تبليغاتX
نگرشی نوین روی آفرینش موسیقی ایران
 

فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه

مرتضی حنانه در فرهنگ سینمای ایران

در این سایت که متعلق به سازمان سینمایی  سوره میباشد تقزیبا تمامی فیلمهایی را که مرتضی حنانه بزایشان موسیقی نوشته را با تاریخ میتوانید ببینید.وهمینطور در مورد هر فیلم با کلیک روی آن میتوانید اطلاع بیشتری بدست آورید.


 

نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 14:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


گامهای گمشده قسمت دوم

تا آجا گفتم که :چرا بین این دستگاهها ارتباطی وجود ندارد و مثلا چرا همایون هیچ ارتباطی با سه گاه ندارد.در صورتیکه مثلا گام "مینور"با گام "مازور"ارتباط دارد .از هر گام مازوری میشود سه گام مینور استخراج کرد.با جمع آوری اصطلاحات به نکته قابل توجهی دست یافتم.و آن این بود که آیا دستگاه همان لغتی است که برای اتومبیل یا آپارتمان به کار میرود یا این که معانی دیگری هم میدهد...؟در اینجا بود که به اصطلاح دستان برخورد کردم.دستان یعنی پرده ای که روی ساز میبندند و بعد دستان نشانی یعنی پرده بندی،متوجه شدم که هر سه لغت دست در آنها مشترک است."دستگاه"یعنی دست و "گاه"

"گاه" به معنی محل انگشتان دست،یعنی طرز قرار گرفتن دست بر روی گاه است.مثلا چهارگاه یعنی چهارمین انگشت بر روی محل مخصوص،سه گاه یعنی گاه سوم.پس حالا که چهارگاه و سه گاه داریم باید "یک گاه"و "دو گاه"هم وجود داشته باشند.با همکاری سایر همکارانم موفق شدیم دستگاهی را به جای "دوگاه" بنشانیم.که با دستگاه سه گاه و چهار گاه رابطه ای داشته باشد.و آن دستگاه شور بود.شور بخوبی میتواند "دوگاه"باشد و آن ارتباطی را که در پیش میگشتم را بر قرار سازد.ولی اگر دستگاه همایون را در جای دوگاه میگذاشتیم هیچ ارتباطی برقرار نمیشد.پس دستگاههای ما بصورت "یک گاه" "دو گاه" "سه گاه""چهارگاه" باید باشند.با امتحان کردن آنها روی ساز بدرستی آنها پی بردیم.یعنی اگر "شور" دوگاه باشد و با "سه گاه"ارتباط بر قرار کند،نوازنده دیگر مجبور نیست در محیط گسترده تری انگشتانش را بکار بگیرد.

کامل کردن این کتاب در مجموع سیزده سال بطول انجامید  و در آخر توانستم گامی را کشف کنم که در زمان ساسانیان وجود داشته و آن "گام راست"است.برمبنای آن ساز را پرده بندی کردم و دریافتم که تمام موسیقی ایرانی را اگر بر مبنای گام راست تنظیم کنیم میتوانیم براحتی تمام هفت دستگاه موسیقی ایرانی را اجرا نماییم.

نام این کتاب گامهای گمشده است...............ادامه دارد


 

نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم شهریور 1390 ساعت 2:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه

مرتضی حنانه در این مورد خود مینویسد:

-طی چند سالی که در ایتالیا تحصیل میکردم ، اطلاعاتی از طریق مطالعات اجباری،درباره موسیقی گریگورین یا مذهبی بدست آوردم.به این فکر افتادم که دسنگاههای موسی گریگورین یا همان مدهای کلیسایی ایتالیا ، نمیتوانند فقط ایتالیایی باشند.و میبایست سابقه بیشتری داشته باشند..مثلا نظیر چنین مدهایی هم باید در ایران باشد.بالاخره به این فکر افتادم که در مورد ریشه های دستگاههای ایرانی بیشتر تحقیق کنم.و احیانا یافتن رابطه ای با دستگاههای موسیقی ایتالیا که نشان گر آن باشد که آنها چطور توانستهاند از طریق دستگاه ترقی کنند و دستگاههایشان را به گامهای متعددی تقسیم بندی کنند.

پس از بازگشت به ایران به فکر ساختن اثری بودم که متمم اصلی آن موسیقی ایرانی و محی چند صدایی آن اصواتی از علوم موسیقی غرب باشد.

اما متوجه شدم که زحماتم بی نتیجه خواهند ماند.چرا که این اثر نمیتواند اصالت داشته باشد.و نمیتواند یک اثربرجسته هنری محسوب شود.این بود که به مرحلهای زسیدم که میبایست خودم با استفاده از دستگاههای ایرانی و قرار دادن هارمونی ،زیر ملودی ایرانی ترکیبی از موسیقی ایرانی را بوجود بیاورم.اگر موسیقی غربی پایهاش بر فواصل  یک-سه- پنج-هفت استوار باشد،ممکن است موسیقی ایرانی چنین نباشد.چنانکه اگر درجه پنجم برای موسیقی غرب با ارزش است در موسیقی ایران و شرق درجه چهارم معتبر است،و اگر درجه دوم برای آنها نا مطبوع است، به عکس برای موسیقی ما بسیار دلنشین خواهد بود.پس میبینیم که حس شنوایی ملل مختلف در تشخیص احساسشان متفاوت است.

تحقیقم را ادامه دام و متوجه شدم که اگر بخواهم هارمونی از خود دستگاههای ایرانی بسازم، می بایست اول بدانم که این دستگاهها چه هستند..البته در کلاسهای متوسطه هنرستان تئوری موسیقی ایرانی توام با افکار و عقاید استاد وزیری و خالقی را مطالعه کرده بودم ،اما می بایست مطالعاتی  بر روی اصطلاحات موسیقی ایرانی و تجزیه تحلیل آنها به منظور دریافتن معنی واقعی آنها صورت میدادم و از همه مهمتر اینکه بدانم این هفت دستگاه موسیقی ایرانی چه هستند و "چرا اصلا ارتباطی با هم ندارند".مثلا سه گاه هیچ ارتباطی با همایون ندارد یا چهارگاه ربطی به ماهور ندارد.چرا؟در صورتیکه مینور با ماژور ارتباطمستقیم دارد......ادامه دارد.


 

نوشته شده توسط در چهارشنبه دوم شهریور 1390 ساعت 0:37 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


هارمونی زوج (I)

یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰
هارمونی زوج، هارمونی ابتکاری شخص مرتضی حنانه بر روی موسیقی ایران بود که در ایران آثار بسیاری خلق کرد و بر عواطف بسیاری از ایرانیان تاثیر فراوانی گذاشت. این اولین قدم برای صاحب سبک شدن در موسیقی کشورمان بود؛ یک سبک هارمونیک و زبان موسیقی شخصی که در ایران کاملا منحصر به فرد شد.
در مورد آن کنفرانس ها و سمینار هایی که در سال 1353 تشکیل شد، باید گفت، حضار متاسفانه قادر به درک منطق دیگری بجای همان منطق تونال مرسوم نشدند و این جلسات ناموفق و بی سرانجام به اتمام رسید.
در حالی که امروز تعجب آور است که مگر چه چیز غیر منطقی در این هارمونی وجود داشته که برخی از حضار، حاضر به قبول آن نبودند و یا دیگران سکوت کردند؟ اما اکنون تنها "آثار" هستند که گواه تفکر موسیقیدان در زمان خودش است.
من امروز آنالیز آنها را انجام داده ام و در اختیار شما قرار خواهم داد تا بسنجیم و ببینیم و موسیقی ایران را از این آشفته بازار به اصطلاح هنری، نجات خواهیم داد؟ سپس می روم به سراغ نگرش خویش روی آفرینش مدهای ایران با مدهای سایر ملل جهان، ان شاء الله.
اکنون همه ما که به این جا رسیده ایم، مثال ها و آکوردهایی را به صورت منطق زوج روی گام شور دیدیم و به ایرانی صدا دادن آنها بیشتر آشنا شدیم. حال شاید بپرسید "ایرانی صدا دادن" یعنی چه؟ آنگاه باید گفت، "ایرانی بودن" یعنی چه؟ ایرانی صدا دادن از اصالت ریتم "زبان فارسی" در موسیقی می آید. به همین سادگی!
هارمونی اصولا جایی برای "بازی اصوات" است و چون همه بازی ها ناچارا از قوانین فیزیکی تبعیت می کنند، بنابراین این هارمونی نیست که ذاتا دارای قوانین علمی- فیزیکی است بلکه این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند.
برای درک بهتر این گزاره، مثال پرش ارتفاع با نیزه یک ورزشکار را در نظر بگیرید: این، یک بازی ورزشی است که ورزشکار باید مقداری از ارتفاع را بالا بپرد و از مانعی بگذرد و این فرآیند برای "چشم انسان" خوشایند است.
حال اگر بگوییم این عمل "ذاتا" پدیده ای علمی است بیهوده گفته ایم زیرا می دانیم در فضای سه بعدی همه قوانین صدق نمی کنند و قوانین فیزیکی بر پدیده ها چیره می گردند، با وجود اینکه شاید آنها برای چشم انسان لذت بخش تر هم باشد! پس چون هارمونی زوج همانند ضدش هارمونی فرد غربی که به نام تونال دیاتونیک معروف است، "شنیده" می شود و نیز برای "گوش انسان" لذت بخش است، پس قطعا خود از قوانین فیزیکی تبعیت می کند.
همانطور که در مد شور با سی-بمل مشاهده می کنید عملا نقش مد تونیک، مانند همه گامها، همان درجه اول است (اگر به صورت مد هفت صدایی نشان داده نشود) آنگاه اسم آن را مدیک می گذاشتم ولی می دانیم در موسیقی ایرانی، درجه پنجم، فاقد هرگونه ارزشی است و برعکس گامها، این درجه هرگز نت تونال به حساب نمی آید.
از طرفی دیگر موسیقی ایرانی یک نوع موسیقی است که عوض درجه پنجم، درجه چهارم دارای ارزش است، بنابراین درجه چهارم گام شور را در نقش دومینانت یا اصطلاحا در موسیقی ایرانی، "ایست"، (که همان معنی دومینانت را می دهد) به کار می بریم.
به همین جهت است که ایست دارای احساس بی وزنی است و برعکس هارمونی تونال، "درجه اول" گام شور دارای قدرت جاذبه است و دیگر اصوات را به خود جذب می کند و این قانونی مطلقا طبیعی است: وزن و بی وزن.

در مد دو درجه وجود دارد که می توان آنها را مدال نامید. همان طور که در ماژور و مینور غربی درجات 1 و 4 و 5 نت های تونال هستند و دارای اعتبار بسیاری نیز هستند. در موسیقی ایران درجه 1 و 4 از این مزیت برخوردار است. (بر گرفته از سایت گفتگوی هارمونیک.)


 

نوشته شده توسط در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 1:7 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353

Konference-morteza hannaneh-02 by amiralihannaneh


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم تیر 1390 ساعت 1:22 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه

رنج موسیقیدان بودن........قسمت دوم                           

....بشوم یک متوقف شده سرگردان.سرو صدا راه بیاندازم که اوه...این جامعه سیاه این مردم جاهل قدر ما هنرمندان گرامی را نمی دانند.پس زنده با د می و میخوارگی و بقیه سرخوردگان و حاشیه نشینان...

نه میخوام ببینم که ما،من و امثال من چه به این مردم داده ایم که اینقدر از آنها توقع داریم؟کدام راه کدام جهت درست را به آنان نشان داده ایم که میخواهید حلوا حلوایمان بکنند و بالای سر خودشان بنشانند؟نه راستی چکار کرده ایم؟حالا هم که مرد با سواد و با حسن نیتی آمده روی کار و موسیقی میفهمد و موزیک میشناسد و دلش میخواهد ما هم سری از تو سرها در بیاوریم(منظور از ما ایران است)آقایان ( موسیقیکاران و موسیقی دانان)رضایت نمیدهند. حالا حنانه شده سواره و آقایان پیاده..."

سر درد دلش باز شده بودبغض کرده بود و تند تند حرف میزد.ناچار سر حرف را برگرداندم و پرسیدم راستی  بگویید از کارتان از رادیو از نوازندگان راضی هستید؟

-نه.توی رادیو هم پر از مشکل است.میپرسم کار دیگران که با کار شما منافاتی ندارد؟----ای ا آقا فلان باجی تا دیروز توی خونشون دیگ میسائید،امروز آمده شده خواننده وبعدش از او چپ و راست صفحه چاپ میکنندوبعد تبلیغات راه میاندازند بعد میشود هنرمند بزرگ ایران،اگر رویش را کم کند مطابق مد روز خودش را خواننده مردم میخواند . اگر رویش زیادتر  باشد اونهم خیلی داد راه میاندازه که وای از محیط دون پرور هنرمندکش.این حاصل کار موسیقی .و اجرا کندگان وطنی آن هستند.کجای دنیا یکی شب میخوابد و صبح بیدار میشود و یکراست میرود پشت بلندگوی یک مملکت آواز میخواندو خواننده میشود؟پس مکتب کو؟تعلیم کو؟آن جوهر هنری کجاست؟؟؟؟آیا سزاوار است که قد ر حسین سرشار با آن همه جان کندنش در راه موسیقی مجهول بماند و فلان بی بی از مطبخ گریخته خواننده سرشناس و بزرگوار این ملت بشود؟باید مردم را از نظر فرهنگی و هنری عادت داد تا با موسیقی پولیفونیک خو بگیرند.تا موسیقی صحیح  رااز موسیقی مبتذل فرقش را بفهمند.ما خیلی کار داریم .و هر کاری هم که میکنیم برای ارتقائ شعور موسیقیایی مردم است.

-در مورد موفقیت جدیدتان بگویید-آنجاها چه خبر بود؟

-همه جا حرف از موسیقی مدرن است.کشورهایی هم که هنوز نتوانسته اند به این کنگره نفوذ بکنند بخاطر موسیقی سانتیمانتالیزم خودشان است.حالا صحبت از اصوات است. صحبت ازاستقلال نوتهاست.آنان با عطش غریبی دنبال صداهای جدید میگردند.برای همین هر ملتی که موسیقی اش هنوز در مایه کهنه بود مورد تمسخر قرار میگرفت.

در مورد این کنگره و نحوه داوریش حرف داریم اما مجالی نیست چه باید کرد؟-میگذاریم  برای یک وقت دیگر موافقید؟-بله

-خداحافظ لطف شما زیاد...........تیر ماه 1345 تهران-ایران/


 

نوشته شده توسط در دوشنبه ششم تیر 1390 ساعت 3:59 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول

                                                         تحقیق:امیرعلی حنانه 

یک فنجان قهوه 24 عدد سیگار 3ساعت گفتگو و کمی تاثر حاصل این دیدار بود.سر بالایی تند و تیز خیابان آبشار ما را به فکر انداخته بود.نکند آدرس منزل او را اشتباه فهمیده ایم؟اما آن ته خیابان آنجا که با سه تا پله میتونی روی خیابان یوسف آباد قرار بگیری ... یکهو صدای پیانو به گوشمان خورد و گفتیم خودش است.وقتی که رفتیم توی خانه اش احساس کردیم زیر پایمان خالیست..هر چه هست دره و کوه و کتل است.پیر زال تهران را دیده بودیم اما آرواره هایش را نه و حنانه از این آرواره ها خیلی خوشش می آمد.

--اینجا یک جور خاصی است افق داره دیدگاه داره یه خورده شبیه رم  و اینجور چیزاست..."

راست میگفت ایتالیا را که ندیده بودیم ولی توی این خورده جا میشد نفس کشید.درست روبروم اما آن ته دره یکی داشت دیدگاه رفیق ما را ضایع میکرد آن هم چه ضایعاتی.آجرها را میگذاشت و میرفت بالا ...تا کجا؟معلوم نبود.

نشانش دادم و گفتم:دارند رم را خراب میکنند.سیگاری به من تعارف کرد و یکی هم خودش زیر لب گذاشت و با حسرت گفت:آ

آخه این مردم زیبایی  ندیده اند تا زشتی و زشت بودن را درک کنند.آخه اینم شد کار که آدمیزاد منظره به این خوبی را به این سهولت بی غواره بکند؟گفتم: نه والا.گفت پس یک چیزی بردار بنویس..خنده ام گرفت از مرتضی حنانه چه میدانستیم؟ هیجی..همانهایی که همه میدانستند و هنوز هم همان را میدانند.مثلا حنانه از پیش قراولان موسیقی ملی ایران است  و...وبیوگرافی او که واضح است.از او همینقدر میدانستیم که او پس از پرویز محمود و گریگورین مدت دو سال سرپرست هنری ارکستر سمفونیک نهران بود و از پایه گذاران این ارکستر به شمار میرفت.پس از سال 1332 دیگر از حنانه خبری نداشتیم ،قفط میدانستیم که  برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفته و در کنسرواتوار رم و واتیکان مشغول به تحصیل شده است.اقامت او در ایتالیا 8 سال طول کشید و پس از آن دوباره به تهران آمد و مدتی بیکار گشت.آنقدر که بالاخره کار از رو رفت و خودش آمد دنبالش حنانه شد استاد هنرستان موسیقی و سرپرست ارکستر سمفونیک رادیو.تلویزیون و معاون.شورای موسیقی ملی ایران.از این القاب گذشته چند هفته پیش موفقیتی بزرگ بدست آورد که همه ان حرفها سر این موفقیت اوست.و این برای او حادثه ای بود  و حتی حادثه ای برای بقیه موسیقی کاران و موسیقیدانان.قضیه این بود که :هر سال در ماه جوون آهنگسازان سرارسر دنیا از طرف یونسکو به پاریس دعوت میشوند و سپس در این کنگره نماینده هر مملکتی آثار ضبط شده آهنگسازان معاصر کشورش را به داوران ارائه میدهد و پس از مدتی قضاوت در مورد این آثار به نتیجه میرسند و ده تن از آهنگسازان ممتاز به عنوان هنرمندان برجسته انتخاب شده و آثارشان از رادیوهای کشورهای مختلف پخش میشود.تا اینجایش با ز چندان مهم نیست اما عجیب است که پای کمتر کشوری به این کنگره میرسد.مثلا از آسیا به جز ایران فقط زاپن توانسته بود به این کنگره راه یابد.تازه آلمان شرقی پس از 3 سال کشمکش تازه توانسته بود در کنگره شرکت کند.شرکت ایران در این کنگره باعث اعتراض خیلی از  کشورها شد چنانکه روسای کنگره به ناچار توضیح دادند که موسیقی که از طرف ایران به کنگره ارئه داده شده قابل تحسین است و آریای شیطان از اوراتوریوی حنانه توانست نظر عده زیادی از داوران مزبور را به خود جلب کند و به دنبال همین موفقیت بود که حرفهایمان شروع شد.

رک و راست به او گفتم:برو بچه ها خیلی پشت سرتان حرف میزنند ولی کمتر خوب میگفتند حتی جوری وانمود میکنند که نمیخواهند در مورد شما وارد بحث شوند جرا؟ جواب:نمیدانم مثلا چه میگفتند؟--این دو سه روزه به هر کس که گفتم میروم پیش حنانه چیزی از او تهیه بکنم همه پشت چشم نازک کردند و یک جور حرف زدند.گفتند :حنانه آب دیده داره شنا میکنه همه چیز را فراموش کرده حتی برو بچه ها رو.مگر تو این مملکت چند تا مثل او بود؟مگه اینها چندنفرند که یکی که سوار شد به بقیه اعتنا نمیکند ...یکی مثل ناصحی پس از آنهمه نحصیل و جان کندن حالا پیانو کوک میکنه و نان میخوره یکی هم مثل حنانه.و خلاصه از این حرفها.....اما من راستش آمده بودم که درباره سرو صدای اوراتوریو و کاهایی که در پیش دارید حرف بزنم و نتیجه بگیرم .اما یک چیزی را هم بگویم منم معتقدم که اگر شخصیت . آن مقدار فضایلی را که مجموع آن این روزها بنام انسانیت معروف شده است از یک هنرمند بگیرند دیگر برایش چیزی باقی نمیماند.لابد  فهمیدید چه میخواهم بگویم.همین مسئله صداقت در کار  صداقت در اندیشه و در اثری که یک هنرمند ارائه میدهد.من هم مشتاقم تا غیر از موسیقی مسائل دیگری هم تا حد امکان بین من و شما مورد بحث قرار بگیرد.

چشمانش پر از اشک شد.آن موقع که چوب رهبری را بدست میگیرد به هیولایی میماند اما حالا مثل کودکی آزرده اشک میریزد . زمزمه میکند که: دارند مرا هو میکنند.مرا سر زبانها میاندازند. که چی؟که تنبلی،که بیکاری و عقده ها و غرور خودشان را ارضا کنند.مگر من چه کاره شده ام؟مثلا رئیس ارکستر سمفونیک رادو تلویزون ایران کار بزرگی بود؟آنقدر بزرگ که در حدود حق من نبود؟آیا من از آقایان کمتر بودم؟باشد.بفرمائید جلو.همین دوست عزیزم ناصحی بفرمیاید جلو آهنگ بنویسد.من  پایش را هم میبوسم و چوبدستی را میدهم به دستش که آهنگ خودش را رهبری کند.خودم میروم گوشه ای می ایستم و تماشایش میکنم.اگر نکردم نامردم.آن یکی رفیقمان آقای باغچه بان به او التماس کردم که بیاید و به من کمک بکند.حالا که دیوارها  سوراخ شده و میشود به موسیقی این دیار خدمت کرد آستین ها را بالا بزند. میدانید به من چه گفت:اینطور نمیشود بایستی نامه بنویسی.خیلی رسمی و جدی بنویسی "جناب استاد باغچه بان از آن حضرت خواهش میکنم..." و از این حرفها.گفتم:به تو استاد خطا ب می کنم دستت را هم میبوسم اما از من توقع نداشته باش که به تو جناب بگویم.بله برادر اغلب اینها نه خودشان حال و حوصله کار دارند نه چشم دیدن یک آدم کاری را دارند.میخواهند من هم بروم ور  دلشان بگیرم و بنشینم و از بام تا شام مشروب بخورم و به آنچه که اندوخته ام قانع باشم و گامی پیش نروم.یک متوقف شده سرگردان.

پایان قسمت اول

 [a1]

 [a2]


 

نوشته شده توسط در یکشنبه پنجم تیر 1390 ساعت 4:54 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


آثاری را که در سطح بین المللی باشد اجرا میکنم...

 

بخوانید و خودتان قضاوت کنید.آیا ایران فاقد آهنگسازی در سطح جهانی بود؟در حالیکه آثار بزرگی برای ارکستر  بزرگ اینجا وجود دارند که باید توسط همین ارکستر نواخته میشدند.......؟


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ساعت 1:53 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


تئوری نوین بر مبنای آقرینش موسیقی مدال ایران قسمت چهارم

مد و کنترمد در سیستم آرمونی زوجhttp://www.harmonytalk.com/id/3929


 

نوشته شده توسط در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ساعت 4:14 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


مرتضی حنانه در بزرگداشت فردوسی/Omaggio a Ferdowsi il grande

اجرا از امیر علی حنانه -شهریور 1379 استودیو صبا-تهران


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389 ساعت 13:49 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


دانلود کاپریس لعنتی ورسیون سوم با اجرای امیر علی حنانهExecrable capricio op 13////1379

Piano solo:Amir ali Hannaneh-recorded in Saba studio/Tehran -Iran..tel 0938868969


 

نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم اسفند 1389 ساعت 1:5 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


هشتادوهشتمین سالروز تولد استاد مرتضی حنانه

۸۸ سال پیش درچنین روزی  مرتضی حنانه در خانواده ای اهل فرهنگ و ادب در تهران چشم به جهان گشود. پس از اتمام دوره  دبستان به خواست پدر بزرگم ،میرزا محمد خان حنانه که خودش یدی طولا در ادب و فرهنگ ایران داشت وارد هنرستان موسیقی شد و سرنوشت او بر خلاف دیگر فرزندان که همگی  مهندس شدند ، رغم خورد.

او از پایه گذاران ارکستر سمفونیک تهران و همینطور برای بار دوم در تاریخ موسیقی ایران توانست ارکستر سمفونیک دومی بنام فارابی را تاسیس کند و موسیقی ملی ایران را متحول کرد بطوریکه استانداردهای جهانی شدن آن بوضوح دیده شد.


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 ساعت 1:51 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


اثر لالایی برای پیانو سولو-از مرتضی حنانهMorteza hannaneh:-LALAI_op 16/free_Download

لالایی اثر مهمی است که روی آرمونی زوج- ( آرمونی ابداعی شخص مرتضی حنانه روی موسیقی ایران ). در این جا کار  آکوردها و کنترآکوردها با هم تشکیل یک سیستم کروماتیک روان است. که از شخص مرتضی حنانه)  بر روی مدهای موسیقی ایران، که قطعا تفاوتهای ما را با موسیقی غرب در همان دوران مشخص میکند، نوشته شده دو گام دیاتونیک در رفت و برگشت گام  کروماتیک اصلی حاصل شده است... و در یک زمان گام "شور و همایون" با هم نواخته می شوند. این کار در سال 136۵ به نیما یوشیج تقدیم شد زیرا که اصلا ایده اصلی آن بر اساس  یکی از اشعار او شکل گرفته بود.

   
  می‌تراود مهتاب.مید رخشد‌د شبتاب. یست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک ..غم این خفته چند..خواب در چشم ترم می‌شکند...نگران با من استاده سحر...صبح می‌خواهد از من..کز مبارک دم او آورم این قوم بجان باخته را بلکه خبر...در جگر لیکن خاری..از ره این سفرم می‌شکند..نازک آرای تن ساق گلی...که به جانش کشتم...و به جان دادمش آب..ای دریغا! به برم می‌شکند...دستها می‌سایم..تا دری بگشایم...بر عبث می‌پایم...که به در کس آید...در ودیوار بهم ریخته‌شان....بر سرم می‌شکند

Lalai is an most important work for Morteza Hannaneh.Op16-for only piano solo and is dedicated to great Iranian poem Nima Yushich..in 1987...2 years before his dead.this work basis on the event harmony,that is only created by himself on the Iranian modals music.here we are hearing the shur"scale. thanks-Amir Ali Hannaneh


 

نوشته شده توسط در شنبه هفتم اسفند 1389 ساعت 15:47 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


مصاحبه رادیویی 1354 در مورد مدهای موسیقی ایران/مرتضی حنانه

<


 

نوشته شده توسط در شنبه هفتم اسفند 1389 ساعت 7:11 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


آثار برای پیانو از مرتضی حنانه

..اثر لالایی-امپرمپتو -فردوسی از مرتضی حنانه.اچرا:امیرعلی حنانه  در اینجا میتوانید آثار پیانوئی و مصاحبه مرتضی حنانه را دانلود رایگان کنید.............................................                                                     http://www.aimini.net/file/?pid=k1NoEwidIF5XgfqoUD4d


 

نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ساعت 2:9 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


مرتضی حنانه و شناسایی موسیقی ایران--1347

مرتضی حنانه، همواره سعی و تلاش خود را برای شناسایی مد های شگفت انگیز موسیقی ایران که قطعا ما را از سایر ملتهای آسیایی مجزا  کرده اند، نشان داده است.  در آثارش به وضوح تلفیق کنترپوانتیک بر مبنای هارمونی زوج که ابداع خودش بر موسیقی ایرانی است شنیده می شود.

در اینجا نیز ملاحظه می کنید که او حتی با برگزاری کلاسهای آموزشی با بزرگان موسیقی اصیل ایرانی سعی در جا انداختن درست مفاهیم موسیقی کشورمان داشته است. در اینجا اساتیدی چون استاد جلیل شهناز، استاد حسین قوامی و استاد علی اصغر بهاری حضور داشته اند و در مورد موسیقی ایران به گفتمان واجرا آزمون و خطا نیز برداخته اند. روحشان شاد.   

در این فیلم هر چهار هنرمند در جمع علاقه مندان موسیقی ایران به صحبت و گفتگو نشسته اند. در این جا حنانه سعی در نوشتن مدهای ایران و مطابفت ان با استادان موسیقی اصیل ایرانی است. امیر علی حنانه---اردیبهشت 1389  .

فیلمی از شناسایی موسیقی ایران در سال 1347

http://www.youtube.com/watch?v=LDsl39WM6cE


 

نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389 ساعت 16:26 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


غلامحسین غریب و حشمت سنجری در سالهای دور .... (روحشان شاد باد)

در شب سال نو میلادی، با یاد سه موسیقی دان برجسته ایران، غریب سنجری و حنانه، به استقبال سال 2010 می رویم. امید است در این سال تغییرات بزرگ و محسوس در روند تعالی هنر موسیقی ایران که موسیقی ای است مدال، صورت بگیرد و با اجرای آثار چنین هنرمندانی با ارکسترهای مختلف جهان، قدرت آهنگسازان ایران را به نمایش بگذاریم.


از غلامحسین غریب به مرتضی حنانه 26 آوریل 1957



از حشمت سنجری به مرتضی حنانه 17 مارس 1957


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه دهم دی 1388 ساعت 23:2 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


پس از 20 سال سکوت.....

جای همه هنرمندان ایران که در بین ما نیستند خالی است.

 نامه ای از حشمت سنجری به مرتضی حنانه.





 

نوشته شده توسط در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 2:26 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


حنانه بر تارک هنر موسیقی ایران


بلاخره پس از 30 سال زحمت و رنج که در این یک سال گذشت، امسال مجله گزارش موسیقی مطالب جالبی از من و خانواده ام و دوستانمان و قطعا پدرم به چاپ رساند. این باعث خوشبختی است و جای تشکر دارد. من شخصا از بالاترین تا پایین ترین دست اندرکاران این ژورنال هنری تشکر می کنم. همین طور از آقای سردبیر محترم جناب سروش ریاضی که در نبود من، ( به علت سفر کاری تحقیقاتی و شرکت در سی و سومین کنفرانس موسیقی یونسکو در تونس) زحمت زیادی را برای چاپ این مجموعه کشیده اند، متشکرم.

امیر علی حنانه

12/9/1388

تهران



 

نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 ساعت 16:18 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


به مناسبت بيستمين سالگرد درگذشت مرتضي حنانه، براي اولين بار ...


به مناسبت بيستمين سالگرد درگذشت مرتضي حنانه، براي اولين بار تمبر يادبود حكيم و سخنور بزرگ ايران و سپس استاد مرتضي حنانه كه اثر بزرگ خود "بزرگداشت فردوسي" را روي مفهوم بزرگ كاملا ايراني:

بسي رنج بردم در اين سال سي        عجم زنده كردم بدين پارسي

ازين پس نميرم كه من زنده ام               كه تخم سخن را پراكنده ام

خلق كرد، منتشر شد.

اين اثر در "مجموعه آثاري براي پيانو" ، كه در سال 1379 توسط امير علي حنانه در استوديو صبا ضبط شده است، انتشار يافته است. براي آگاهي بيشتر با تلفن همراه : 09355911513  تماس حاصل نماييد.

                        



 

نوشته شده توسط در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 15:24 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


بزودي آناليز حرفه اي كادانس قطعه "ظفر" در همين سايت منتشر خواهد شد

به جرات می توان نتیجه گرفت که در سالهای تیرهء 1335 تا 1340 که هنوز در رادیو ایران موسیقی مونو فونیک رایج بود، مرتضی حنانه در ایتالیا با سختی و مشقات فراوان تمام مکاتب آهنگسازی قرن بیستم را تجربه می کرد از جمله due pezzi per orchestra که در آن زمان آن را برای ارایه به istituto musica di vatican آماده کرد، بر اساس منطق "مدال سریل" نوشت و استاد کمپوزیسیون او Maestro Carducci او را مورد تشویق و تحسین خود قرار داد. این اثر بعد ها دوباره در سالهای 56 تا 57 بازنگری شد و به نام "صبر و ظفر op 12 " که یکی از آثار بسیار غنی حنانه برای ارکستر مجلسی و پیانو سولو می باشد بر اساس نگاهی در لحظه روی مورچه ای که خود را با دانه اش به بالای دیوار حمل می کرد و هربار این دانه به طرز وحشتناکی به زمین می افتاد و این مورچه سمج دوباره سعی خود را می کرد تا بالاخره به گفته خود پدرم مرتضی پس از 4 ساعت موفق شد تا دانه را به لا نه اش ببرد، در سال 57 در روز 28 شهریور بر اساس زبان نوین خودش "پولیفونی زوج" بازنویسی شد و در شهریور 59 در رادیو پس از سالها انتظار با ارکستر مجلسی رادیو به رهبری خود آهنگساز (کمپوزیتور) ضبط و اجرا شد. هم اکنون CD این اثر را توسط موسسه فرهنگی و هنری ماهور انتشار داده ام....


 

نوشته شده توسط در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 14:2 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


گزیده ای از مطالب وبلاگ

راز "کاپریس لعنتی" برجسته ترین اثر مرتضی حنانه اثر 13 (رم 1335-تهران1365)

ارکستر فارابی (تاسیس 1341 تهران)

موسیقی ملی ایران در راه جهانی شدن (1377)

آیا زبان عصر ما فاقد گویاییست."نقش تکنیک در مدرنیته"

مشکل داشتن مرتضی حنانه با موسیقی دستگاهی ایران

مرتضی حنانه وموسیقی علمی ایران "مصاحبه خرداد 1349

یادداشت های یک معلم در کلاس کمپوزیسیون (مرتضی حنانه)

موسیقی کلاسیک و سنتی، دو اصطلاح "هر جایی شده" در ایران


تفاوت "گرایش نو یا نوگرایی" با "نگرش نوین"

نظریه (نگرش) نوین روی مدهای موسیقی ایران و جهان

مسئله اصلی در مورد موسیقی ایران همان "اصالت" است



فیلمی از آخرین نوروز استاد مرتضی حنانه



 

نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت 7:19 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


سال نو 1388را به همه هموطنان گرامی و موسیقیدانان و هنرمندان ایران تبریک میگویم.


ارکستر سمفونیک در سالهای اولیه تاسیس خود/بهار ۱۳۲۸.در اینجا مرتضی حنانه نوازنده هورن اول در عکس کاملا مشخص است همینطور کیومرث میردادیان ترومپت اول ارکستر سمفونیک تهران و سایر نوازندگان مشخص هستند.رهبر ارکستر در آن زمان روبیک گریگوریان بوده است.این عکس در تمرین ارکستر سمفونیک تهران با گروه کر در هنگام تمرین سمفونی ۹ بتهون گرفته شده است.جالب است به نوع چیدمان اولین ارکستر سمفونیک تهران که از ترتیب ونظم به خصوصی برخوردار است توجه کنید.این نوع چیدمان کاملا در اثار موسیقیدانان کلاسیک به وضوح دیده میشده و میتوان گفت که در آن روز ارکستر ما از سایر ارکسترهای سمفونیک جهان از جمله ترکیه نه تنها عقب تر نبوده بلکه با زمان خود نیز پیش میرفته.مرتضی حنانه و غلامحسین قریب نوازنده کلارینت از جمله پایه گذاران این ارکستر به شمار میروند.یادشان بخیر ..امیرعلی حنانه/خوزستان..اهواز نوروز ۱۳۸۸.

/عکس ارکستر سمفونیک تهران ۶۰ سال پس از گرفته شدن عکس./



 

نوشته شده توسط در سه شنبه چهارم فروردین 1388 ساعت 3:59 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


مرتضی حنانه وموسیقی علمی ایران "مصاحبه خرداد 1349

مرتضی حنانه در مصاحبه ای در "تهران مصور" ۶ خرداد ۱۳۴۹  ضمن این که به ابتذال رایج در موسیقی آن زمان مخصوصا موسیقی تلویزیون اشاره میکند و میگوید:

"حال هر کس که میخواهد کاسبی کند در ایران موسیقی جاز میسازد .مگر فکر میکنید اینان از موسیقی جاز چه میدانند؟جاز موسیقی سیاهان است که با عظمت و شکوهی دیگر و با ویزگیهای منحصر به فرد خود خود را به اوج موسیقی مدرن امروز در جهان کشانده است. آن سیاهان امریکا واجداد آفریقاییشان این موسیقی را در خونشان دارند. در اینجا چی؟ شما خودتان بگویید. این نوع جاز در ایران از کجا امده؟هیچکدامشان نمیتوانند صاف بخوانند. جاز  ایران مانندهمان سبک کوبیسم است که چند سال قبل یک نقاش خودخواه از "فرنگ"برگشته و برای مردم به سوقات آورد.او رفت و آمد و یک هیکل وحشتناک برای خودش ساخت. و بعد از آن هم به در و دیوار هر خانه ای که نگاه میکردی.....موسیقی امروز  فلوت و ساکسوفون نیست .دنیای موسیقی امروز را نمیشود به چند ساز محدود کرد.بلکه موسیقی امروز جهان موسیقی الکترونیک است.در این وسط ما تازه شروع کرده ایم فلوت وسازهای دیگر را به رخ اروپاییان بکشیم.این خنده دار است موسیقی ما این نیست.موسیقی ما  یک نوع موسیقی عرفانی است که باید در ساعات مخصوصی ازرادیو پخش شود. زیرا که تلویزیونی نیست. در تلویزیون دوربین باید حرکت داشته باشد باید تحرک ایجاد بکندو نه رکود. موسیقی اصیل ایرانی را باید مثل اشیا عتیقه نگه داشت. این بهترین موسیقی شرقی است. من وقتی به موسیقی لهستان گوش میکنم >واقعا ناراحت میشوم.من  فقط یک نفر را دیدم که چیزی بود آنهم وقتی به او گفتم  تو در حدی هستی- خودش را گم کرد.بله  حسن کسایی. نواختن نی او برای من قابل توجه است. او حساب همه ظرافت ها را کرده است و کامل است.اینجا هیچکس دنبال هنر نمیگردد همه دنبال پول و ماشین هستند."

 سوال: ولی من با گفته شما مخالفم در ایران و حتی کشورهای شرقی ایران آهنگهای ارکستر فارابی را گوش میکردند و برایشان قابل تقدیر بود.

حنانه: "تعداد این نوع آدمها کم است.آهنگساز با هزار خون دل آهنگی میسازد و شاعر ترانه ای میسراید و فقط آهنگ را به اسم خواننده  میشناسند. من با هزار خون دل ارکستر سمفونیک وارکستر فارابی را  پس از مراجعتم به راه انداختم. حتی یک نفر یا یک نامه نیامد که تو داری کاری هم میکنی؟ تیپ به اصطلاح روشن فکر هم فحشم دادند. چرا که آهنگهای ارکستر فارابی را هنر میدانستند در حالیکه نبود من انها را روی  پولیفونی نوشته بودم تا مردم گوششان عادت کند."

  سوال:این کار را میشود در تالار رودکی  کرد؟   

حنانه: "تالار که  اصلا  جای  ما  نیست . آثاری هم داده ایم اما اجرا نکردند و میگویند که لزومی ندارد از خارج موزیسین بیاوریم  هر کس مایل  است  اثار همفکران خودش را اجرا کند.و همین کافی است تا سنجری کار مرا نزند."

 سوال: نظرتان راجع به همان ارکستر سمفونیک که اثار شما را اجرا نکرده اند چیست ؟ 

مرتضی حنانه میگوید: "سنجری بیهترین رهبر ارکستر است ولی او از انتقاد بدش میآید در حالیکه نباید اینطور باشد . من دیگر هرگز نمیتوانم رهبر ارکستر باشم چرا که هدفم آهنگسازیست.در مورد سنجری ممکن است بگویم که ایراد دارد یا که خوب اجرا نشده است اما ارزش کار او را نفی نمیکنم حشمت کسی است که به کارش علاقه مند است و کارش را دوست دارد."

 سوال:در حال حاضر (۱۳۴۹)  ایا تصمیم ندارید که آثارتان را به مردم ارایه کنید؟ 

 حنانه: "اثری که مورد قبول من واقع شود  هنوز اجرا نشده است.فقط ۲ تا تای آن در فستیوال شیراز  اجرا شد .من هرگز نخواسته ام کسی کارم را اجرا کند. شاید اگر اسمم "چی چی باخ " بود میزدند . درباره دلاور سهند باید بگویم که او  استیل نداشت و یک ترجمه بود اما پزمان خوب است من به او ایمان دارم. اما او باید به دنبال راهی برای خودش برود.خود پژمان هم دلاور سهند را قبول ندارد . من پس از نوشتن ۵۰۰ اثر تازه حالا شیوه ای برای خودم پیدا کرده ام  اما هیچکس از من نپرسید که چه کرده ای .

حنانه: "کار من کار هیچکس نیست و نه زبان  استراوینسکی است و نه زبان شونبرگ و نه زبان بارتوک است بلکه اصول پولیفونی من مشتمل بر قوانینی است که خودم انان را خلق کرده ام و در اینجا تا آن زمانی که  نابوکف  و مسیو گاشه در فستیوال "  وویوایون " (Vivallion) فرانسه گوش کردند ُ گفتند حال میفهمیم که کار اصیل هم وجود دارد..... آنروزها که خود من را با سازم  در کوچه و پس کوچه های تهران سنگ باران میکردند که چرا ساز میزنم  اگر تلاش نمیکردم امروزه نه خود ارکستر سمفونیکی شکل میگرفت و نه شاگردان خوبی تربیت میکردم که به این ارکستر سمفونیک تهران تحویل بدهم.اینها خیلی تلخ است. در اینجا هیچکس نیست که از آدم بپرسد : تو که این همه ادعا میکنی چه کرده ای. ............

 تحقیق روی جراید عتیقه قدیمی. امیر علی حنانه .... تهران ۲۸ دی ۱۳۸۷.                                                                                                                                       




 

نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 16:38 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


نگرش استاد مرتضی حنانه روی پلیفونی. مصاحبه رادیویی در سال 1354

Morteza Hannaneh interview in radio Tehran 1975 on Iranian poly phony

نگرش استاد مرتضی حنانه روی پلیفونی. مصاحبه رادیویی در سال 1354

به طور خلاصه علاقه مندان موسیقی ایرانی می توانند نگرش استاد مرتضی حنانه را که در آن لحظه خاص به صورت ساده برای ارتقاء درک بیشتر مردم ایران از "پولیفونی" که پدیده ای "علمی است نه غربی" از زبان خودش بشنوید. این برنامه کاملا آموزشی و نگرش بسیار مدرنی تا به امروز است. به جرات این سخنان در مورد موسیقی ایران جاودانه است.

امیر علی حنانه ۵/۱۰/۸۷

*******************************************************************************

می توانید این مصاحبه را از لینک زیر دانلود کنید:

link to Folder

Password: amiralihannaneh

راهنمای دانلود:

با کلیک بر روی لینک بالا و وارد کردن پسورد، آماده دانلود خواهد شد. با کلیک بر روی Download Original ٌ پس از چند ثانیه دانلود شروع می شود.

همچنین می توانید "سخنان استاد مرتضی حنانه در مورد کاپریس" را از طریق player بشنوید.


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 18:58 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


مشکل داشتن مرتضی حنانه با موسیقی دستگاهی ایران در "حنانه و هزار دستان"

من شخصا فکر نمی کنم که پدرم مرتضی حنانه تا این حد مغرضانه و کودکانه با دستگاهها یا مقامها یا مایه ها یا.....ها که آخر هم جای خودشان را در این نوع موسیقی (سنتی) هنوز هم پیدا نکرده اند مشکلی داشت. اصولا حنانه با مفهوم اشتباه و "ناگویای" رایج شدهء "دستگاه" ، در موسیقی سنتی ما، که باعث عقب افتادن موسیقی علمی ایران می شد، نه تنها مشکلی نداشت بلکه عمر خود را روی "تحقیق" بر سیستم "مدالیته" گذاشت که زیر مجموعه "کروماتیزم"  می بایست بشود. سیستم "کروماتیزم" فقط سیستمی غربی نیست و چون در غرب کشف شده است نباید آن را غربی خواند یا تلقی کرد. بلکه باید آن را میراثی فرهنگی و باستانی ملل آریایی برشمرد که در منتها الیه شمالی "کوههای اورال" در روسیه کنار اقیانوس منجمد شمالی می زیستند و به علت سرمای وحشتناک از انجا گریختند و عده ای از آنها (مادها MEDIAN) که زود تر به سرزمین فعلی ایران رسیدند و این ترانه یا آواز های باستانی خود را نیز با خود به این سرزمین انتقال دادند( MEDIA+LIDA یا MEDIA+LADA) که امروز در غرب به اسم MELODY  رایج است که از ایران به یونان و از آنجا به اروپای شمال و شمالغربی(ایرلند) رسید.

موسیقی سنتی ما پر از فواصل "نامتعادل" است که بهتر است حذف شوند تا بتوانیم مفهومی تر با جهان امروز به تبادل هنری بپردازیم. "مد" دستاورد سیستم متعادل کروماتیزم جهانی است ولی "ردیف" و "گوشه" را اگر آوازهای باستانی قابل تامپره شدن باشند پس با کمال میل آن را در این زبان جهانی جای می دهیم . سپس از آن ناگزیر "گامی" بر مبنای همان مدالیته ها (LADA یا همان اسم "لیدا" به معنی آوازهای باستانی مادها و سایر ایرانی ها) می سازیم تا آن را با کنتر مدالیتهء خودش تلفیق کنیم.

این اصول، کمپوزیسیونی مدرن است که بر مبنای مدهای موسیقی ایران، توسط مرتضی حنانه تحت عنوان "هارمونی زوج" که در فرهنگسرای نیاوران در سال 1353 دفاع شد. پس پایه گذار ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فارابی و ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون، نمی تواند به خاطر حساسیتهای کودکانه که از آن یاد کرده اند، مغرض شناخته شود. اما اگر لزومی به نشاندن حساسیت کودکانه او بوده است، پس امری جداگانه ای میتوان طراحی کرد که بر سر آن به گفتمان بنشینند! ولی لازمه آن "تحقیق" است نه "احساس" و برداشت های احساسی. بهتر است موسیقی اصیل ایرانی را به کلاسیک غربی مربوط نکنیم زیرا کار حنانه موسیقی مدرن ایران بود نه موسیقی کلاسیک غربی. می توانید مطلب "موسیقی کلاسیک و سنتی" را در همین بلاگ مطالعه کنید.

من در این باره تحقیقات زیادی کرده ام و نه به ساز سنتی کاری دارم نه دیگر به ساز غربی( جهانی متعادل). بلکه من مفهومی تر به موسیقی ایران می نگرم. دوستان من، دیگر نزاع بر سر این واژه های نا مفهوم هیچ لزومی ندارد زیرا :

به هر حال همه ملل جهان سرود ملی کشور خود را با "سازهای سنتی" که نمیتوانند اجرا کنند!!!!

پس بهتر است موسیقی که سنت نیست را با سنت که موسیقی نیست آلوده نکنیم!!!

همانطور که نمی شود گفت: "بشنو از فلوت چون حکایت می کند" و ......

******************************************************************

مشکل داشتن مرتضی حنانه با موسیقی دستگاهی ایران در "حنانه و هزار دستان"


 

نوشته شده توسط در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 0:58 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


به یاد کاپریس لعنتی که ... .

به جرات می توان نتیجه گرفت که در سالهای تیرهء 1335 تا 1340 که هنوز در رادیو ایران موسیقی مونو فونیک رایج بود، مرتضی حنانه در ایتالیا با سختی و مشقات فراوان تمام مکاتب آهنگسازی قرن بیستم را تجربه می کرد از جمله due pezzi per orchestra که در آن زمان آن را برای ارایه بهistituto musica di vatican آماده کرد، بر اساس منطق "مدال سریل" نوشت و استاد کمپوزیسیون او Maestro Carducci او را مورد تشویق و تحسین خود قرار داد. این اثر بعد ها دوباره در سالهای 56 تا 57 بازنگری شد و به نام "صبر و ظفر op 12 " که یکی از آثار بسیار غنی حنانه برای ارکستر مجلسی و پیانو سولو می باشد بر اساس نگاهی در لحظه روی مورچه ای که خود را با دانه اش به بالای دیوار حمل می کرد و هربار این دانه به طرز وحشتناکی به زمین می افتاد و این مورچه سمج دوباره سعی خود را می کرد تا بالاخره به گفته خود پدرم مرتضی پس از 4 ساعت موفق شد تا دانه را به لا نه اش ببرد، در سال 57 در روز 28 شهریور بر اساس زبان نوین خودش "پولیفونی زوج" بازنویسی شد و در شهریور 59 در رادیو پس از سالها انتظار با ارکستر مجلسی رادیو به رهبری خود آهنگساز (کمپوزیتور) ضبط و اجرا شد. هم اکنون CD این اثر را توسط موسسه فرهنگی و هنری ماهور انتشار داده ام.

 اما کاپریس به عنوان یک "کنتر فرم" Controformo در موسیقی مدرن مطرح است. یعنی هر آنچه در تعاریف احساسی و سانتیمانتال مانند اینگونه صحبتهای غیر حرفه ای "شاد" و "موومان سریع" و ... رد می شود و به مفهوم اصلی کاپریس یعنی "هوس" که اصولی ترین تعریف آن است مورد بحث و گقتگو قرار می گیرد. در دنیای امروز دگرگونی به وضوح در ساختار اشکال فیزیکی رخ می دهد به طوری که لزومی ندارد تا ابد با فولکر 100 پرواز کرد و آن را up to date کرد بلکه هواپیمایی از هر نظر مدرن تری برای "رفاه بیشتر انسان" ساخته می شود که کاپریس نیز به عنوان "یک مفهوم آفرمل aformel" مورد گفتگو قرار می گیرد. این مفهوم هرگز قدیمی نخواهد شو زیرا خود را مطلق نکرده است که احتیاج به نوگرایی داشته باشد. پس "هوس" تا ابد "هوس" خواهد بود و عشق تا ابد عشق و پرنده تا ابد پرنده. به عبارتی مدرنیته و جاودانگی با هم ارتباط مستقیم دارند. مانند "کاپریس لعنتی" که آن را آنالیز کردم و از آن روز که با پدرم در بهمن 1364 ساعت 6:50 صبح برای اولین و آخرین بار به سواحل جنوب ایران ( بندر لنگه) پرواز کردیم تا به امشب که در همین بندر لنگه برای سومین بار مسافرت کردم بر سر این مفهوم غنی در موسیقی مدرن فکر کردم و با هنرمندان شایسته ایرانی و خارجی (روسی و ایتالیایی) صحبتهای زیادی کردم. جالب است که بدانید این بار کاپریس با نگرش نویت تری از گذشته ها بررسی شد و در آن فلسفهء مرتضی حنانه Determinisme رل خود را در نقش هوسی نفرین شده بازی می کند.


"امیر علی حنانه، شب هنگام کنار ساحل بندر لنگه 1387/9/29 "

به یاد دوست عزیزم ماریا لوبوفسکایا. Maria Lubovskaja


 

نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 23:32 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


Execrable Caprisse Op 13 M.Hannaneh-Per pianoforte e Orchestra.

Execrable Caprisse Op 13 M.Hannaneh-Per pianoforte e Orchestra

 CADENZZA

Aug. 2000 Saba Studio- Tehran-Iran

 Piano Solo: Amir ali Hannaneh( Educated from M.G.U.K.I-University of art and Cultures of moscow"Pedagology of Performance art" and diploma of piano palying from Moscow music Academy in 1997)

Qasem Abedini: Song Engineering and Mix

Hamid reza Dibazar: Recording Assistant

A.Gharibi: Camputer Graphic

Muhamad Ali Amini: Technical supervision.

 The copyright in this sound recording is owned by AMIR ALI HANNANEH, PIANIST AND MODERN COMPOSER.

******************************************************************

You can listen to "CADENZZA" of "Caprisse" on the top and left Divshare player. for any question please contact me. amir ali hannaneh


 

نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم آذر 1387 ساعت 5:39 موضوع عکس و دانلود | لینک ثابت


.Farabi radio symphonic orchestra was founded by Morteza annaneh Tehran-Iran in 1963

Farabi radio symphonic orchestra was founded by Morteza Hannaneh Tehran-Iran in 1963
 

MortezaHannaneh is the true founder of the modern national music in Iran .I think it doesn't need to explain his biography to the Iranian and the interested persons in Iranian modern national music. Every one knows that graduated from the Tehran conservatory. (HonarestaneAliyeMusiqi , he cooperated with ParvizMahmood, the famous composer who supported him to found the Tehran symphonic orchestra. from (1952 to 1954)he was the conductor of this orchestra. He went to Italy to study more and research on music in late 1954 .Getting remarkable scientific experiences on music, he returned to Iran after eight years.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ساعت 6:38 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت


جسته وگریخته قسمت اول .زندگی یک اهنگساز بزرگ معاصر ایران

میخواهم کمی در مورد ماجرای تاسیس ارکستر سمفونیک تهران که در تاریخ موسیقی ایران تاریخ کشورمان، مهم است،کمی بنویسم.به هر حال همه کشورهای جهان که به سوی مترقی شدن گام برمیداشتند ارکستر سمفونیک خود را تاسیس میکردند تا بتوانند موسیقی علمی وجهانی خود را نمایان کنند.فبل از ان باید نگاهی به روحیه وزندگی مرتضی حنانه بیندازیم.....

در هر صورت من از" نوشته های" مرتضی حنانه" ودیدگاه او دران سالها کمی نفل قول می کنم .....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 7:35 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت