مرتضی حنانه در فرهنگ سینمای ایران
در این سایت که متعلق به سازمان سینمایی سوره میباشد تقزیبا تمامی فیلمهایی را که مرتضی حنانه بزایشان موسیقی نوشته را با تاریخ میتوانید ببینید.وهمینطور در مورد هر فیلم با کلیک روی آن میتوانید اطلاع بیشتری بدست آورید.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 14:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
تا آجا گفتم که :چرا بین این دستگاهها ارتباطی وجود ندارد و مثلا چرا همایون هیچ ارتباطی با سه گاه ندارد.در صورتیکه مثلا گام "مینور"با گام "مازور"ارتباط دارد .از هر گام مازوری میشود سه گام مینور استخراج کرد.با جمع آوری اصطلاحات به نکته قابل توجهی دست یافتم.و آن این بود که آیا دستگاه همان لغتی است که برای اتومبیل یا آپارتمان به کار میرود یا این که معانی دیگری هم میدهد...؟در اینجا بود که به اصطلاح دستان برخورد کردم.دستان یعنی پرده ای که روی ساز میبندند و بعد دستان نشانی یعنی پرده بندی،متوجه شدم که هر سه لغت دست در آنها مشترک است."دستگاه"یعنی دست و "گاه"
"گاه" به معنی محل انگشتان دست،یعنی طرز قرار گرفتن دست بر روی گاه است.مثلا چهارگاه یعنی چهارمین انگشت بر روی محل مخصوص،سه گاه یعنی گاه سوم.پس حالا که چهارگاه و سه گاه داریم باید "یک گاه"و "دو گاه"هم وجود داشته باشند.با همکاری سایر همکارانم موفق شدیم دستگاهی را به جای "دوگاه" بنشانیم.که با دستگاه سه گاه و چهار گاه رابطه ای داشته باشد.و آن دستگاه شور بود.شور بخوبی میتواند "دوگاه"باشد و آن ارتباطی را که در پیش میگشتم را بر قرار سازد.ولی اگر دستگاه همایون را در جای دوگاه میگذاشتیم هیچ ارتباطی برقرار نمیشد.پس دستگاههای ما بصورت "یک گاه" "دو گاه" "سه گاه""چهارگاه" باید باشند.با امتحان کردن آنها روی ساز بدرستی آنها پی بردیم.یعنی اگر "شور" دوگاه باشد و با "سه گاه"ارتباط بر قرار کند،نوازنده دیگر مجبور نیست در محیط گسترده تری انگشتانش را بکار بگیرد.
کامل کردن این کتاب در مجموع سیزده سال بطول انجامید و در آخر توانستم گامی را کشف کنم که در زمان ساسانیان وجود داشته و آن "گام راست"است.برمبنای آن ساز را پرده بندی کردم و دریافتم که تمام موسیقی ایرانی را اگر بر مبنای گام راست تنظیم کنیم میتوانیم براحتی تمام هفت دستگاه موسیقی ایرانی را اجرا نماییم.
نام این کتاب گامهای گمشده است...............ادامه دارد
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه هفتم شهریور 1390 ساعت 2:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
مرتضی حنانه در این مورد خود مینویسد:
-طی چند سالی که در ایتالیا تحصیل میکردم ، اطلاعاتی از طریق مطالعات اجباری،درباره موسیقی گریگورین یا مذهبی بدست آوردم.به این فکر افتادم که دسنگاههای موسی گریگورین یا همان مدهای کلیسایی ایتالیا ، نمیتوانند فقط ایتالیایی باشند.و میبایست سابقه بیشتری داشته باشند..مثلا نظیر چنین مدهایی هم باید در ایران باشد.بالاخره به این فکر افتادم که در مورد ریشه های دستگاههای ایرانی بیشتر تحقیق کنم.و احیانا یافتن رابطه ای با دستگاههای موسیقی ایتالیا که نشان گر آن باشد که آنها چطور توانستهاند از طریق دستگاه ترقی کنند و دستگاههایشان را به گامهای متعددی تقسیم بندی کنند.
پس از بازگشت به ایران به فکر ساختن اثری بودم که متمم اصلی آن موسیقی ایرانی و محی چند صدایی آن اصواتی از علوم موسیقی غرب باشد.
اما متوجه شدم که زحماتم بی نتیجه خواهند ماند.چرا که این اثر نمیتواند اصالت داشته باشد.و نمیتواند یک اثربرجسته هنری محسوب شود.این بود که به مرحلهای زسیدم که میبایست خودم با استفاده از دستگاههای ایرانی و قرار دادن هارمونی ،زیر ملودی ایرانی ترکیبی از موسیقی ایرانی را بوجود بیاورم.اگر موسیقی غربی پایهاش بر فواصل یک-سه- پنج-هفت استوار باشد،ممکن است موسیقی ایرانی چنین نباشد.چنانکه اگر درجه پنجم برای موسیقی غرب با ارزش است در موسیقی ایران و شرق درجه چهارم معتبر است،و اگر درجه دوم برای آنها نا مطبوع است، به عکس برای موسیقی ما بسیار دلنشین خواهد بود.پس میبینیم که حس شنوایی ملل مختلف در تشخیص احساسشان متفاوت است.
تحقیقم را ادامه دام و متوجه شدم که اگر بخواهم هارمونی از خود دستگاههای ایرانی بسازم، می بایست اول بدانم که این دستگاهها چه هستند..البته در کلاسهای متوسطه هنرستان تئوری موسیقی ایرانی توام با افکار و عقاید استاد وزیری و خالقی را مطالعه کرده بودم ،اما می بایست مطالعاتی بر روی اصطلاحات موسیقی ایرانی و تجزیه تحلیل آنها به منظور دریافتن معنی واقعی آنها صورت میدادم و از همه مهمتر اینکه بدانم این هفت دستگاه موسیقی ایرانی چه هستند و "چرا اصلا ارتباطی با هم ندارند".مثلا سه گاه هیچ ارتباطی با همایون ندارد یا چهارگاه ربطی به ماهور ندارد.چرا؟در صورتیکه مینور با ماژور ارتباطمستقیم دارد......ادامه دارد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در چهارشنبه دوم شهریور 1390 ساعت 0:37 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
در مد دو درجه وجود دارد که می توان آنها را مدال نامید. همان طور که در ماژور و مینور غربی درجات 1 و 4 و 5 نت های تونال هستند و دارای اعتبار بسیاری نیز هستند. در موسیقی ایران درجه 1 و 4 از این مزیت برخوردار است. (بر گرفته از سایت گفتگوی هارمونیک.)
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 1:7 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
Konference-morteza hannaneh-02 by amiralihannaneh
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه نهم تیر 1390 ساعت 1:22 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
رنج موسیقیدان بودن........قسمت دوم
....بشوم یک متوقف شده سرگردان.سرو صدا راه بیاندازم که اوه...این جامعه سیاه این مردم جاهل قدر ما هنرمندان گرامی را نمی دانند.پس زنده با د می و میخوارگی و بقیه سرخوردگان و حاشیه نشینان...
نه میخوام ببینم که ما،من و امثال من چه به این مردم داده ایم که اینقدر از آنها توقع داریم؟کدام راه کدام جهت درست را به آنان نشان داده ایم که میخواهید حلوا حلوایمان بکنند و بالای سر خودشان بنشانند؟نه راستی چکار کرده ایم؟حالا هم که مرد با سواد و با حسن نیتی آمده روی کار و موسیقی میفهمد و موزیک میشناسد و دلش میخواهد ما هم سری از تو سرها در بیاوریم(منظور از ما ایران است)آقایان ( موسیقیکاران و موسیقی دانان)رضایت نمیدهند. حالا حنانه شده سواره و آقایان پیاده..."
سر درد دلش باز شده بودبغض کرده بود و تند تند حرف میزد.ناچار سر حرف را برگرداندم و پرسیدم راستی بگویید از کارتان از رادیو از نوازندگان راضی هستید؟
-نه.توی رادیو هم پر از مشکل است.میپرسم کار دیگران که با کار شما منافاتی ندارد؟----ای ا آقا فلان باجی تا دیروز توی خونشون دیگ میسائید،امروز آمده شده خواننده وبعدش از او چپ و راست صفحه چاپ میکنندوبعد تبلیغات راه میاندازند بعد میشود هنرمند بزرگ ایران،اگر رویش را کم کند مطابق مد روز خودش را خواننده مردم میخواند . اگر رویش زیادتر باشد اونهم خیلی داد راه میاندازه که وای از محیط دون پرور هنرمندکش.این حاصل کار موسیقی .و اجرا کندگان وطنی آن هستند.کجای دنیا یکی شب میخوابد و صبح بیدار میشود و یکراست میرود پشت بلندگوی یک مملکت آواز میخواندو خواننده میشود؟پس مکتب کو؟تعلیم کو؟آن جوهر هنری کجاست؟؟؟؟آیا سزاوار است که قد ر حسین سرشار با آن همه جان کندنش در راه موسیقی مجهول بماند و فلان بی بی از مطبخ گریخته خواننده سرشناس و بزرگوار این ملت بشود؟باید مردم را از نظر فرهنگی و هنری عادت داد تا با موسیقی پولیفونیک خو بگیرند.تا موسیقی صحیح رااز موسیقی مبتذل فرقش را بفهمند.ما خیلی کار داریم .و هر کاری هم که میکنیم برای ارتقائ شعور موسیقیایی مردم است.
-در مورد موفقیت جدیدتان بگویید-آنجاها چه خبر بود؟
-همه جا حرف از موسیقی مدرن است.کشورهایی هم که هنوز نتوانسته اند به این کنگره نفوذ بکنند بخاطر موسیقی سانتیمانتالیزم خودشان است.حالا صحبت از اصوات است. صحبت ازاستقلال نوتهاست.آنان با عطش غریبی دنبال صداهای جدید میگردند.برای همین هر ملتی که موسیقی اش هنوز در مایه کهنه بود مورد تمسخر قرار میگرفت.
در مورد این کنگره و نحوه داوریش حرف داریم اما مجالی نیست چه باید کرد؟-میگذاریم برای یک وقت دیگر موافقید؟-بله
-خداحافظ لطف شما زیاد...........تیر ماه 1345 تهران-ایران/
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 3:59 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
مد و کنترمد در سیستم آرمونی زوجhttp://www.harmonytalk.com/id/3929
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ساعت 4:14 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
Piano solo:Amir ali Hannaneh-recorded in Saba studio/Tehran -Iran..tel 0938868969
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه چهاردهم اسفند 1389 ساعت 1:5 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
http://www.harmonytalk.com/id/3479
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه هجدهم مهر 1389 ساعت 4:48 موضوع تاریخ موسیقی ایران | لینک ثابت
درباره تاریخچه موسیقی ایران و چگونگی تحولات آن نمیشود خلاصه و طی چند جمله سخن گفت.ولی به منظور آشنائی بیشتر این تاریخچه را اگر چه خلاصه بیان میکنم.موسیقی ملی ایران را باید به ۳ دوره متمایز تقسیم کرد.۱-قبل از اسلام ۲- بعد از اسلام ۳- دوران پهلوی تا به امروز.از نخستین دوره جز چند اسم مانند نکیسا-باربد-بامشاد و ...اطلاع بیشتری در دست نداریم.در دوران بعدی یعنی بعد از اسلام موسیقی شخصیتی یافت و میتوان گفت که به دوران شکوفائی خود رسید.در همین زمان است که اشخاصی مانند فارابی-ابن سینا-صفی الدین ارموی-رودکی-و...درخشیدند و رسالاتی در مورد موسیقی نگاشتند که متاسفانه هیچکدام از مدعیان و به اصطلاح اساتید تلاشی برای ترجمه و شناسائی این آثار به عمل نیاوردندُ-و هگر کسی هم دست به چنین تحقیقاتی زد در مقابلش موضع گرفتند.این در حالیست که ترجمه فرانسه آنها از جمله رساله فارابی به عنوان""موسیقی عرب پایه موسیقی جهان است""سالهاست که در ۳ جلد چاپ شده و مورد استفاده قرار میگیرد.در اینجا اشاره به این نکته ضروری است که چون متن این رساله به عربی است مترجم فرانسوی را دچار اشتباه کرده است.
حال آنکه باید گفت: موسیقی ایرانی پایه موسیقی دنیا است".خودتان ببینید که کار از بی توجهی به کجا میکشد. فارابی که متعلق به اینجاست و اهل فاراب خراسان است-آنوقت عده ای می آیندگذشته از آثارش ملیت او را نیز تحریف میکنند و هیچکس هم در آن روز اعتراضی نمیکند.(تقریبا ۴۰ سال پیش).
این بسیار تاسف انگیز است.در اواخر دوران دوم به علت عوامل گوناگون مانند جنگهای ایران و عثمانی همه مسائل تحت الشعاع قرار میگیرندو موسیقی نیزدجار رکود یا بهتر بگویم انحطاط میشودو این دوران ۵۰۰ سال به طول انجامید.و اگر قسمتهائی از آن "موسیقی اصیل" توسط اقلیتهای مذهبی مثل زردشتیان و به خصوص ایلات و عشایر که کمتر در معرض هجوم عوامل خارجی بودند محفوظ نمیماند-شاید امروز چیزی بنام موسیقی اصیل وجود نداشت.
در دوره سوم -"پهلوی" ریشه ها از دوران قاجار بوجود آمده و میبایستی در کارهای قاجارها جستجو کرد.ریشه هایی که در دوران بعدی با سیستم منطقی تری ادامه یافت.درویش خان اولین مدرسه موسیقی را در دارالفنون دایر کردو کار او بوسیله دیگران دنبال شد.پس از این قسمت وقتی غلامرضا مین باشیان از خارج به ایران بر میگردد ۱۵ تا ۱۷ معلم خارجی را در هنرستان عالی موسیقی استخدام میکند که پدرم نیز شاگرد کلاس هورن رودلف اوربانتس میشود.خوب در آن زمان موسیقی ملی ایران میرفت که بر اساس موازین علمی دوامی بگیرد که در اثر عوض شدن وزیر فرهنگ وقت و مشکلی که با مین باشیان داشت این نوع موسیقی به شدت لطمه خورد.علت دیگری هم که باعث شد موسیقی ملی ا نگیرد و مقام شایسته خودش را در جهان پیدا نکند عدم توجه به پایه ها و موازین علمی و بین المللی بود.میدانیم که موسیقی اصولا به دو نوع است۱-موسیقی علمی ۲-موسیقی ملی.موسیقی علمی دارای جنبه جهانی است البته این موسیقی در زاپن میتواند رنگ و بوی آنجا را بدهد در فرانسه هم رنگ و بوی فرانسوی را داشته باشد-ولی نحوه بیان و کلمات آن به یک الفبا است.درحالیکه موسیقی ملی در هر کشوری مخصوص همان کشور است.متاسفانه ملی وعلمی اینجا تداخل کرده اند و گناهشان هم گردن اساتید و...ما باید درجهت علمی کردن موسیقی ملی ایران گام برداریم و به پولیفونی که رنگ و بوی اینجا را میدهد دست پیدا کنیم.تار زدن تنها نمونه موسیقی ایرانی نیست.ملودی دیگر اهمیتی ندارد در اینجا کرساکف ملودی اسانیائی را تنظیم میکند ولی روسی صدا میدهد.با این تفاسیر موسیقی ملی ما به علت نبود ایده های جدید و بی توجهی به هارمونی ایرانی از بین خواهد رفت و اصالت خو د را از دست خواهد داد.برای جلوگیری از آن موسیقیدانان باید همفکری کنند و نه تکروی و .....
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ساعت 21:30 موضوع تاریخ موسیقی ایران | لینک ثابت
فروردین 1389---تهران/فرهنگسرای فردوس منبع:همشهری آنلاین
The Public Relations Department, Cultural and Artistic Organization of Tehran Municipality, Cultural and Artistic Organization Shooshtar supervisor in the first meeting of five regional seminar elite Cultural continuity in all areas of implementation such Hmandyshyhayy announced in Tehran and said: "Apart from this meeting, this year serious basis to celebrate the rituals of the elite in Tehran in the wards, cultural, artistic, and we hold these events with higher quality and quantity will be held in thو
. He added: municipal tenant is the people and our people's trust towards the municipal, heavy duty and responsibility we have on the agenda of a map of the municipality that little act of cultural c
Referring to the activities Shooshtar organization said last year: training managers from the area of building complexes 7 and this year we started the whole city will expand. . Also is a special card to all citizens Tehrani given citizenship to become honorary member organization and Cultural Organization to use services.
.
The director of the cultural festival fair trade in Tehran and the total donation, "blessed show" News and said: "This festival last year, randomized sample was performed in 3 and 60 of the top area shopkeepers were introduced to the popular vote and we hope this movement, we increased the sense of citizen responsibility. Shooshtar other activities that it named, introduced sample zone in Tehran that the new year, a town in each region will be exemplary.
. The first meeting of the seminar elite culture and art district five, with Sydmhmdjvad Shooshtar supervisor Cultural Organization of Tehran Municipality, Deputy Mayor of the region 5 and 15 living in the area of Cultural Elite 5, Pryshb Ferdows was held at Cultural Center.
Doctor hassan Riahi (face presistent}i .and-Amirali Hannaneh (musician), Abolfazl Zrvyy Nsrabad (Tnzprdaz), MR Bdalmlkyan (poet), Jamshid Jam (singer), Khosrow Shmshyrgran (speaker), Seyed Vahab Hosseini (veteran Quran), Hojjatoleslam Mohammad warrant (Professor), certain engineer (computer engineer and inventor), Razieh traders (novelist), turquoise Mozaffari (cartoonist), Elaheh Khatami (calligrapher), vision-Sadr (the researcher) and healthy Sudabeh (musician) attended and addressed the expression of their views.
| |
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه پنجم مرداد 1389 ساعت 0:49 موضوع امیر علی حنانه | لینک ثابت
مرتضی حنانه، همواره سعی و تلاش خود را برای شناسایی مد های شگفت انگیز موسیقی ایران که قطعا ما را از سایر ملتهای آسیایی مجزا کرده اند، نشان داده است. در آثارش به وضوح تلفیق کنترپوانتیک بر مبنای هارمونی زوج که ابداع خودش بر موسیقی ایرانی است شنیده می شود.
در اینجا نیز ملاحظه می کنید که او حتی با برگزاری کلاسهای آموزشی با بزرگان موسیقی اصیل ایرانی سعی در جا انداختن درست مفاهیم موسیقی کشورمان داشته است. در اینجا اساتیدی چون استاد جلیل شهناز، استاد حسین قوامی و استاد علی اصغر بهاری حضور داشته اند و در مورد موسیقی ایران به گفتمان واجرا آزمون و خطا نیز برداخته اند. روحشان شاد.
در این فیلم هر چهار هنرمند در جمع علاقه مندان موسیقی ایران به صحبت و گفتگو نشسته اند. در این جا حنانه سعی در نوشتن مدهای ایران و مطابفت ان با استادان موسیقی اصیل ایرانی است. امیر علی حنانه---اردیبهشت 1389 .
فیلمی از شناسایی موسیقی ایران در سال 1347
http://www.youtube.com/watch?v=LDsl39WM6cE
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 16:26 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
در شب سال نو میلادی، با یاد سه موسیقی دان برجسته ایران، غریب سنجری و حنانه، به استقبال سال 2010 می رویم. امید است در این سال تغییرات بزرگ و محسوس در روند تعالی هنر موسیقی ایران که موسیقی ای است مدال، صورت بگیرد و با اجرای آثار چنین هنرمندانی با ارکسترهای مختلف جهان، قدرت آهنگسازان ایران را به نمایش بگذاریم.
از غلامحسین غریب به مرتضی حنانه 26 آوریل 1957

از حشمت سنجری به مرتضی حنانه 17 مارس 1957

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه دهم دی 1388 ساعت 23:2 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 2:26 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت

بلاخره پس از 30 سال زحمت و رنج که در این یک سال گذشت، امسال مجله گزارش موسیقی مطالب جالبی از من و خانواده ام و دوستانمان و قطعا پدرم به چاپ رساند. این باعث خوشبختی است و جای تشکر دارد. من شخصا از بالاترین تا پایین ترین دست اندرکاران این ژورنال هنری تشکر می کنم. همین طور از آقای سردبیر محترم جناب سروش ریاضی که در نبود من، ( به علت سفر کاری تحقیقاتی و شرکت در سی و سومین کنفرانس موسیقی یونسکو در تونس) زحمت زیادی را برای چاپ این مجموعه کشیده اند، متشکرم.
امیر علی حنانه
12/9/1388
تهران
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 16:18 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت

به مناسبت بيستمين سالگرد درگذشت مرتضي حنانه، براي اولين بار تمبر يادبود حكيم و سخنور بزرگ ايران و سپس استاد مرتضي حنانه كه اثر بزرگ خود "بزرگداشت فردوسي" را روي مفهوم بزرگ كاملا ايراني:
بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كردم بدين پارسي
ازين پس نميرم كه من زنده ام كه تخم سخن را پراكنده ام
خلق كرد، منتشر شد.
اين اثر در "مجموعه آثاري براي پيانو" ، كه در سال 1379 توسط امير علي حنانه در استوديو صبا ضبط شده است، انتشار يافته است. براي آگاهي بيشتر با تلفن همراه : 09355911513 تماس حاصل نماييد.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 15:24 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 14:2 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
ارکستر سمفونیک در سالهای اولیه تاسیس خود/بهار ۱۳۲۸.در اینجا مرتضی حنانه نوازنده هورن اول در عکس کاملا مشخص است همینطور کیومرث میردادیان ترومپت اول ارکستر سمفونیک تهران و سایر نوازندگان مشخص هستند.رهبر ارکستر در آن زمان روبیک گریگوریان بوده است.این عکس در تمرین ارکستر سمفونیک تهران با گروه کر در هنگام تمرین سمفونی ۹ بتهون گرفته شده است.جالب است به نوع چیدمان اولین ارکستر سمفونیک تهران که از ترتیب ونظم به خصوصی برخوردار است توجه کنید.این نوع چیدمان کاملا در اثار موسیقیدانان کلاسیک به وضوح دیده میشده و میتوان گفت که در آن روز ارکستر ما از سایر ارکسترهای سمفونیک جهان از جمله ترکیه نه تنها عقب تر نبوده بلکه با زمان خود نیز پیش میرفته.مرتضی حنانه و غلامحسین قریب نوازنده کلارینت از جمله پایه گذاران این ارکستر به شمار میروند.یادشان بخیر ..امیرعلی حنانه/خوزستان..اهواز نوروز ۱۳۸۸.
/عکس ارکستر سمفونیک تهران ۶۰ سال پس از گرفته شدن عکس./

نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 3:59 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت
مرتضی حنانه در مصاحبه ای در "تهران مصور" ۶ خرداد ۱۳۴۹ ضمن این که به ابتذال رایج در موسیقی آن زمان مخصوصا موسیقی تلویزیون اشاره میکند و میگوید:
"حال هر کس که میخواهد کاسبی کند در ایران موسیقی جاز میسازد .مگر فکر میکنید اینان از موسیقی جاز چه میدانند؟جاز موسیقی سیاهان است که با عظمت و شکوهی دیگر و با ویزگیهای منحصر به فرد خود خود را به اوج موسیقی مدرن امروز در جهان کشانده است. آن سیاهان امریکا واجداد آفریقاییشان این موسیقی را در خونشان دارند. در اینجا چی؟ شما خودتان بگویید. این نوع جاز در ایران از کجا امده؟هیچکدامشان نمیتوانند صاف بخوانند. جاز ایران مانندهمان سبک کوبیسم است که چند سال قبل یک نقاش خودخواه از "فرنگ"برگشته و برای مردم به سوقات آورد.او رفت و آمد و یک هیکل وحشتناک برای خودش ساخت. و بعد از آن هم به در و دیوار هر خانه ای که نگاه میکردی.....موسیقی امروز فلوت و ساکسوفون نیست .دنیای موسیقی امروز را نمیشود به چند ساز محدود کرد.بلکه موسیقی امروز جهان موسیقی الکترونیک است.در این وسط ما تازه شروع کرده ایم فلوت وسازهای دیگر را به رخ اروپاییان بکشیم.این خنده دار است موسیقی ما این نیست.موسیقی ما یک نوع موسیقی عرفانی است که باید در ساعات مخصوصی ازرادیو پخش شود. زیرا که تلویزیونی نیست. در تلویزیون دوربین باید حرکت داشته باشد باید تحرک ایجاد بکندو نه رکود. موسیقی اصیل ایرانی را باید مثل اشیا عتیقه نگه داشت. این بهترین موسیقی شرقی است. من وقتی به موسیقی لهستان گوش میکنم >واقعا ناراحت میشوم.من فقط یک نفر را دیدم که چیزی بود آنهم وقتی به او گفتم تو در حدی هستی- خودش را گم کرد.بله حسن کسایی. نواختن نی او برای من قابل توجه است. او حساب همه ظرافت ها را کرده است و کامل است.اینجا هیچکس دنبال هنر نمیگردد همه دنبال پول و ماشین هستند."
سوال: ولی من با گفته شما مخالفم در ایران و حتی کشورهای شرقی ایران آهنگهای ارکستر فارابی را گوش میکردند و برایشان قابل تقدیر بود.
حنانه: "تعداد این نوع آدمها کم است.آهنگساز با هزار خون دل آهنگی میسازد و شاعر ترانه ای میسراید و فقط آهنگ را به اسم خواننده میشناسند. من با هزار خون دل ارکستر سمفونیک وارکستر فارابی را پس از مراجعتم به راه انداختم. حتی یک نفر یا یک نامه نیامد که تو داری کاری هم میکنی؟ تیپ به اصطلاح روشن فکر هم فحشم دادند. چرا که آهنگهای ارکستر فارابی را هنر میدانستند در حالیکه نبود من انها را روی پولیفونی نوشته بودم تا مردم گوششان عادت کند."
سوال:این کار را میشود در تالار رودکی کرد؟
حنانه: "تالار که اصلا جای ما نیست . آثاری هم داده ایم اما اجرا نکردند و میگویند که لزومی ندارد از خارج موزیسین بیاوریم هر کس مایل است اثار همفکران خودش را اجرا کند.و همین کافی است تا سنجری کار مرا نزند."
سوال: نظرتان راجع به همان ارکستر سمفونیک که اثار شما را اجرا نکرده اند چیست ؟
مرتضی حنانه میگوید: "سنجری بیهترین رهبر ارکستر است ولی او از انتقاد بدش میآید در حالیکه نباید اینطور باشد . من دیگر هرگز نمیتوانم رهبر ارکستر باشم چرا که هدفم آهنگسازیست.در مورد سنجری ممکن است بگویم که ایراد دارد یا که خوب اجرا نشده است اما ارزش کار او را نفی نمیکنم حشمت کسی است که به کارش علاقه مند است و کارش را دوست دارد."
سوال:در حال حاضر (۱۳۴۹) ایا تصمیم ندارید که آثارتان را به مردم ارایه کنید؟
حنانه: "اثری که مورد قبول من واقع شود هنوز اجرا نشده است.فقط ۲ تا تای آن در فستیوال شیراز اجرا شد .من هرگز نخواسته ام کسی کارم را اجرا کند. شاید اگر اسمم "چی چی باخ " بود میزدند . درباره دلاور سهند باید بگویم که او استیل نداشت و یک ترجمه بود اما پزمان خوب است من به او ایمان دارم. اما او باید به دنبال راهی برای خودش برود.خود پژمان هم دلاور سهند را قبول ندارد . من پس از نوشتن ۵۰۰ اثر تازه حالا شیوه ای برای خودم پیدا کرده ام اما هیچکس از من نپرسید که چه کرده ای .
حنانه: "کار من کار هیچکس نیست و نه زبان استراوینسکی است و نه زبان شونبرگ و نه زبان بارتوک است بلکه اصول پولیفونی من مشتمل بر قوانینی است که خودم انان را خلق کرده ام و در اینجا تا آن زمانی که نابوکف و مسیو گاشه در فستیوال " وویوایون " (Vivallion) فرانسه گوش کردند ُ گفتند حال میفهمیم که کار اصیل هم وجود دارد..... آنروزها که خود من را با سازم در کوچه و پس کوچه های تهران سنگ باران میکردند که چرا ساز میزنم اگر تلاش نمیکردم امروزه نه خود ارکستر سمفونیکی شکل میگرفت و نه شاگردان خوبی تربیت میکردم که به این ارکستر سمفونیک تهران تحویل بدهم.اینها خیلی تلخ است. در اینجا هیچکس نیست که از آدم بپرسد : تو که این همه ادعا میکنی چه کرده ای. ............
تحقیق روی جراید عتیقه قدیمی. امیر علی حنانه .... تهران ۲۸ دی ۱۳۸۷.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 16:38 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
MortezaHannaneh is the true founder of the modern national music in Iran .I think it doesn't need to explain his biography to the Iranian and the interested persons in Iranian modern national music. Every one knows that graduated from the Tehran conservatory. (HonarestaneAliyeMusiqi , he cooperated with ParvizMahmood, the famous composer who supported him to found the Tehran symphonic orchestra. from (1952 to 1954)he was the conductor of this orchestra. He went to Italy to study more and research on music in late 1954 .Getting remarkable scientific experiences on music, he returned to Iran after eight years.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 6:38 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
میخواهم کمی در مورد ماجرای تاسیس ارکستر سمفونیک تهران که در تاریخ موسیقی ایران تاریخ کشورمان، مهم است،کمی بنویسم.به هر حال همه کشورهای جهان که به سوی مترقی شدن گام برمیداشتند ارکستر سمفونیک خود را تاسیس میکردند تا بتوانند موسیقی علمی وجهانی خود را نمایان کنند.فبل از ان باید نگاهی به روحیه وزندگی مرتضی حنانه بیندازیم.....
در هر صورت من از" نوشته های" مرتضی حنانه" ودیدگاه او دران سالها کمی نفل قول می کنم .....
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 7:35 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
اركستر فارابي :تأسيس 1341 تهران توسط " مرتضي حنّانه"
Farabi" radio symphonic orchestra of Iran. 1963/ Morteza Hannaneh"

Research:Amir Ali Hannaneh
نوشته امير علي حنّانه مهرماه 1387
مرتضي حنّانه از پايه گذاران واقعي موسيقي ملّي ايران است ، ديگر فكر نميكنم امروز نيازي به تشريح بيوگرافي او براي مردم و علاقه مندان به موسيقي ملي ايران باشد . چون همه ميدانند كه او پس از اتمام تحصيلات در هنرستان عالي موسيقي به مدّت زيادي با پرويز محمود (Parviz mahmood) آهنگساز معروف كار ميكرد و با كمك او پايۀ اركستر سمفونيك تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ريخت و پس از عزيمت پرويز محمود و روبيك گريگوريان به آمريكا مرتضي حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنري اركستر هنري تهران را به عهده گرفت از اواخر 1329 تا اواسط پاييز 1332 .........
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 7:18 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
به نام خدا
0p.13
- راز كاپريس لعنتي برجستهترين اثر مرتضي حنانه
Caprisse per pianoforte e orchestra
(1956 – 1986) «نوشتة اميرعلي حنّانه»
همه چيز از آنجايي شروع شد كه من در شهريور سال 1368 وقتي كه پدرم مرتضي آن كاپريس لعنتي را كه از بچگي با آن آشنا بودم، امضاء كرد و به من اميرعلي حنانه تقديم كرد، ذهن من درگير شد و ديگر تمام هدفم براي رفتن به خارج، جايي كه بتوان تحصيلات آكادميك در زمينة نوازندگي پيانو را به طور جدي شروع و به اتمام برسانم كه چون پدرم به من سفارش كرده بود، تصميم گرفتم به مسكو جايي كه صاحب مكتب نوازندگي پيانوي مطرح در قرن 20 بود بروم. و براي كسب يك تكنيك برتر و پيانيست جهاني شدن اقدام كنم.
پروردگارا، تو را ستايش ميكنم كه آنچنان شغلي را به من عطا كردي كه جز مرتاض از آن سر در نميآورد. 1362/4/13 مرتضي حنانه- تهران
مرگ استاد مرتضي حنانه در 24 مهر ماه 1368
استاد مرتضي حنانه در شهريور سال 1368 همانطور كه گفتم قبل از مرگش اين اثر را به من تقديم كرد. اين اثر در سال 1365 بالاخره پس از سي سال تفكر و تعمق و وسواس هنري، تمام شده بود........
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 21:51 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
۱۱۰ شب تحقیق کردم.با خود گلاویز شدم.زیرا از بچگی دائم فکر میکردم.بازی میکردم و وقتی میباختم ناراحت نمیشدم ولی یک روز برای سومین بار که باختم فهمیدم که بازی دیگر میخواهد از باختنم برنده شود دستش را خواندم.خودزن بودنم اغاز گشت.غمگین صحنه بازی را ترک کردم .دوستانم به من هر سه بار خندیدند.من که بازی را ترک کرده بودم قانون بازی را نا خواسته بهم ریخته بودم.حال دیگرکه امیر علی بازی را فراموش کرده بود بازی مرا میخواست . ولی من که از کودکی خود را ازار میدادم و همه میگفتند چرا خودت را ازار میدهی (به سبب ضعیف بودنم و حساسیتم ) دیگر به سمت ان بازی نرفتم و ان بازی خود باخت و من بردم.بردی ناخواسته نصیبم گشت که دیگر هیچ ارزشی برایم نداشت.ان لحظه دیدمش که بنیادش از پایه ریشه کن شده بود. حال دوستانم بمن غبطه میخوردند و من بازهم برای انان ناراحت.از پیانیست بودن به خلاقیت رسیدن باختن است و باختن به موقع بردن است. باور کردم چون پدرم باور نکرده بود.ولی اندوهی که دیگر از جنس فراتری بود سراسر وجودم را گرفت و من خودم را دوباره خلق کرده بودم.این است جستجو در روان و گره گذشتگان .امیر علی حنانه هستم و از دنیای نوازندگی پیانو خدا حافظی میکنم . جبر زمان خواسته است که من اثار او را اجرا و ضبط کنم .و به دنبال خلاقیت خود خواهم رفت.برای پدرم مرتضی که دیشب رهایم کرد. آن اثر لعنتی را ترانه سرای همکار مرتضی استاد معینی کرمانشاهی دیده بود و مرتضی نمیدانست.دستش را میبوسم زیرا دراین جستار اورا نیز کشف کردم.(ترانه نفرین.) مرتضی دیگر ارام باش ان کاپریس از امشب خودش خودرا اجرا خواهد کرد.
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 0:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY