تبليغاتX
نگرشی نوین روی آفرینش موسیقی ایران
موسیقی مدرن جهان"ایران"

موضوع جدیدی که فکر مرا به خود مشغول کرده و آنهم نه به تازگی بلکه شاید از دورانی که نواختن پیانو را شروع کرده بودم. مونولوگ درون هنرمند است.مونولوگ درون است که نهایتا سبب خلق اثر میشود و من هر چه کوشش کردم نتوانستم به خود بقبولانم که نوازندگی( هر سازی) میتواند هنر محسوب شود. مگر آتکه در نوازنگی نوعی خلاقیت روی صحنه توسط مجری آن بوجودآید.و چون روی صحنه همه چیز با بیرون صحنه فرق دارد و تعداد  این نوع  نوازندگان بسیار کم است نتیجه نوعی یکنواخت شدن است ودیگر عصر  ریختر و گیللس نیز گذشته و ما به قرن جدید وارد شده ایم.امروز در حوصله من  نمیگنجد که راجع به نوازندگی> که کاریست بسیار پر دردسر حرفی بزنم.از شما میپرسم..چه باید کرد..؟بله شاید همین که دیالوگ شکل میگیرد و در آن روح خلاق به خلق میپردازد و داستانی متاثر کننده بوجود میآورد که میتواند انسانها را تحت تاثیر قرار دهد هنر باشدو دیگر در  اجرای یک قطعه ار شوپن شور و حالی به ما دست نمیدهد.هنر سینما میتواند و دارای این ویژگی است که امروزی تر و واقعیتر مورد آنالیز قرار گیرد.من هرچه در موسیقی سعی و تلاش کردم بخاطر درک بیشتر آن بود ولی الان دیگر همه موسیقیدانان در سراسر جهان آن جور که من دیدم به بمبست رسیده اند.یعنی برای آنکه اثر ما دراری ویژگی هایی که هنر لازم دارد(غیر انتزاعی بودن اثر) که کافی هم نیستُ- باید انرژی بالایی را از دست بدهیم  تا  باز هم آن چیزی که روح وسواسی هنرمند می طلبد نشود.و اگر هم بشود باز هم با درد سر های امروزی.....خوب چه باید کرد؟آنهم با هنر موسیقی که سخت ترین هنر است. این هم یکی دیگر از سوالات مطرح شده در شورای بین المللی موسیقی است که همه ما را به فکر واخواهد داشت. به هر صورت هنرمند برای ارایه کار هنری که دارای ارزشهای هنری باشد  نیاز به شرایطی دارد تا بتواند کاری ارزنده و در خور اهمیت ارایه دهد و وقتی کاملا با دنیای وانفسای امروزی روبرو میشود به فکر فرو میرودبرای انجام چنین منظوری مگر آدمی چقدر انرزی دارد؟.هدف هنرمند خدمت به مردمش است.او در راه ترقی است ولی افسوس که تا شرایط   مالی بستر  فرهنگی در مسیر صحیح خود قرار نگیرد نمیتوان اثری خلق کرد.اثری که در آن رنگ و بوی زمان و مکان و اصالت نقش بسته باشد.هنرمند هم انرژی محدودی دارد تا بتواند کار ارزنده ای خلق کند.امید داشتن هم فرسایشی است پس باید فکر کرد و باز هم فکر کرد.و بازهم همان مونولوگ تنهای درون می ماند و تو که دایم با او در جدال ویا آشتی به سر میبری....................امیر علی حنانه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 4:12  توسط امیر علی حنانه  | 


Teheran Symphonic Orchestra 1954

Chopin piano concerto no. 2 in f minor

Solist: Tania Ashot

Conducting by: Morteza Hannaneh


ارکستر سمفونیک تهران در سال 1331

در حال تمرین کنسرتو پیانوی شماره 2 شوپن

سولیست: خانم تانیا آشوت

رهبر ارکستر: مرتضی حنانه

اجرا: فروردین 1332

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 17:47  توسط امیر علی حنانه  | 

GREAT INTERNATIONAL ART-FESTIVAL of SHIRAZ 1968 

 

GREAT INTERNATIONAL ART-FESTIVAL of SHIRAZ in its second year, presents a face that resembles nowhere. In the meeting place of east and west, it now offers musicians and choreographers from all over the world a field of practice or may Preferred their respective secrets, comparing their traditions, their aesthetic ...
The Europeans artists in Shiraz had found a wonderful opportunity of opening his sensitivity to music of a very special aesthetic, but rich in melodies and rhythms, and often a color of instrumental or vocal, and of remarkable virtuosity.

What shiraz Festival has begun to do is make available for observation fuller range of music in which west and East can study each other and find what they may.
******
Louis Auriacombe conducting: "Chamber Orchestra of Toulouse" 1968 September 5.

QUARTET OF 4 SOVIET Women’s Harpists:
Harpists IN PERSEPOLIS: Alla Buzkova, Maria Smirnova, Okssanna golubnitchenko, Natalia Kutchurina 1968 Iran-Shiraz. They had an excellent performance there, Stravinsky and Schubert Then they had performed a work written by Morteza Hannaneh, Iranian composer, by their application.
 
  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 2:39  توسط امیر علی حنانه  |