در سال ۱۳۴۷ در دومین فستیوال شیراز ُ شرکت کنندگانی بسیار معروف از سراسر جهان در این فستیوال هنری که به جشن هنر شیراز -تخت جمشید معروف است شرکت کردند.از جمله آهنگسازان معاصری چون الیویه مسییان با اجرای اثر بیاد ماندنی "در انتظار رستاخیز مردگانم"کاری بسیار مدرن و غیر فرمل ارائه میدهد.که برای اولین بار در تخت جمشید اجرا گشته است. در همین فستیوال ارکستر رادیو تلویزیون فرانسه به رهبری برونو مادرنا رهبر بسار عالی ایتالیا آثار هنرمندان فرانسوی را اجرا میکند.از کمپوزیتورهای دیگر مثل یانیس گزناکیس که قطعه خاصی را برای فستیوال شیراز نوشته بود قدردانی میشود.ادگار وارز شرکت کننده دیگر نیزآثار ارزنده دیگری را به اجرا در میآورد....ادر این بین چهره یکی از ویرتوازهای جهانی قرن بیستم "آرتور روبنشتاین"ااز لهستان بسیار حائز اهمیت است. شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان زیر نظر و ساپرت یونسکو در شیراز توانستند هنر های مختلف محلی خود را به نمیش بگذارند که در این قسمت بسم الله خان نوازنده چیره دست هند برنده جایزه میگردد.سپس نوبت سه آهنگساز رده اول کشورمان و اجرای آثارشان توسط ارکستر مجلسی تلویزیون ایران میگردد که در این مورد بحث و گفنمان با هنر مندان غربی صورت میگیرد.مهمترین مسئله کاوش غربیان و به دنبال فرهنگ به جای مانده آنان در شرق است که میزگرد اول بحث در مورد موسیقی غرب وشرق را به همراه میآورد.در این گفتگو ///مرتضی حنانه و هوشنگ استوار و هرمز فرهت از ایران و یانیس گزناکیس الیویه مسیان وشماری چند از موسیقیدانان جهانی به تبادت افکار پرداختند که اثر "کاکوتی رقصی برای او" که توسط ارکستر مجلسی تلویزیون اجرا گشت مورد توجه قرار گرفت..لازم به یادآوری است که پارتیتور این اثر گم شد و پدر من همیشه ناراحت این کار گمشده و ضبط نشده بود....پس از اجرای ۴ هارپیست شوروی که کوارتتهای مختلفی را از آثار مشاهیر جهان اجرا کردندُ آنان خواستار شدند که تا حنانه قطعه ای برای این هارپ نوازان روس ننویسد در ایران میمانند.این ۴ سولیست دارای رزومه کاری موفقی در سطح جهان بودند و وقتی از آنان پرسیدند که در مورد موسقی ایران چگونه مطلع هستید آنان جوب دادند که کانون فرهنگی در روسیه وجود داشته که آثار همه آهنگسازان مشهو را جمع آوری و اجرا میکند.به هر حال اولین کار که برای هارپ سولو و پیانووارکستر سمفونیک توسط حنانه نوشته شده بود یعنی همان بزرگداشت سعدی به آنان اهدا شد.متاشفانه این اثر نیز هنوز ضبط نشده وضبط آن نیز کاری بس دشوار وشخت است.ولی مدهای ما و صدا دهندگی زیبای آن روی هارپ احساس بی نظیری را در شنونده بیدار میکند که در آن عمق و شور و غصه ای اصیل و ایرانی به گوش میرسد.زیرا من آنرا بعدا در مسکو در موزه ترتیکوفسکایا گالریا شنیدم که توسط روسها ضبط شده بود.ولی هرگز نتوانستم آنرا بخرم....هارپ هم سازی اصیل و ایرانی تبار است که رودکی با آن ترانه میسروده است......امیر علی حنانه.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 6:3 موضوع | لینک ثابت
The New polyphony of Iranian (Poly Modales) music, by MORTEZA HANNANEH who took part in 12th International Rostrum of Composers, Paris, from Radio Iran achieved an international success. For 19 years, I have analyzed "The Execrable Capricce Op.13", His most important work and I found many secrets (Codes) which were very painful. The Tehran symphonic Orchestra, have not been perform and record the last version of this work (Op.13).![]()
![]()
![]()
After research on his harmony and polyphony in his latest works, I found my new vision on Iranian Modern music ( Composition) and I want to prove my theory, which on the basis of temperated Modes ( Indo-eorupians Modes) and genuineness of Iranian rhythms and poly rhythms based on Farsi. 144 modes use in this system. The "dominant" is 4th degree of my scales which named "Gamme de mode". then "Gamme de Contremode" will show its roll in contrpoints and Harmony. The " Contrastes phylosophy" play the important idea in my vision. Now i can show confusenal and conceptual music which not only instrumantal fusional music. For exp. I joind two tetracords from 2 part of world, which common in 4th degree, The Dominant..
.امیر علی حنانه یکی از موضوعات مورد بحث در کنگره جهانی موسیقی یونسکو.![]()
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت 1:38 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY