|
موسیقی مدرن جهان"ایران"
|
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت
مرتضی حنانه، همواره سعی و تلاش خود را برای شناسایی مد های شگفت انگیز موسیقی ایران که قطعا ما را از سایر ملتهای آسیایی مجزا کرده اند، نشان داده است. در آثارش به وضوح تلفیق کنترپوانتیک بر مبنای هارمونی زوج که ابداع خودش بر موسیقی ایرانی است شنیده می شود.
در اینجا نیز ملاحظه می کنید که او حتی با برگزاری کلاسهای آموزشی با بزرگان موسیقی اصیل ایرانی سعی در جا انداختن درست مفاهیم موسیقی کشورمان داشته است. در اینجا اساتیدی چون استاد جلیل شهناز، استاد حسین قوامی و استاد علی اصغر بهاری حضور داشته اند و در مورد موسیقی ایران به گفتمان واجرا آزمون و خطا نیز برداخته اند. روحشان شاد.
در این فیلم هر چهار هنرمند در جمع علاقه مندان موسیقی ایران به صحبت و گفتگو نشسته اند. در این جا حنانه سعی در نوشتن مدهای ایران و مطابفت ان با استادان موسیقی اصیل ایرانی است. امیر علی حنانه---اردیبهشت 1389 .
فیلمی از شناسایی موسیقی ایران در سال 1347
در شب سال نو میلادی، با یاد سه موسیقی دان برجسته ایران، غریب سنجری و حنانه، به استقبال سال 2010 می رویم. امید است در این سال تغییرات بزرگ و محسوس در روند تعالی هنر موسیقی ایران که موسیقی ای است مدال، صورت بگیرد و با اجرای آثار چنین هنرمندانی با ارکسترهای مختلف جهان، قدرت آهنگسازان ایران را به نمایش بگذاریم.
از غلامحسین غریب به مرتضی حنانه 26 آوریل 1957

از حشمت سنجری به مرتضی حنانه 17 مارس 1957



بلاخره پس از 30 سال زحمت و رنج که در این یک سال گذشت، امسال مجله گزارش موسیقی مطالب جالبی از من و خانواده ام و دوستانمان و قطعا پدرم به چاپ رساند. این باعث خوشبختی است و جای تشکر دارد. من شخصا از بالاترین تا پایین ترین دست اندرکاران این ژورنال هنری تشکر می کنم. همین طور از آقای سردبیر محترم جناب سروش ریاضی که در نبود من، ( به علت سفر کاری تحقیقاتی و شرکت در سی و سومین کنفرانس موسیقی یونسکو در تونس) زحمت زیادی را برای چاپ این مجموعه کشیده اند، متشکرم.
امیر علی حنانه
12/9/1388
تهران

به مناسبت بيستمين سالگرد درگذشت مرتضي حنانه، براي اولين بار تمبر يادبود حكيم و سخنور بزرگ ايران و سپس استاد مرتضي حنانه كه اثر بزرگ خود "بزرگداشت فردوسي" را روي مفهوم بزرگ كاملا ايراني:
بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كردم بدين پارسي
ازين پس نميرم كه من زنده ام كه تخم سخن را پراكنده ام
خلق كرد، منتشر شد.
اين اثر در "مجموعه آثاري براي پيانو" ، كه در سال 1379 توسط امير علي حنانه در استوديو صبا ضبط شده است، انتشار يافته است. براي آگاهي بيشتر با تلفن همراه : 09355911513 تماس حاصل نماييد.
ارکستر سمفونیک در سالهای اولیه تاسیس خود/بهار ۱۳۲۸.در اینجا مرتضی حنانه نوازنده هورن اول در عکس کاملا مشخص است همینطور کیومرث میردادیان ترومپت اول ارکستر سمفونیک تهران و سایر نوازندگان مشخص هستند.رهبر ارکستر در آن زمان روبیک گریگوریان بوده است.این عکس در تمرین ارکستر سمفونیک تهران با گروه کر در هنگام تمرین سمفونی ۹ بتهون گرفته شده است.جالب است به نوع چیدمان اولین ارکستر سمفونیک تهران که از ترتیب ونظم به خصوصی برخوردار است توجه کنید.این نوع چیدمان کاملا در اثار موسیقیدانان کلاسیک به وضوح دیده میشده و میتوان گفت که در آن روز ارکستر ما از سایر ارکسترهای سمفونیک جهان از جمله ترکیه نه تنها عقب تر نبوده بلکه با زمان خود نیز پیش میرفته.مرتضی حنانه و غلامحسین قریب نوازنده کلارینت از جمله پایه گذاران این ارکستر به شمار میروند.یادشان بخیر ..امیرعلی حنانه/خوزستان..اهواز نوروز ۱۳۸۸.
/عکس ارکستر سمفونیک تهران ۶۰ سال پس از گرفته شدن عکس./

مرتضی حنانه در مصاحبه ای در "تهران مصور" ۶ خرداد ۱۳۴۹ ضمن این که به ابتذال رایج در موسیقی آن زمان مخصوصا موسیقی تلویزیون اشاره میکند و میگوید:
"حال هر کس که میخواهد کاسبی کند در ایران موسیقی جاز میسازد .مگر فکر میکنید اینان از موسیقی جاز چه میدانند؟جاز موسیقی سیاهان است که با عظمت و شکوهی دیگر و با ویزگیهای منحصر به فرد خود خود را به اوج موسیقی مدرن امروز در جهان کشانده است. آن سیاهان امریکا واجداد آفریقاییشان این موسیقی را در خونشان دارند. در اینجا چی؟ شما خودتان بگویید. این نوع جاز در ایران از کجا امده؟هیچکدامشان نمیتوانند صاف بخوانند. جاز ایران مانندهمان سبک کوبیسم است که چند سال قبل یک نقاش خودخواه از "فرنگ"برگشته و برای مردم به سوقات آورد.او رفت و آمد و یک هیکل وحشتناک برای خودش ساخت. و بعد از آن هم به در و دیوار هر خانه ای که نگاه میکردی.....موسیقی امروز فلوت و ساکسوفون نیست .دنیای موسیقی امروز را نمیشود به چند ساز محدود کرد.بلکه موسیقی امروز جهان موسیقی الکترونیک است.در این وسط ما تازه شروع کرده ایم فلوت وسازهای دیگر را به رخ اروپاییان بکشیم.این خنده دار است موسیقی ما این نیست.موسیقی ما یک نوع موسیقی عرفانی است که باید در ساعات مخصوصی ازرادیو پخش شود. زیرا که تلویزیونی نیست. در تلویزیون دوربین باید حرکت داشته باشد باید تحرک ایجاد بکندو نه رکود. موسیقی اصیل ایرانی را باید مثل اشیا عتیقه نگه داشت. این بهترین موسیقی شرقی است. من وقتی به موسیقی لهستان گوش میکنم >واقعا ناراحت میشوم.من فقط یک نفر را دیدم که چیزی بود آنهم وقتی به او گفتم تو در حدی هستی- خودش را گم کرد.بله حسن کسایی. نواختن نی او برای من قابل توجه است. او حساب همه ظرافت ها را کرده است و کامل است.اینجا هیچکس دنبال هنر نمیگردد همه دنبال پول و ماشین هستند."
سوال: ولی من با گفته شما مخالفم در ایران و حتی کشورهای شرقی ایران آهنگهای ارکستر فارابی را گوش میکردند و برایشان قابل تقدیر بود.
حنانه: "تعداد این نوع آدمها کم است.آهنگساز با هزار خون دل آهنگی میسازد و شاعر ترانه ای میسراید و فقط آهنگ را به اسم خواننده میشناسند. من با هزار خون دل ارکستر سمفونیک وارکستر فارابی را پس از مراجعتم به راه انداختم. حتی یک نفر یا یک نامه نیامد که تو داری کاری هم میکنی؟ تیپ به اصطلاح روشن فکر هم فحشم دادند. چرا که آهنگهای ارکستر فارابی را هنر میدانستند در حالیکه نبود من انها را روی پولیفونی نوشته بودم تا مردم گوششان عادت کند."
سوال:این کار را میشود در تالار رودکی کرد؟
حنانه: "تالار که اصلا جای ما نیست . آثاری هم داده ایم اما اجرا نکردند و میگویند که لزومی ندارد از خارج موزیسین بیاوریم هر کس مایل است اثار همفکران خودش را اجرا کند.و همین کافی است تا سنجری کار مرا نزند."
سوال: نظرتان راجع به همان ارکستر سمفونیک که اثار شما را اجرا نکرده اند چیست ؟
مرتضی حنانه میگوید: "سنجری بیهترین رهبر ارکستر است ولی او از انتقاد بدش میآید در حالیکه نباید اینطور باشد . من دیگر هرگز نمیتوانم رهبر ارکستر باشم چرا که هدفم آهنگسازیست.در مورد سنجری ممکن است بگویم که ایراد دارد یا که خوب اجرا نشده است اما ارزش کار او را نفی نمیکنم حشمت کسی است که به کارش علاقه مند است و کارش را دوست دارد."
سوال:در حال حاضر (۱۳۴۹) ایا تصمیم ندارید که آثارتان را به مردم ارایه کنید؟
حنانه: "اثری که مورد قبول من واقع شود هنوز اجرا نشده است.فقط ۲ تا تای آن در فستیوال شیراز اجرا شد .من هرگز نخواسته ام کسی کارم را اجرا کند. شاید اگر اسمم "چی چی باخ " بود میزدند . درباره دلاور سهند باید بگویم که او استیل نداشت و یک ترجمه بود اما پزمان خوب است من به او ایمان دارم. اما او باید به دنبال راهی برای خودش برود.خود پژمان هم دلاور سهند را قبول ندارد . من پس از نوشتن ۵۰۰ اثر تازه حالا شیوه ای برای خودم پیدا کرده ام اما هیچکس از من نپرسید که چه کرده ای .
حنانه: "کار من کار هیچکس نیست و نه زبان استراوینسکی است و نه زبان شونبرگ و نه زبان بارتوک است بلکه اصول پولیفونی من مشتمل بر قوانینی است که خودم انان را خلق کرده ام و در اینجا تا آن زمانی که نابوکف و مسیو گاشه در فستیوال " وویوایون " (Vivallion) فرانسه گوش کردند ُ گفتند حال میفهمیم که کار اصیل هم وجود دارد..... آنروزها که خود من را با سازم در کوچه و پس کوچه های تهران سنگ باران میکردند که چرا ساز میزنم اگر تلاش نمیکردم امروزه نه خود ارکستر سمفونیکی شکل میگرفت و نه شاگردان خوبی تربیت میکردم که به این ارکستر سمفونیک تهران تحویل بدهم.اینها خیلی تلخ است. در اینجا هیچکس نیست که از آدم بپرسد : تو که این همه ادعا میکنی چه کرده ای. ............
تحقیق روی جراید عتیقه قدیمی. امیر علی حنانه .... تهران ۲۸ دی ۱۳۸۷.
Morteza Hannaneh interview in radio Tehran 1975 on Iranian poly phony
نگرش استاد مرتضی حنانه روی پلیفونی. مصاحبه رادیویی در سال 1354
به طور خلاصه علاقه مندان موسیقی ایرانی می توانند نگرش استاد مرتضی حنانه را که در آن لحظه خاص به صورت ساده برای ارتقاء درک بیشتر مردم ایران از "پولیفونی" که پدیده ای "علمی است نه غربی" از زبان خودش بشنوید. این برنامه کاملا آموزشی و نگرش بسیار مدرنی تا به امروز است. به جرات این سخنان در مورد موسیقی ایران جاودانه است.
امیر علی حنانه ۵/۱۰/۸۷
*******************************************************************************
می توانید این مصاحبه را از لینک زیر دانلود کنید:
Password: amiralihannaneh
راهنمای دانلود:
با کلیک بر روی لینک بالا و وارد کردن پسورد، آماده دانلود خواهد شد. با کلیک بر روی Download Original ٌ پس از چند ثانیه دانلود شروع می شود.
همچنین می توانید "سخنان استاد مرتضی حنانه در مورد کاپریس" را از طریق player بشنوید.موسیقی سنتی ما پر از فواصل "نامتعادل" است که بهتر است حذف شوند تا بتوانیم مفهومی تر با جهان امروز به تبادل هنری بپردازیم. "مد" دستاورد سیستم متعادل کروماتیزم جهانی است ولی "ردیف" و "گوشه" را اگر آوازهای باستانی قابل تامپره شدن باشند پس با کمال میل آن را در این زبان جهانی جای می دهیم . سپس از آن ناگزیر "گامی" بر مبنای همان مدالیته ها (LADA یا همان اسم "لیدا" به معنی آوازهای باستانی مادها و سایر ایرانی ها) می سازیم تا آن را با کنتر مدالیتهء خودش تلفیق کنیم.
این اصول، کمپوزیسیونی مدرن است که بر مبنای مدهای موسیقی ایران، توسط مرتضی حنانه تحت عنوان "هارمونی زوج" که در فرهنگسرای نیاوران در سال 1353 دفاع شد. پس پایه گذار ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فارابی و ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون، نمی تواند به خاطر حساسیتهای کودکانه که از آن یاد کرده اند، مغرض شناخته شود. اما اگر لزومی به نشاندن حساسیت کودکانه او بوده است، پس امری جداگانه ای میتوان طراحی کرد که بر سر آن به گفتمان بنشینند! ولی لازمه آن "تحقیق" است نه "احساس" و برداشت های احساسی. بهتر است موسیقی اصیل ایرانی را به کلاسیک غربی مربوط نکنیم زیرا کار حنانه موسیقی مدرن ایران بود نه موسیقی کلاسیک غربی. می توانید مطلب "موسیقی کلاسیک و سنتی" را در همین بلاگ مطالعه کنید.
من در این باره تحقیقات زیادی کرده ام و نه به ساز سنتی کاری دارم نه دیگر به ساز غربی( جهانی متعادل). بلکه من مفهومی تر به موسیقی ایران می نگرم. دوستان من، دیگر نزاع بر سر این واژه های نا مفهوم هیچ لزومی ندارد زیرا :
به هر حال همه ملل جهان سرود ملی کشور خود را با "سازهای سنتی" که نمیتوانند اجرا کنند!!!!
پس بهتر است موسیقی که سنت نیست را با سنت که موسیقی نیست آلوده نکنیم!!!
همانطور که نمی شود گفت: "بشنو از فلوت چون حکایت می کند" و ......
******************************************************************
مشکل داشتن مرتضی حنانه با موسیقی دستگاهی ایران در "حنانه و هزار دستان"
اما کاپریس به عنوان یک "کنتر فرم" Controformo در موسیقی مدرن مطرح است. یعنی هر آنچه در تعاریف احساسی و سانتیمانتال مانند اینگونه صحبتهای غیر حرفه ای "شاد" و "موومان سریع" و ... رد می شود و به مفهوم اصلی کاپریس یعنی "هوس" که اصولی ترین تعریف آن است مورد بحث و گقتگو قرار می گیرد. در دنیای امروز دگرگونی به وضوح در ساختار اشکال فیزیکی رخ می دهد به طوری که لزومی ندارد تا ابد با فولکر 100 پرواز کرد و آن را up to date کرد بلکه هواپیمایی از هر نظر مدرن تری برای "رفاه بیشتر انسان" ساخته می شود که کاپریس نیز به عنوان "یک مفهوم آفرمل aformel" مورد گفتگو قرار می گیرد. این مفهوم هرگز قدیمی نخواهد شو زیرا خود را مطلق نکرده است که احتیاج به نوگرایی داشته باشد. پس "هوس" تا ابد "هوس" خواهد بود و عشق تا ابد عشق و پرنده تا ابد پرنده. به عبارتی مدرنیته و جاودانگی با هم ارتباط مستقیم دارند. مانند "کاپریس لعنتی" که آن را آنالیز کردم و از آن روز که با پدرم در بهمن 1364 ساعت 6:50 صبح برای اولین و آخرین بار به سواحل جنوب ایران ( بندر لنگه) پرواز کردیم تا به امشب که در همین بندر لنگه برای سومین بار مسافرت کردم بر سر این مفهوم غنی در موسیقی مدرن فکر کردم و با هنرمندان شایسته ایرانی و خارجی (روسی و ایتالیایی) صحبتهای زیادی کردم. جالب است که بدانید این بار کاپریس با نگرش نویت تری از گذشته ها بررسی شد و در آن فلسفهء مرتضی حنانه Determinisme رل خود را در نقش هوسی نفرین شده بازی می کند.
"امیر علی حنانه، شب هنگام کنار ساحل بندر لنگه 1387/9/29 "
به یاد دوست عزیزم ماریا لوبوفسکایا. Maria Lubovskaja
Execrable Caprisse Op 13 M.Hannaneh-Per pianoforte e Orchestra
CADENZZA
Aug. 2000 Saba Studio- Tehran-Iran
Piano Solo: Amir ali Hannaneh( Educated from M.G.U.K.I-University of art and Cultures of moscow"Pedagology of Performance art" and diploma of piano palying from Moscow music Academy in 1997)
Qasem Abedini: Song Engineering and Mix
Hamid reza Dibazar: Recording Assistant
A.Gharibi: Camputer Graphic
Muhamad Ali Amini: Technical supervision.
The copyright in this sound recording is owned by AMIR ALI HANNANEH, PIANIST AND MODERN COMPOSER.
******************************************************************
You can listen to "CADENZZA" of "Caprisse" on the top and left Divshare player. for any question please contact me. amir ali hannaneh
MortezaHannaneh is the true founder of the modern national music in Iran .I think it doesn't need to explain his biography to the Iranian and the interested persons in Iranian modern national music. Every one knows that graduated from the Tehran conservatory. (HonarestaneAliyeMusiqi , he cooperated with ParvizMahmood, the famous composer who supported him to found the Tehran symphonic orchestra. from (1952 to 1954)he was the conductor of this orchestra. He went to Italy to study more and research on music in late 1954 .Getting remarkable scientific experiences on music, he returned to Iran after eight years.
میخواهم کمی در مورد ماجرای تاسیس ارکستر سمفونیک تهران که در تاریخ موسیقی ایران تاریخ کشورمان، مهم است،کمی بنویسم.به هر حال همه کشورهای جهان که به سوی مترقی شدن گام برمیداشتند ارکستر سمفونیک خود را تاسیس میکردند تا بتوانند موسیقی علمی وجهانی خود را نمایان کنند.فبل از ان باید نگاهی به روحیه وزندگی مرتضی حنانه بیندازیم.....
در هر صورت من از" نوشته های" مرتضی حنانه" ودیدگاه او دران سالها کمی نفل قول می کنم .....
اركستر فارابي :تأسيس 1341 تهران توسط " مرتضي حنّانه"
Farabi" radio symphonic orchestra of Iran. 1963/ Morteza Hannaneh"

Research:Amir Ali Hannaneh
نوشته امير علي حنّانه مهرماه 1387
مرتضي حنّانه از پايه گذاران واقعي موسيقي ملّي ايران است ، ديگر فكر نميكنم امروز نيازي به تشريح بيوگرافي او براي مردم و علاقه مندان به موسيقي ملي ايران باشد . چون همه ميدانند كه او پس از اتمام تحصيلات در هنرستان عالي موسيقي به مدّت زيادي با پرويز محمود (Parviz mahmood) آهنگساز معروف كار ميكرد و با كمك او پايۀ اركستر سمفونيك تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ريخت و پس از عزيمت پرويز محمود و روبيك گريگوريان به آمريكا مرتضي حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنري اركستر هنري تهران را به عهده گرفت از اواخر 1329 تا اواسط پاييز 1332 .........
به نام خدا
0p.13
- راز كاپريس لعنتي برجستهترين اثر مرتضي حنانه
Caprisse per pianoforte e orchestra
(1956 – 1986) «نوشتة اميرعلي حنّانه»
همه چيز از آنجايي شروع شد كه من در شهريور سال 1368 وقتي كه پدرم مرتضي آن كاپريس لعنتي را كه از بچگي با آن آشنا بودم، امضاء كرد و به من اميرعلي حنانه تقديم كرد، ذهن من درگير شد و ديگر تمام هدفم براي رفتن به خارج، جايي كه بتوان تحصيلات آكادميك در زمينة نوازندگي پيانو را به طور جدي شروع و به اتمام برسانم كه چون پدرم به من سفارش كرده بود، تصميم گرفتم به مسكو جايي كه صاحب مكتب نوازندگي پيانوي مطرح در قرن 20 بود بروم. و براي كسب يك تكنيك برتر و پيانيست جهاني شدن اقدام كنم.
پروردگارا، تو را ستايش ميكنم كه آنچنان شغلي را به من عطا كردي كه جز مرتاض از آن سر در نميآورد. 1362/4/13 مرتضي حنانه- تهران
مرگ استاد مرتضي حنانه در 24 مهر ماه 1368
استاد مرتضي حنانه در شهريور سال 1368 همانطور كه گفتم قبل از مرگش اين اثر را به من تقديم كرد. اين اثر در سال 1365 بالاخره پس از سي سال تفكر و تعمق و وسواس هنري، تمام شده بود........
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت