|
موسیقی مدرن جهان"ایران"
|
The Public Relations Department, Cultural and Artistic Organization of Tehran Municipality, Cultural and Artistic Organization Shooshtar supervisor in the first meeting of five regional seminar elite Cultural continuity in all areas of implementation such Hmandyshyhayy announced in Tehran and said: "Apart from this meeting, this year serious basis to celebrate the rituals of the elite in Tehran in the wards, cultural, artistic, and we hold these events with higher quality and quantity will be held in thو
. He added: municipal tenant is the people and our people's trust towards the municipal, heavy duty and responsibility we have on the agenda of a map of the municipality that little act of cultural c
Referring to the activities Shooshtar organization said last year: training managers from the area of building complexes 7 and this year we started the whole city will expand. . Also is a special card to all citizens Tehrani given citizenship to become honorary member organization and Cultural Organization to use services.
.
The director of the cultural festival fair trade in Tehran and the total donation, "blessed show" News and said: "This festival last year, randomized sample was performed in 3 and 60 of the top area shopkeepers were introduced to the popular vote and we hope this movement, we increased the sense of citizen responsibility. Shooshtar other activities that it named, introduced sample zone in Tehran that the new year, a town in each region will be exemplary.
. The first meeting of the seminar elite culture and art district five, with Sydmhmdjvad Shooshtar supervisor Cultural Organization of Tehran Municipality, Deputy Mayor of the region 5 and 15 living in the area of Cultural Elite 5, Pryshb Ferdows was held at Cultural Center.
Doctor hassan Riahi (face presistent}i .and-Amirali Hannaneh (musician), Abolfazl Zrvyy Nsrabad (Tnzprdaz), MR Bdalmlkyan (poet), Jamshid Jam (singer), Khosrow Shmshyrgran (speaker), Seyed Vahab Hosseini (veteran Quran), Hojjatoleslam Mohammad warrant (Professor), certain engineer (computer engineer and inventor), Razieh traders (novelist), turquoise Mozaffari (cartoonist), Elaheh Khatami (calligrapher), vision-Sadr (the researcher) and healthy Sudabeh (musician) attended and addressed the expression of their views.
| |
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت
برای اطلاع دقیق تر از اجلاس شورای موسیقی بین المللی بایدتاکید کنم که سومین مناظره موسیقی جهانی در تونس رسما از ۱۷ اکتبر تا ۲۲ اکتبر برگزار شد.
من امسال خیلی اتفاقی متوجه شدم که شورای بین المللی موسیقی جهان مرابه علت تحقیقات بزرگی که روی موسیقی مدال ایران نمودم دعوت کرده است. البته این اتفاق پس از اینکه ۱۵ بار از یک مقاله نوشته خودم در ویکیپدیا دفاع کردم ... بوقوع پیوست ونکته دیگر این که هیچ حمایت مالی و معنوی از خانه موسیقی و خانه یونسکو و کمیته ملی موسیقی هم نسبت به شرکت ایران در این دوسالانه بسیار مهم نشد. من بارها در همین سایت اعلام کرده بودم که سومین مناظره جهانی موسیقی در تونس از من به عنوان شرکت کننده از ایران دعوت رسمی که به تایید وزارت فرهنگ تونس نیز رسیده به عمل آورده اند.من حتی با خانه یونسکو بخش فرهنگی در تهر ان تماس گرفتم و برای یکی از کارمندان که مسیول امور فرهنگی بود تمامی مدارکم را ارسال کردم.من کارهای خود را انجام دادم.امروز حداقل در مورد ساز بربت که حرف میزنیم همه به ایرانی بودن ریشه آن پی میبرند.امسال در تونس به طور همزمان سی و سومین نشست شورای بین المللی موسیقی هم به کار خود ادامه داد که من تقریبا در همه برنامه های آن شرکت کردم. مهمترین برنامه هم اجرای ارکستر سمفونیک تونس بود که اثری از یک کمپوزیتور تونسی را اجرا کردندولازم به تاکید است که جناب آقای ریچارد لتس ریاست شورای بین المللی موسیقی را عهده دار بودند. من تنها از ایران به شورای بین المللی موسیقی راه یافتم. تمام تحقیقات من هم راجع به موسیقی ایران بود. افسوس که حمایت معنوی هم از من نشد. به نظر من خانه موسیقی باید بیشتر به اینگونه مسایل توجه کند. چون طبق اساسنامه و در هر حال خانه موسیقی است که باید اول از همه متوجه رویدادهای هنری جهان بشوند. در این باره انشااله بصورت مفصل تری صحبت خواهم کرد.لازم به تاکید است که شورای موسیقی بین المللی ارگانی است غیر دولتی که زیر نظر یونسکو اداره میشود.
امیر علی حنانه
عضو پیوسته درجه 1 خانه موسیقی



بلاخره پس از 30 سال زحمت و رنج که در این یک سال گذشت، امسال مجله گزارش موسیقی مطالب جالبی از من و خانواده ام و دوستانمان و قطعا پدرم به چاپ رساند. این باعث خوشبختی است و جای تشکر دارد. من شخصا از بالاترین تا پایین ترین دست اندرکاران این ژورنال هنری تشکر می کنم. همین طور از آقای سردبیر محترم جناب سروش ریاضی که در نبود من، ( به علت سفر کاری تحقیقاتی و شرکت در سی و سومین کنفرانس موسیقی یونسکو در تونس) زحمت زیادی را برای چاپ این مجموعه کشیده اند، متشکرم.
امیر علی حنانه
12/9/1388
تهران

هتل كارتاژ، محل برگزاري سومين مناظره موسيقي جهان

درياي مديترانه غربي

هتل كارتاژ پالاس (Karthago Plalace, Lamarsa)

Amir Ali Hannaneh, Oct 2009

نماي شهر باستاني "كنكورديا" Concordia

نميدونم كجا ايستاده ام ولي عظمت اين آمفي تئاتر باستاني مرا ..... .
البته در همه جاي دنيا بروكراسي هنري رايج است و اين سازمان (يونسكو) از همان اول كار حمايت نكردن از من و كارم را به من گوشزد كرده بود. ولي من براي محك زدن خودم در اين كنگره كه به نام سومين دو سالانهء مناظره موسيقي جهاني مطرح بود، شركت كردم. هرچند هزينه ها سرسام آور بود ولي من بايد اين تجربه را بدست مي آوردم. نتيجه دوم آن كه هم اكنون به عنوان عضو سازمان يونسكو مي توانيم چه در بخش اعزام دانشجوي موسيقي به اتريش و مجارستان با تخفيف هاي 30 تا 40% و همينطور علاقه منداني كه داراي شايستگي تدريس در دانشگاه هاي آمريكا و استراليا هستند مي توانند براي اين موضوع با من تماس بگيرند. لطفا براي اين موضوع به ايميل : amiralihannaneh@yandex.ru درخواست خود را ارسال نماييد. اين امكان تا ژانويه 2011 وجود دارد.
اولين برنامه با نام Young musical competition در ژانويه 2010 توسط E.M.C شوراي موسيقي اتحاديه اروپا برگزار مي شود. اين مسابقه نوازندگي در مونيخ آلمان بر گزار خواهد شد. مي توانيد رپرتوار خود تا حداكثر هفتم آذر ارسال نماييد.
به مناسبت بيستمين سالگرد مرتضي حنانه بايد از طرف خودم و همكارانم از پست جمهوري اسلامي ايران و مردم گرامي ايران زمين كه تمبر با ارزش اهنگساز زبردست وطنش را همراه با فردوسي بزرگ به چاپ رساند نهايت تشكر را بكنم. علاقه مندان براي خريد اين تمبر كه براي اولين بار در ايران به چاپ رسيده است مي توانند به آدرس اينترنتي www.irpost.ir مراجعه كنند.

یک شب بارانی و مه آلود از بیابانی عبور میکردم ، فاصله دور بود ، از آن دوردست ها ، سنگی سخت که نمایی زیبا را برای خود ساخته بود به مانند ایوالهول در جایگاه ابدی اش ، نشسته بود و چون سنگ بود به آنانی که میگذشتند را ، نگاه میکرد. تعجب میکنم ، جبر زمان مرا از آن جاده مه آلود به ناگهان ، نزدیک این سنگ خوش نمای بیابانی تلخ و چندش آور ، رساند. او به من با التماس هوشمندانه نگاهی کرد ، انگار که میخواست سنگ نباشد زیرا سنگ بودن در آن روزها که عبور میکردم مد نبود ولی او سنگ بود. هر چه گفتم نه ، جنس تو،از جنس من نیست تو سنگی ، تو چطور میخواهی مثل من به دوردست ها بروی ؟ من عبور میکنم و او خواهش و تمنا میکند که مرا نجات بده. من هم به فکر فرو میروم . این دفعه اولی است که سنگی از من میخواهد که او را نجات دهم . بعدها یک شب که از آنجا میگذشتم اندکی زیر آن سنگ بزرگ خوابیدم ، لحظه ای چشمانم باز شدند و دیدم او بطور وحشتناک به من مینگرد. با خود می اندیشیدم . مگر من به او چه کرده ام و یا چه شده، که این بنده مفلوک، آنقدر چشم دیدنم را ندارد. حس منطقی چندش آوری تمام وجود را فراگرفت. او سریعا نگاهش را از من دزدید، زیرا به نفعش بود که سنگ نماند ولی سنگی به این سنگینی را چگونه میتوان حرکت داد ؟ به اصرار و خواهش و تمنا، تکه ای از آن را کندم تا قابل حمل کردن شود و به آنجایی که میخواست انداختم . سالها گذشت. یک روز از طرف دیگری برمیگشتیم ، شش سال گذشته بود. آن سنگ را دوباره دیدم ، این بار او مرا ندید زیرا برایش نفعی نداشتم . با خود اندیشیدم ، چرا این سنگ مرا نمی شناسد؟ جوابم را با عقده و افاده ای داد و گفت " من فعلا گرفتار سنگ بودن خویشم " پس او مرا میشناخت . من که به اجبار، در آن لحظه به خیالش از او پایین ترواقع شده بودم ، باز هم سکوت کردم . کمی بعد، ناگهان احساس کردم که او میخواهد بنیادم را بر باد دهد . باز هم حرفی نزدم ولی فکری شده بودم . آخر در من عاطفه ای نسبت به او بود که نمیدانستم از کجا میاید ولی دیدم عاطفه من یکطرفه است زیرا او هنوز تغییر نکرده بود.
"زمان" گفتگو بین ما فرا رسیده بود. او مرا تشویق به خوش اخلاق بودن کرد. گفت: به دیگران که در این بیابان برهوت مثل من و پدرم هنوز سنگ مانده اند احترام بگذار تا به تو و پدرت که مثل آب روایند و میروید احترام بگذارند. همین حرف را در شهر، همه جا از همه دوستانم شنیدم. دیگر خشم من ، من را بالا آورده بود. برگشتم به بیابان و دیدم او سنگی تغییر ناپذیر است. فهمیدم که من با او جنگی ندارم. جنگ بین من و خودم آغاز گشته بود.گستاخی کرد، جواب ندادم، باز هم خوشحال شد، چون سنگ بود.این سنگ به قول خودش" دنیا دیده "با تعصب خود، وجودم را به سخره گرفت. این من بودم که وقتی از او گذشتم و دور شدم تغییرات را حس می کردم.ولی همچنان اگر سنگی بخواهد میشود او را تغییر داد ولی حال که جبرنمیگذرد> مفهومی عمیق در ان نهفته بود.. از انجا زدم به چاک. جایم انجا نبود. بالاخره به شهر رسیدم. رسیدم و به دنبال حرف آن سنگ و فکری که در وجودم بود، رفتم و خود را تجهیز کردم. سلاح خود را عوض کردم، آن سلاح ، زبان گویایی نبود. حال که نرود میخ آهنین بر سنگ ، پس باید میخی بسازم که برود بر سنگ.. من دیگر به خاطر" منافع او" با او دوستی نخواهم کرد. او سنگی معامله گر و کاسب است وحسادتش، مرا به درجه اعلای مبارزه با خود رساند. این سنگ را خدا بر سر راه من قرار داده بود تا بروم و به نفرینی که بر ما کرده بودند، پی ببرم. پس درود بر تو ای سنگ نادان تغییر ناپذیر، زیرا من تغییر کردم و خود را شناختم، عبور کردم و مجهز شدم و پیروزی از آن من شد. سه بار که دعوتم را با زرنگی رد کردی محکوم شدی که تا ابد سنگ بمانی. پس من که زبان رفتن میخ بر سنگ را یاد گرفتم دیگر نیازی به اجرای آن ندیدم و او را رها کردم. من از تمام وجودم میخواستم که تو دیگر سنگ نباشی ولی فهمیدم که این کار از دست من بر نمیآید زیرا سرنوشتی عجیب و هوشمند که متضاد من حرکتی مخالف جهت من را اغاز کرده بود را دیدم. نقطه تلاقی، جاییست که منتظرش هستم.و میدانم که میبینمش......شب دوم آذر ماه زندگی در مفهومی که دیگر از اگاهی میاید،به ناخوداگاه هم خواهد رفت. من به تضادها مینگرم چون انان هوشمندانه به حرکتم پی برده اند. انان ضد من گام بر میدارند و حال که دستشان را خواندم من خود را موازی او نشان خواهم داد.تا ............
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
نوشته امیر علی حنانه 29 شهریور 1387 تهران.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
به مناسبت نوزدهین سالگرد درگذشتش.
************************************************************************
*1. توضیحات: منظور از عصر ما همان دنیای مدرن امروز جهان می باشد.
MortezaHannaneh is the true founder of the modern national music in Iran .I think it doesn't need to explain his biography to the Iranian and the interested persons in Iranian modern national music. Every one knows that graduated from the Tehran conservatory. (HonarestaneAliyeMusiqi , he cooperated with ParvizMahmood, the famous composer who supported him to found the Tehran symphonic orchestra. from (1952 to 1954)he was the conductor of this orchestra. He went to Italy to study more and research on music in late 1954 .Getting remarkable scientific experiences on music, he returned to Iran after eight years.
موسیقی کلاسیک و سنتی- دو اصطلاح هر جایی شده در موسیقی ایران .
واقعاً تعجب میکنم که در این 9 سال شاهد هستم که موسیقی جهانی و موسیقی اصیل ایرانی به هیچ وجه جای خود را نمییابد. نگرش، یعنی از همین جا شروع کردن. هنرمند، همیشه به دنبال لحظاتی است تا بتواند بدون وسواس، حرفش را بزند. پس اول تکلیف را روشن تر میسازم. بیاییم خودمان را راحت تر کنیم و بگوییم موسیقی جهانی که کلاسیسیزم نیز زیر مجموعه ای از ان در زمانی خاص است و به ناچار [ موسیقی اصیل ایرانی ] که زمان یا بهتر بگویم تاریخ، در ان گم شده است. با شنیدن لفظ موسیقی کلاسیک، شما سریعا از ( موتسارت تا شوبرت – مکتب کلاسیسزم وین ) در ذهن تان نقش میبندد اما مفهوم موسیقی اصیل ایرانی یا ( موسیقی سنتی ایرانی ) که به نظر کاملا با هم فرق دارند، هیچ گویا نیست. پس سنتی و کلاسیک، اشتباه محض است و باید روی ان تامل کرد......
اركستر فارابي :تأسيس 1341 تهران توسط " مرتضي حنّانه"
Farabi" radio symphonic orchestra of Iran. 1963/ Morteza Hannaneh"

Research:Amir Ali Hannaneh
نوشته امير علي حنّانه مهرماه 1387
مرتضي حنّانه از پايه گذاران واقعي موسيقي ملّي ايران است ، ديگر فكر نميكنم امروز نيازي به تشريح بيوگرافي او براي مردم و علاقه مندان به موسيقي ملي ايران باشد . چون همه ميدانند كه او پس از اتمام تحصيلات در هنرستان عالي موسيقي به مدّت زيادي با پرويز محمود (Parviz mahmood) آهنگساز معروف كار ميكرد و با كمك او پايۀ اركستر سمفونيك تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ريخت و پس از عزيمت پرويز محمود و روبيك گريگوريان به آمريكا مرتضي حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنري اركستر هنري تهران را به عهده گرفت از اواخر 1329 تا اواسط پاييز 1332 .........
به نام خدا
0p.13
- راز كاپريس لعنتي برجستهترين اثر مرتضي حنانه
Caprisse per pianoforte e orchestra
(1956 – 1986) «نوشتة اميرعلي حنّانه»
همه چيز از آنجايي شروع شد كه من در شهريور سال 1368 وقتي كه پدرم مرتضي آن كاپريس لعنتي را كه از بچگي با آن آشنا بودم، امضاء كرد و به من اميرعلي حنانه تقديم كرد، ذهن من درگير شد و ديگر تمام هدفم براي رفتن به خارج، جايي كه بتوان تحصيلات آكادميك در زمينة نوازندگي پيانو را به طور جدي شروع و به اتمام برسانم كه چون پدرم به من سفارش كرده بود، تصميم گرفتم به مسكو جايي كه صاحب مكتب نوازندگي پيانوي مطرح در قرن 20 بود بروم. و براي كسب يك تكنيك برتر و پيانيست جهاني شدن اقدام كنم.
پروردگارا، تو را ستايش ميكنم كه آنچنان شغلي را به من عطا كردي كه جز مرتاض از آن سر در نميآورد. 1362/4/13 مرتضي حنانه- تهران
مرگ استاد مرتضي حنانه در 24 مهر ماه 1368
استاد مرتضي حنانه در شهريور سال 1368 همانطور كه گفتم قبل از مرگش اين اثر را به من تقديم كرد. اين اثر در سال 1365 بالاخره پس از سي سال تفكر و تعمق و وسواس هنري، تمام شده بود........
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت