تبليغاتX
نگرشی نوین روی آفرینش موسیقی ایران
موسیقی مدرن جهان"ایران"

 

 LUTH an Ancient instrument من در هفته های پیش در حالیکه روی  مطلب "لوت یک ساز باستانی" کار میکردم ، در سایت ویکی پدیا که به هر صورت دارای اعتبار کمی نیست، توانستم پس از ۱۶ بار حذف شدن وبا دفاعهای پی در پی از تحقیق اخیر آن را کم و بیش به اثبات برسانم. این در حلی بود که من بیشتر از منابع معتبر فرانسوی و ایتالیایی:"رولاند دو کاتد" و"نیکولا  زینگارلی" در تحقیق اخیر استفاده کرده بودم که به حق  دیگر هیچ جای شکی برای اصالت ساز لوت به عنوان سازی ایرانی برایم باقی نگذاشت.با نزدیک تر شدن به حقیقت، متوجه شدم که خیلی از شرکت کنندگان در این مبحث احساساتی میشوند واین سبب شد که  نام مرا، بنا به دلایل بی ربط که حاکی از سلیقه شخصی و احمال نطر مسولین این سایت بود هر باربا ارایه نمودن  تبصره ای نامربوط  حذف کنند..پس از اینکه من هم هر بار سماجت کردم و دلیل منظقی آن را خواستار شدم نهایتا آنان مطلب مرا که "لوت یک ساز باستانی" نام دارد در این سایت جهانی""wikipedia the free encyclopedia"" فعلا به نام خودم آن را  ثبت کرده اند..من به دنبال همین مبحث فرهنگی که به ناگهان سر ازسازمان جهانی  یونسکو در آورد دیگر کاملا  در تلاش برایدفاع ازاصالت این ساز ایرانی که دارای گونه های مختلفی نیز بوده بر آمدم که نتایجی هم در بر داشته است. بحث اصلی  امسال "لوت سازی باستانی" در International music council به عنوان general discusion قرار گرفته است. این مبحث مهم را در جهان امروز بابد به  ثبت رسانید.زیرا اگر تلاشی نشود طبعا همسایگان ما آن را به نام خود ثبت خواهند کرد...... به هر حال من در این باره سعی زیادی کردم و با مطالعه فراوان منابع جهانی و ایرانی  راههای تثبیت آنرا نیزبا توجه به روانشناختی این سایت ها و تجربه خودم در برخورد با آنان برای......یافته ام.در واقع تاکتیک های دفاع از بحث امروز.........

 .منطور از "لوت" همان بربت یا ساز عود میباشد.بدین ترتیب موسیقی سازی جهان خودررا مدیون ایران خواهد دانست.....ا..کوک "لوت اولیه"که آنهم دارای ۶ سیم بوده به ترتیب از چپ به راست لا-ر-فا-لا-ر-فا بوده که حاکی از وجود نوعی فاصله چهارم درست بین لا بکار و ر بکار و فاصله ششم هم زمان بین لا بکار وفا بکار است که مرا در پولیفونی جدیدم راسخ ترکر دو دیگر هیچ جای  شکیهم در اصالت ایرانی این ساز برایم باقی نگذاشت.

نام لوت یا همان بربت(عود) خود از زبان فارسی باستانی منشعب میشود که تا دو هزار سال قبل از میلاد مسیح در نواحی شمال دریای مازندران و همینطور حوالی ماورای قفقاز وشمال خراسان تا کویر لوت در استان کرمان، در موسیقی ایران زمین نقش مهمترین ساز را داشته است. و به نطر میآید که از کلمه "لود" که ریشه اصلی آن به همان "لاد" ملودیهای باستانی ایرانی ارتباط  مستقیم دارد.در ایران (همان کویر لوت) یکی از قدیمی ترین سازها که هم نام با کویر لوت است کشف شده است و دارای سیمهای فلزی بوده که نشان از ورود آن به ایران توسط اقوام آریایی باستانی بوده.از ایران این ساز به جهان عرب و اروپا راه پیدا کرد..متاسفانه امروز این ساز را به نام اعراب میشناسند که باید در زنده نگه داشتنش و احیای هویت آن تلاش کرد...  نوشته من در سازمان یونسکو: 

 Access to musical diversity – 3rd IMC World Forum on Music paris july 2009

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 6:36  توسط امیر علی حنانه  | 

مرتضی حنانه: "دوستان من، هر وقت زیر یک (خط) ملودی موسیقی ایرانی، آکوردی به عنوان هارمونی برای ان آن انتخاب کنیم، دیگر از حیطه اصالت موسیقی ایرانی دور شده و به محیط خلق اثر هنری نزدیکتر می شویم.

در اینجا لازم است برای درک بهتر موضوع مثالی بزنم: به طور کلی چیزی اصیل است که در ویژگی های آن چیز دیگری نفوذ نکرده باشد. به همین دلیل می گویند: "این جواهر اصل است و آن دیگری بدل". این بود منطق چیزهای اصیل و خالص. پس اصالت، چه بخواهیم و چه نخواهیم ارزشمند است.در دنیا چیزهایی هم وجود دارد که اصیل است و ناخالص! یعنی شرط اصالت آن ترکیب شدن از دو عنصر خالص به مقدار معینی است. مثلا آب خالص و اصل، مرکب از دو عنصر دیگر به اندازه های معینی است.

در هنر، "ابتکار" راه کمال و هدف فی النفسه است، در حالیکه "اکتشاف" راه تکمیل وسیله است. راه اولی سبب ایجاد اصالتهای دومی می گردد، یعنی راه دومی احتیاج به تجربیات فراوان دارد تا در خدمت راه اولی قرار گیرد(وسیله). ابتکار را دانسته انجام می دهند و اکتشاف را ندانسته بدست می آورند.(مثل کشف یک چاه نفت در منطقه دور افتاده). اکنون در اینجا به شما دوستان توصیه می گردد که هر چقدر می توانید بکوشید تا از قدرت ابتکار شخصی خودتان در راه همبستگی آکوردها (هارمونی زوج یا هرچیز دیگر) استفاده کنید. البته قوانینی وجود دارد که نباید تصور کرد که آنها قوانین هارمونی موسیقی غرب هستند. بلکه باید اطمینان داشت که اینگونه قوانین که مبتنی بر علم فیزیک (اپتیک و آکوستیک) هستند ، هرگز به ترکیبات ابتکاری شما خدشه ای وارد نمی سازند. بنابر این همین قوانین هستند که باید شما بدون هیچگونه کراهت و دودلی انان را مورد استفاده قرار دهید. در اینجا من سعی می کنم این گونه قوانین را که بدون شک بر گرفته از طبیعت است را تشریح کنم و چنانچه به نظر شما نیز قوانین، طبیعی محسوب شدند، دیگر با استفاده از آنان، تصور نمی کنم که خللی در سبک این زبان ویژه بوجود بیاید. تهران دی ۱۳۴۶"

 

امیر علی حنانه: می بینید که مرتضی حنانه در زبان ویژه خود، رفتاری بسیار دموکراتیک و طبیعی داشته است. او هیچگاه منطق خود را که اکنون با منطق من کاملا متفاوت است به معرض نمایش و عرضه قرار نداد چرا که اصولا معتقد بود هر کمپوزیتوری می تواند بر اساس منطقی خاص زبان شخصی خود را استوار سازد. او پس از نوشتن تقریبا ۵۰۰ اثر تجربه لازم را برای راه جدیدش که باز هم تاکید می کنم نه زبان هیندمیت نه زبان بارتوک نه زبان استراویسکی بود را بدست آورد. پس ابتکار همان خلاقیتی است که فاکتور مهمتری از اکتشاف به شمار می رود. در اینجا موقعیت جغرافیایی این نوع هارمونی به خارجیان یا افرادی که معتقدند هارمونی فی الذاته پدیده ای علمی است نه غربی، به رخ کشیده نشده است. اما در اینکه خالق این زبان دارای اصالت ایرانی بوده و منطق خود را بر پایهء اصالت مدالیته های موسیقی ایران استوار کرده، شکی وجود نخواهد داشت. پس اثری هم که به شیوه غربی کمپوزه شود فاقد اصالت ایرانی و اصولا آفرینش به شمار نمی رود. برای خلق یک اثر هنری هنرمند نیاز به تحقیقات فراوان در مورد مکانی که در آن زندگی کرده و زمانی که در آن مکان می زیسته است، وجود دارد. پس باید دوران قبل از خود را خوب بشناسد، ولی تا انجا که من میبینم قبل از او دوران مورد توجهی که بتوان به آن تکیه کرد وجود نداشته و تکیه به تاریخ موسیقی اروپا نیز برای او دارای اهمیت ویژه ای نبوده است. هرچند مجبور بوده است که به دنبال اصالت خود در غرب به کاوش و تحقیق بپردازد.

 امیر علی حنانه فروردین ۱۳۸۸

*****************************************************************


+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:32  توسط امیر علی حنانه 

همه چیز را همگان دانند:

 روی سخن با استادان پیشکسوت موسیقی ایران و بحثهای امروزی که دغدغه من برای جهانی شدن موسیقی ایران بوده و هست. (لینک به روزنامه همشهری 1377).

استاد محمد رضا شجریان و مقوله اصالت در موسیقی و نیاز به ساخت سازهای جدید در ایران

مصطفی کمال پورتراب و واکنش او به این مسئله

تز حرفه ای من در دانشگاه فرهنگ و هنر مسکو، "موسیقی ایران در جهان" بوده و در این مورد، دست به تحقیقات بسیار سخت و دشوار در ناحیه "اورال" در روسیه تا اوکراین، گرجستان و ارمنستان در جنوب روسیه و همچنین ترکمنستان برای مقایسه سازهای کشورمان و وجوه مشترکشان با کشورهای ناحیه قفقاز و روسیه، زده ام.

نتیجه: تزاصلی =  1-  به دنبال اصالت گمشده ایرانیان در کشور روسیه و ارمنستان و تحقیق روی آن.

 2- بررسی سازهای باستانی آریایی ها منطبق با منابع شوروی سابق، ایتالیا، فرانسه، یونان-ترکیه و آفریقای شمالی و بررسی ساختار کروماتیزم روی این سازها.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 4:32  توسط امیر علی حنانه  | 

LUTH an Ancient instrument

Dear friends

I think that LUTH has a very important role in instrumental music in 16th-17th AC. The name (LUTH) is descended from filiation direct of one "PERSIAN instrument", Even before ARIAN's IMMIGRATION to IRAN and then EU. After maney great wars before Islamic period, this instrument was found in arabia. in arabian "Al-'ud" took from "LAUD"( AL + L + AUD = AL-'UD) and after that in spanish and in ancient french language its configurated to "LUT".

We can Understand that this instrument had a DIRECTION from northeast of Iran to west lands, by Aryens (IRANIANs ancestor) Immigration to Arabia and Europe. LUTH is an ETHNIC IRANIAN word. For example, in KERMAN province in South-eastern part of Iran, "Kavir-e Lut" or "LUT DESERT", Was discovered an ancient LUT. I present three Kind of LUTH, The ancient instrument in Iran was "ARCHILUTH", "THEORBE", "CHITARRONE", that had beautiful Modales intonation. LUTH was renamed to BARBATH in the name of its great lutherist, BARBOD, In SASANIAN epoch.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 3:21  توسط امیر علی حنانه  | 

در این اواخر شاهد آن هستم که مفاهیم تکراری که از روز تاسیس ارکستر سمفونیک توسط سرپرستان و آهنگسازان بزرگ آن زمان، کسانی که ارکسترهای بزرگ را تشکیل دادند و در راه موسیقی ملی ایران زحمت کشیده اند دوباره تکرار می شود.  چنین به نظر می رسد که تا روز ابد نیز این حرفها تکرار خواهند شد. ولی ما به دنبال چیز جدیدی می گشتیم، حال آنکه می شنویم دوره فلان آهنگساز و فلان موسیقیدان و فلان کس گذشته است. به نظر من این نهایت بی انصافی است.  انسانی که نظر به آینده دارد، اگر گذشته خود را نتواند ببیند، آنگاه به مفهوم "دوران نوینی" آن شب که به دریا می نگریستم ، که تقریبا یک سال از آن تاریخ گذشته است، کهکشانی را "دیدم" و به فکر فرو رفتم: آیا به آینده می نگرم یا اینکه گذشته را در روبری چشمانم می بینم؟ علم فیزیک ثابت کرده است یا همزمانی در آن لحظه احتمال دارد به وجود بیاید، یا اینکه قطعا به گذشته ای می نگری که نورش تازهبه تو در این لحظه رسیده است!!  "احتمال می دهم نگریستن به گذشته همان مفهوم آینده را تلقی بنماید." پس دوران هیچ آهنگسازی نخواهد گذشت چنانچه دوران باخ و موزارت، بتهوون، اصلانیان، سنجری، مرتضی حنانه، حسین ناصحی، حسن شیروانی، فریدون ناصری و ...... نگذشته است و نخواهد گذشت چرا که اگر بگذرد هنر مفهومی ندارد. حتی دوران مولانا هم نگذشته است و امروز می بینید که آثار او را حتی درست نمی توانند بخوانند. حتی یک ادیب هم نمی تواند سعدی را که "آزاد" سخن می گفت ولی مجبور بود قالب و فرم را رعایت کند، بخواند زیرا همین فرم باعث مزاحمت در مفهوم شده بود. در این مورد بیشتر باید فکر کرد.  ایا هدف کلی احداث ارکسترها به عنوان وسیله ای برای اجرای مفهومی خاص نیست؟ آری همین است. ارکستر و به طور کلی "مجری" حتی اگر مفهوم را نفهمد ، به عنوان مجری آن را به شنونده انتقال می دهد. اما ارکستر سمفونیک تهران از روز احداث تا کنون داستانهای مشابهی را گذرانده است. توضیح واضحات تکراری از طرف دست اندرکاران خودش و ........ واجد شرایط ترین آهنگسازها، هنوز هم آثارشان با ارکستر سمفونیک تهران اجرا و ضبط نشده است، چه رسد به آنانی که شرایطش را دارند یا داشته اند که آثارشان را ضبط و اجرا کنند. پس ان شاء الله به این مفهوم بزرگ فکر کنیم که چرا ارکسترهای سایر کشورها رپرتوار آهنگسازان خود را بی کم و کاست و بسیار عالی می نوازند، اما 40 سال است که ما هر روز این صحبتها را می شنویم و یا در روزنامه و اسناد گذشته نیز این حرفها توسط پدر من و سایر موسیقیدانان آن روز، زده شده است. می بینید که حرف جدیدی وجود ندارد. مردم که با ارکستر قهر نمی کنند و آنان همواره خواهان شنیدن آثار موسیقی دانان ایران بوده اند. >"شاید ارکسترها هستند که با آهنگسازان ایرانی و مردم قهر کرده اند"!!!! که آن هم معنی ندارد. اصلا قهر اینجا معنی نمی دهد پس قهر کردنی وجود ندارد. هر کس که بیاید  "سلیقه شخصی"  خودش را به عنوان رهبر احمال خواهد کرد. در حالی که اساسنامه ای مربوط به اجرای آهنگسازان ایرانی که مهم تر از آهنگسازان خارجی هستند، باید در ارکستر سمفونیک وجود داشته باشد، تا رهبر دائمی، رپرتوار سمفونیک تهران را، نه به دلخواه بلکه با توجه به امکانات و اساسنامه منطقی ، شکل بدهد. اگر اصالت موسیقی ایران را خارجیان بهتر از ایرانیان درک می کنند، که دیگر کمپوزیتور ایرانی، لزومی به خلق اثر نخواهد داشت. مثل آنکه شاعر روسی  "لرمانتف" بهتر از سعدی شیرازی به فارسی سخن بگوید. ارکستر ها هم خودشان روزی به این می رسند که :

هر که کو دورماند از اصل خویش      باز جوید روزگار وصل خویش

به یاد حشمت سنجری، مرتضی حنانه و فریدون ناصری .. و همه موسیقیدانان بزرگ ایران که در بین ما نیستند.

 امیر علی حنانه  خرداد 1388

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 21:37  توسط امیر علی حنانه  |