تبليغاتX
نگرشی نوین روی آفرینش موسیقی ایران
موسیقی مدرن جهان"ایران"

برای آشنایی بیشتر با  سبک این هنرمند بزرگ من این ۲ تراک مختلف را پخش میکنم .....بر خلاف عقیده برخی از موسیقی دانان او  فقط به هارمونی توجه نداشت . بلکه مفهوم اثر مهمترین اصل ، و سپس موسیقی او و ارکستراسیون منحصر به فردش برای ایجاد اصوات جدید قابل تفکر است........امیر علی  حنانه / قطعه" صبر وظفر" از جمله اثار مجلسی با هارپ و پیانوی سولو است که حنانه آن را در ستایش از حافظ بزرگ نوشته است ..امکان دارد به خواست خداوند متعال امسال این اثر با ارکستر مجلسی تهران(همان سمفونیک ) و سولوی پیانو آن توسط خودم اجرا و ضبط شود اااا.امیرعلی حنانه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 9:14  توسط امیر علی حنانه  | 

مرتضی حنانه: "دوستان من، هر وقت زیر یک (خط) ملودی موسیقی ایرانی، آکوردی به عنوان هارمونی برای ان آن انتخاب کنیم، دیگر از حیطه اصالت موسیقی ایرانی دور شده و به محیط خلق اثر هنری نزدیکتر می شویم. در اینجا لازم است برای درک بهتر موضوع مثالی بزنم: به طور کلی چیزی اصیل است که در ویژگی های آن چیز دیگری نفوذ نکرده باشد. به همین دلیل می گویند: "این جواهر اصل است و آن دیگری بدل". این بود منطق چیزهای اصیل و خالص. پس اصالت، چه بخواهیم و چه نخواهیم ارزشمند است.در دنیا چیزهایی هم وجود دارد که اصیل است و ناخالص! یعنی شرط اصالت آن ترکیب شدن از دو عنصر خالص به مقدار معینی است. مثلا آب خالص و اصل، مرکب از دو عنصر دیگر به اندازه های معینی است.

در هنر، "ابتکار" راه کمال و هدف فی النفسه است، در حالیکه "اکتشاف" راه تکمیل وسیله است. راه اولی سبب ایجاد اصالتهای دومی می گردد، یعنی راه دومی احتیاج به تجربیات فراوان دارد تا در خدمت راه اولی قرار گیرد(وسیله). ابتکار را دانسته انجام می دهند و اکتشاف را ندانسته بدست می آورند.(مثل کشف یک چاه نفت در منطقه دور افتاده). اکنون در اینجا به شما دوستان توصیه می گردد که هر چقدر می توانید بکوشید تا از قدرت ابتکار شخصی خودتان در راه همبستگی آکوردها (هارمونی زوج یا هرچیز دیگر) استفاده کنید. البته قوانینی وجود دارد که نباید تصور کرد که آنها قوانین هارمونی موسیقی غرب هستند. بلکه باید اطمینان داشت که اینگونه قوانین که مبتنی بر علم فیزیک (اپتیک و آکوستیک) هستند ، هرگز به ترکیبات ابتکاری شما خدشه ای وارد نمی سازند. بنابر این همین قوانین هستند که باید شما بدون هیچگونه کراهت و دودلی انان را مورد استفاده قرار دهید. در اینجا من سعی می کنم این گونه قوانین را که بدون شک بر گرفته از طبیعت است را تشریح کنم و چنانچه به نظر شما نیز قوانین، طبیعی محسوب شدند، دیگر با استفاده از آنان، تصور نمی کنم که خللی در سبک این زبان ویژه بوجود بیاید. تهران دی ۱۳۴۶"

 

امیر علی حنانه: می بینید که مرتضی حنانه در زبان ویژه خود، رفتاری بسیار دموکراتیک و طبیعی داشته است. او هیچگاه منطق خود را که اکنون با منطق من کاملا متفاوت است به معرض نمایش و عرضه قرار نداد چرا که اصولا معتقد بود هر کمپوزیتوری می تواند بر اساس منطقی خاص زبان شخصی خود را استوار سازد. او پس از نوشتن تقریبا ۵۰۰ اثر تجربه لازم را برای راه جدیدش که باز هم تاکید می کنم نه زبان هیندمیت نه زبان بارتوک نه زبان استراویسکی بود را بدست آورد. پس ابتکار همان خلاقیتی است که فاکتور مهمتری از اکتشاف به شمار می رود. در اینجا موقعیت جغرافیایی این نوع هارمونی به خارجیان یا افرادی که معتقدند هارمونی فی الذاته پدیده ای علمی است نه غربی، به رخ کشیده نشده است. اما در اینکه خالق این زبان دارای اصالت ایرانی بوده و منطق خود را بر پایهء اصالت مدالیته های موسیقی ایران استوار کرده، شکی وجود نخواهد داشت. پس اثری هم که به شیوه غربی کمپوزه شود فاقد اصالت ایرانی و اصولا آفرینش به شمار نمی رود. برای خلق یک اثر هنری هنرمند نیاز به تحقیقات فراوان در مورد مکانی که در آن زندگی کرده و زمانی که در آن مکان می زیسته است، وجود دارد. پس باید دوران قبل از خود را خوب بشناسد، ولی تا انجا که من میبینم قبل از او دوران مورد توجهی که بتوان به آن تکیه کرد وجود نداشته و تکیه به تاریخ موسیقی اروپا نیز برای او دارای اهمیت ویژه ای نبوده است. هرچند مجبور بوده است که به دنبال اصالت خود در غرب به کاوش و تحقیق بپردازد.

 امیر علی حنانه فروردین ۱۳۸۸ 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 5:16  توسط امیر علی حنانه 


فانتزی : حیف که سیب سرخ مال دست چلاغه اما....


وای بر من، نگاه میکنم و،میبینم انچه را نمیدیدم .میبینم که هنوز در حالیکه کشور ما به سمت پیشرفت و توسعه حرکت میکند/ادمکهایی بر سر اینکه بچه هایشان تغییر کنند یا نه؟فکری میشوند..بعد میبینی تناقض تمام موجودیت این پدران و مادران را گرفته،پدر فرزندش را چپاول میکند زیرا در عهد بوق چنین مرسوم بوده.مادر با زرنگی سعی دارد که در هر صورت ان ساز لعنتی را بخرد زیرا به سبب زن بودنش ناراحت میشود،ولی او نمیدانست که فرزندش دارای یک فردیت بالاست که سازی برایش مهم نبود.او هنرمند بودوبرایش سازی مهم نبوده.وقتی که حرفش را که دیگر گویایی خود را برای خانواده اش از دست داده میفهمند، انگاه ساز را برایش میخرند انگار همیشه برای همه چیز دیر میشود و برخوردی متناقض سبب میشود او برای همیشه از ساز خداحافظی کند.همه اعصابش را میبخورند. هنوز میبینم که جنگ های بیهوده بر سر ساز ...در حالیکه موضوع فرهنگ که زیر بنای مهمی است برای اینکه انسان هنر را لمس کند مطرح است. نمیدانم که باید از انان تشکر کرد یا نه؟انان که بی خیال بوده اند .خوشا به اشتهایشان. این مرا ناراحت میکند که در روان ناخوداگاه انان زشت ترینها زیبا وزیبایی معنا ندارد. از این میسوزم که در دوران مدرنیته با بچه متفکر خودشان میجنگند.اصلا این دیو ها رو چه به هنر.ولی همین دیوها بودند که چنین انسانهای والایی را به جامعه هنری ما یقبنا تحویل خواهند دهد. بازم میخرند و تحمل میکنند.مادران میخواهند فرزندانشان را از این محلکه نجات بدهند ولی راه را نمیبینند.ایا این انصاف است؟برای سومین بار میبینم که اخر سر هم سیب سرخ مال دست چلاغ بوده و هست و از دیدن این زشتیها روانم درد گرفته. او فقط گناهش این بود که دختر بدنیا آمده بود.ولی شاید نظیرش در سراسر این دنیای خاکی دیگر پیدا نشود.او هنرمند بود.و این امید میرود که یکی از نامیترین شخصبت های حهانی بشود.من در37 سال زندگی خود چنین فرد هوشمندی را در هنرندیدم.دیگر هیچ انگیزه ای برایم باقی نماند، وقتی هر 5 دقیقه یکبار بر علیه فرزندانشان دسیسه میکنندُ۰ تف به  ان موسیقی که نفرت انگیز ترین صحنه های ناهنجار زندگی رابه من نشان داد.و اما ان هنر مند بزرگ،لایق پیشرفت و بزرگ شدن است.پس نباید سیب سرخ اصلا مال کسی باشد"مگر انکه سیب سرخ خودش انتخاب کند "که دست چلاغ او را بردارد یا دستان طریف و با منطق یک انسانی که قدر آن را میداند.زیرا گوهر وجودش همه جا را روشن کرده است. پروردگار بزرگ این نوری که از او ساتع میشود نوری آشناست.او را دیدم که همه آنچه را من کاملا تحت عنوان اید الیسم به دور ریخته بودم و سالها رنجیدم تا بتوانم بر آن غلبه کنم در او همانگونه ساده و بی آلایش دیده میشد. این ظلم تمام نمیشود زیرا به گوهر وجود زیبایش حسادت میورزند.من دیدم که نه چشمی برای زیبا دیدن مانده است و نه گوشی برای زیبا شنیدن..پس باید تفکر کنیم تا استعدادهایمان بر سر هیچ و پوچ قربانی نشوند/انسوی کنسرتهای موسیقی که عملا تاثیرگدار نیستند دیدم که فرزندی را با پای خود میبرند که تغییر کند زیرا( مد روز) است و از سوی دیگر بند روان حساسش میشوند که چرا تغییر کردی؟جبر زمان در این دنیای وانفسای کنونی به گدا اعتبار میدهد تا ز خدا بی خبر شود.بله اصل تغییر است اصل از کوری به دیدن رسیدن است .و من خود با چشمانم دیدم که اتسان شدن چه اسان بود.ولی برای انسان شدن باید که سرعت داشت.مانند سفینه ای که با سرعتی فراتر از گرانش زمین جادبه را میشکافد.بله سفینه شدن و جادبه شکاندن دستاورد دنیای امروز است...دستاورد نگرش نوین..................... امیرعلی حنانه/تهران.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 16:19  توسط امیر علی حنانه 

مرتضی حنانه پس از کنسرت فروردین 1332 که موفقیت آمیز ترین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران به شمار میرفت و به مناسبت هزاره ابن سینا برگزار شد، موفق به اخذ بورس تحقیقاتی به ایتالیا برای مدت یک سال گشت. این فرصت بزرگی بود که او مدتهای مدیدی انتظارش را می کشید. به هر تقدیر این سفر، سفر بسیار سختی برای او بود. زیرا او حتی به سختی پول و مخارج این سفر را فراهم کرد. در این راه به جرات بگویم که هیچکس به او کمک مالی هم نکرد . به همین سبب مرتضی 30 ساله مجبور شد که از  راه زمینی و سخت ترین راه خودش را به ایتالیا  برساند که یکماه دقیقا طول کشید. میخواهم دست خطی از او را که با مداد برای برادر بزرگترش که در مدت سفرش نوشته بودا در اینجا منعکس کنم. رنج موسیقیدان شدن رنجی است بسیار بزرگ و دردناک. بله او حتی تا آنجا که من یادم میآید هرگز شکایتی از زندگی سخت دوران جوانی خود نکرد. لازم به توضیح است که برنامه آن شب ارکستر سمفونیک تهران که دقیقا در فروردین 1332 و تقریبا 50 سال پیش به رهبری او برگزار شد عبارت بود از:

قسمت اول:سمفونی 40 موتسارت کامل/اولین اجرا....اوورتور فیدلیو از بتهوون...اولین اجرا توسط ارکستر سمفونیک تهران.

 قسمت دوم:فنلاندیا اثر سیبلیوس،اولین اجرا در ایران و سپس سوییت شهر مرجان اثر مرتضی حنانه،"اولین اجرا" که روی داستانی از غلامحسین قریب گرکانی نوشته شده بود و باعث اهدا بورس تحقیقاتی توسط سفیر وقت ایتالیا آقای چرولی به وی شد. میتوانید نوشته او را در اینجا در هنگام این سفر طولانی و سخت ببینید. او در خاطراتش راجع به "باغهای واژگون بابل" که در مسیر حرکت قطار واقع شده بود نیز مطالب جالبی نوشته است.

سفر مرتضی حنانه به ایتالیا_ سفر جاودانگی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 14:33  توسط امیر علی حنانه  | 

ارکستر سمفونیک در سالهای اولیه تاسیس خود/بهار ۱۳۲۸.در اینجا مرتضی حنانه نوازنده هورن اول در عکس کاملا مشخص است همینطور کیومرث میردادیان ترومپت اول ارکستر سمفونیک تهران و سایر نوازندگان مشخص هستند.رهبر ارکستر در آن زمان روبیک گریگوریان بوده است.این عکس در تمرین ارکستر سمفونیک تهران با گروه کر در هنگام تمرین سمفونی ۹ بتهون گرفته شده است.جالب است به نوع چیدمان اولین ارکستر سمفونیک تهران که از ترتیب ونظم به خصوصی برخوردار است توجه کنید.این نوع چیدمان کاملا در اثار موسیقیدانان کلاسیک به وضوح دیده میشده و میتوان گفت که در آن روز ارکستر ما از سایر ارکسترهای سمفونیک جهان از جمله ترکیه نه تنها عقب تر نبوده بلکه با زمان خود نیز پیش میرفته.مرتضی حنانه و غلامحسین قریب نوازنده کلارینت از جمله پایه گذاران این ارکستر به شمار میروند.یادشان بخیر ..امیرعلی حنانه/خوزستان..اهواز نوروز ۱۳۸۸.

/عکس ارکستر سمفونیک تهران ۶۰ سال پس از گرفته شدن عکس./


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 3:59  توسط امیر علی حنانه  |