع مقالات | لینک ثابت
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 7:19 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
من شخصا فکر نمی کنم که پدرم مرتضی حنانه تا این حد مغرضانه و کودکانه با دستگاهها یا مقامها یا مایه ها یا.....ها که آخر هم جای خودشان را در این نوع موسیقی (سنتی) هنوز هم پیدا نکرده اند مشکلی داشت. اصولا حنانه با مفهوم اشتباه و "ناگویای" رایج شدهء "دستگاه" ، در موسیقی سنتی ما، که باعث عقب افتادن موسیقی علمی ایران می شد، نه تنها مشکلی نداشت بلکه عمر خود را روی "تحقیق" بر سیستم "مدالیته" گذاشت که زیر مجموعه "کروماتیزم" می بایست بشود. سیستم "کروماتیزم" فقط سیستمی غربی نیست و چون در غرب کشف شده است نباید آن را غربی خواند یا تلقی کرد. بلکه باید آن را میراثی فرهنگی و باستانی ملل آریایی برشمرد که در منتها الیه شمالی "کوههای اورال" در روسیه کنار اقیانوس منجمد شمالی می زیستند و به علت سرمای وحشتناک از انجا گریختند و عده ای از آنها (مادها MEDIAN) که زود تر به سرزمین فعلی ایران رسیدند و این ترانه یا آواز های باستانی خود را نیز با خود به این سرزمین انتقال دادند( MEDIA+LIDA یا MEDIA+LADA) که امروز در غرب به اسم MELODY رایج است که از ایران به یونان و از آنجا به اروپای شمال و شمالغربی(ایرلند) رسید.
موسیقی سنتی ما پر از فواصل "نامتعادل" است که بهتر است حذف شوند تا بتوانیم مفهومی تر با جهان امروز به تبادل هنری بپردازیم. "مد" دستاورد سیستم متعادل کروماتیزم جهانی است ولی "ردیف" و "گوشه" را اگر آوازهای باستانی قابل تامپره شدن باشند پس با کمال میل آن را در این زبان جهانی جای می دهیم . سپس از آن ناگزیر "گامی" بر مبنای همان مدالیته ها (LADA یا همان اسم "لیدا" به معنی آوازهای باستانی مادها و سایر ایرانی ها) می سازیم تا آن را با کنتر مدالیتهء خودش تلفیق کنیم.
این اصول، کمپوزیسیونی مدرن است که بر مبنای مدهای موسیقی ایران، توسط مرتضی حنانه تحت عنوان "هارمونی زوج" که در فرهنگسرای نیاوران در سال 1353 دفاع شد. پس پایه گذار ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فارابی و ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون، نمی تواند به خاطر حساسیتهای کودکانه که از آن یاد کرده اند، مغرض شناخته شود. اما اگر لزومی به نشاندن حساسیت کودکانه او بوده است، پس امری جداگانه ای میتوان طراحی کرد که بر سر آن به گفتمان بنشینند! ولی لازمه آن "تحقیق" است نه "احساس" و برداشت های احساسی. بهتر است موسیقی اصیل ایرانی را به کلاسیک غربی مربوط نکنیم زیرا کار حنانه موسیقی مدرن ایران بود نه موسیقی کلاسیک غربی. می توانید مطلب "موسیقی کلاسیک و سنتی" را در همین بلاگ مطالعه کنید.
من در این باره تحقیقات زیادی کرده ام و نه به ساز سنتی کاری دارم نه دیگر به ساز غربی( جهانی متعادل). بلکه من مفهومی تر به موسیقی ایران می نگرم. دوستان من، دیگر نزاع بر سر این واژه های نا مفهوم هیچ لزومی ندارد زیرا :
به هر حال همه ملل جهان سرود ملی کشور خود را با "سازهای سنتی" که نمیتوانند اجرا کنند!!!!
پس بهتر است موسیقی که سنت نیست را با سنت که موسیقی نیست آلوده نکنیم!!!
همانطور که نمی شود گفت: "بشنو از فلوت چون حکایت می کند" و ......
******************************************************************
مشکل داشتن مرتضی حنانه با موسیقی دستگاهی ایران در "حنانه و هزار دستان"
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 0:58 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
![]()
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" (1) تا این حد فاقد گویاییست.......ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیرو تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. براشفته شدم.ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟.....بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم.............در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد....به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم.تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند.ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد..."درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
نوشته امیر علی حنانه 29 شهریور 1387 تهران.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
به مناسبت نوزدهین سالگرد درگذشتش.
************************************************************************
*1. توضیحات: منظور از عصر ما همان دنیای مدرن امروز جهان می باشد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 22:23 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
MortezaHannaneh is the true founder of the modern national music in Iran .I think it doesn't need to explain his biography to the Iranian and the interested persons in Iranian modern national music. Every one knows that graduated from the Tehran conservatory. (HonarestaneAliyeMusiqi , he cooperated with ParvizMahmood, the famous composer who supported him to found the Tehran symphonic orchestra. from (1952 to 1954)he was the conductor of this orchestra. He went to Italy to study more and research on music in late 1954 .Getting remarkable scientific experiences on music, he returned to Iran after eight years.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 6:38 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
موسیقی کلاسیک و سنتی- دو اصطلاح هر جایی شده در موسیقی ایران .
واقعاً تعجب میکنم که در این 9 سال شاهد هستم که موسیقی جهانی و موسیقی اصیل ایرانی به هیچ وجه جای خود را نمییابد. نگرش، یعنی از همین جا شروع کردن. هنرمند، همیشه به دنبال لحظاتی است تا بتواند بدون وسواس، حرفش را بزند. پس اول تکلیف را روشن تر میسازم. بیاییم خودمان را راحت تر کنیم و بگوییم موسیقی جهانی که کلاسیسیزم نیز زیر مجموعه ای از ان در زمانی خاص است و به ناچار [ موسیقی اصیل ایرانی ] که زمان یا بهتر بگویم تاریخ، در ان گم شده است. با شنیدن لفظ موسیقی کلاسیک، شما سریعا از ( موتسارت تا شوبرت – مکتب کلاسیسزم وین ) در ذهن تان نقش میبندد اما مفهوم موسیقی اصیل ایرانی یا ( موسیقی سنتی ایرانی ) که به نظر کاملا با هم فرق دارند، هیچ گویا نیست. پس سنتی و کلاسیک، اشتباه محض است و باید روی ان تامل کرد......
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 ساعت 5:44 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
به نام خدا
0p.13
- راز كاپريس لعنتي برجستهترين اثر مرتضي حنانه
Caprisse per pianoforte e orchestra
(1956 – 1986) «نوشتة اميرعلي حنّانه»
همه چيز از آنجايي شروع شد كه من در شهريور سال 1368 وقتي كه پدرم مرتضي آن كاپريس لعنتي را كه از بچگي با آن آشنا بودم، امضاء كرد و به من اميرعلي حنانه تقديم كرد، ذهن من درگير شد و ديگر تمام هدفم براي رفتن به خارج، جايي كه بتوان تحصيلات آكادميك در زمينة نوازندگي پيانو را به طور جدي شروع و به اتمام برسانم كه چون پدرم به من سفارش كرده بود، تصميم گرفتم به مسكو جايي كه صاحب مكتب نوازندگي پيانوي مطرح در قرن 20 بود بروم. و براي كسب يك تكنيك برتر و پيانيست جهاني شدن اقدام كنم.
پروردگارا، تو را ستايش ميكنم كه آنچنان شغلي را به من عطا كردي كه جز مرتاض از آن سر در نميآورد. 1362/4/13 مرتضي حنانه- تهران
مرگ استاد مرتضي حنانه در 24 مهر ماه 1368
استاد مرتضي حنانه در شهريور سال 1368 همانطور كه گفتم قبل از مرگش اين اثر را به من تقديم كرد. اين اثر در سال 1365 بالاخره پس از سي سال تفكر و تعمق و وسواس هنري، تمام شده بود........
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 21:51 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
برچسبها
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY