اركستر فارابي :تأسيس 1341 تهران توسط " مرتضي حنّانه"
Farabi" radio symphonic orchestra of Iran. 1963/ Morteza Hannaneh"

Research:Amir Ali Hannaneh
نوشته امير علي حنّانه مهرماه 1387
مرتضي حنّانه از پايه گذاران واقعي موسيقي ملّي ايران است ، ديگر فكر نميكنم امروز نيازي به تشريح بيوگرافي او براي مردم و علاقه مندان به موسيقي ملي ايران باشد . چون همه ميدانند كه او پس از اتمام تحصيلات در هنرستان عالي موسيقي به مدّت زيادي با پرويز محمود (Parviz mahmood) آهنگساز معروف كار ميكرد و با كمك او پايۀ اركستر سمفونيك تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ريخت و پس از عزيمت پرويز محمود و روبيك گريگوريان به آمريكا مرتضي حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنري اركستر هنري تهران را به عهده گرفت از اواخر 1329 تا اواسط پاييز 1332 .........
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 7:18 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
به نام خدا
0p.13
- راز كاپريس لعنتي برجستهترين اثر مرتضي حنانه
Caprisse per pianoforte e orchestra
(1956 – 1986) «نوشتة اميرعلي حنّانه»
همه چيز از آنجايي شروع شد كه من در شهريور سال 1368 وقتي كه پدرم مرتضي آن كاپريس لعنتي را كه از بچگي با آن آشنا بودم، امضاء كرد و به من اميرعلي حنانه تقديم كرد، ذهن من درگير شد و ديگر تمام هدفم براي رفتن به خارج، جايي كه بتوان تحصيلات آكادميك در زمينة نوازندگي پيانو را به طور جدي شروع و به اتمام برسانم كه چون پدرم به من سفارش كرده بود، تصميم گرفتم به مسكو جايي كه صاحب مكتب نوازندگي پيانوي مطرح در قرن 20 بود بروم. و براي كسب يك تكنيك برتر و پيانيست جهاني شدن اقدام كنم.
پروردگارا، تو را ستايش ميكنم كه آنچنان شغلي را به من عطا كردي كه جز مرتاض از آن سر در نميآورد. 1362/4/13 مرتضي حنانه- تهران
مرگ استاد مرتضي حنانه در 24 مهر ماه 1368
استاد مرتضي حنانه در شهريور سال 1368 همانطور كه گفتم قبل از مرگش اين اثر را به من تقديم كرد. اين اثر در سال 1365 بالاخره پس از سي سال تفكر و تعمق و وسواس هنري، تمام شده بود........
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 21:51 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
واقعا جای تعجب است؟این ۹ سال که برکشته ام ومیبینم که موسیقی جهانی و موسیقی اصیل ایرانی به هیح وجه جایشان رانیافته اند...نکرش یعنی از همینجا شروع کردن.این مقاله را به زودی خواهید خواند...
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 5:4 موضوع | لینک ثابت
۱۱۰ شب تحقیق کردم.با خود گلاویز شدم.زیرا از بچگی دائم فکر میکردم.بازی میکردم و وقتی میباختم ناراحت نمیشدم ولی یک روز برای سومین بار که باختم فهمیدم که بازی دیگر میخواهد از باختنم برنده شود دستش را خواندم.خودزن بودنم اغاز گشت.غمگین صحنه بازی را ترک کردم .دوستانم به من هر سه بار خندیدند.من که بازی را ترک کرده بودم قانون بازی را نا خواسته بهم ریخته بودم.حال دیگرکه امیر علی بازی را فراموش کرده بود بازی مرا میخواست . ولی من که از کودکی خود را ازار میدادم و همه میگفتند چرا خودت را ازار میدهی (به سبب ضعیف بودنم و حساسیتم ) دیگر به سمت ان بازی نرفتم و ان بازی خود باخت و من بردم.بردی ناخواسته نصیبم گشت که دیگر هیچ ارزشی برایم نداشت.ان لحظه دیدمش که بنیادش از پایه ریشه کن شده بود. حال دوستانم بمن غبطه میخوردند و من بازهم برای انان ناراحت.از پیانیست بودن به خلاقیت رسیدن باختن است و باختن به موقع بردن است. باور کردم چون پدرم باور نکرده بود.ولی اندوهی که دیگر از جنس فراتری بود سراسر وجودم را گرفت و من خودم را دوباره خلق کرده بودم.این است جستجو در روان و گره گذشتگان .امیر علی حنانه هستم و از دنیای نوازندگی پیانو خدا حافظی میکنم . جبر زمان خواسته است که من اثار او را اجرا و ضبط کنم .و به دنبال خلاقیت خود خواهم رفت.برای پدرم مرتضی که دیشب رهایم کرد. آن اثر لعنتی را ترانه سرای همکار مرتضی استاد معینی کرمانشاهی دیده بود و مرتضی نمیدانست.دستش را میبوسم زیرا دراین جستار اورا نیز کشف کردم.(ترانه نفرین.) مرتضی دیگر ارام باش ان کاپریس از امشب خودش خودرا اجرا خواهد کرد.
امیر علی حنانه تهران سوم مهر ماه هشتادوهفت
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 0:48 موضوع مرتضی حنانه | لینک ثابت
ارکستر فارابی اولین گام. ۲/ استاد مرتضی حنانه و تاسیس ارکستر فارابی ۳/فریدون ناصری و همکاری نزدیک او در این ارکستر.۴/سالهای کار این ارکستر و استقبال مردم و بازتاب هنری ان۵/انحلال ارکستر فارابی.
نوشته شده توسط امیر علی حنانه در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 5:20 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اثری ایرانیست که منطق ایرانی داشته باشد
فرهنگ موسیقی فیلم - مرتضی حنانه
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر 2011
4th IMC/FORUM IN TALLINN/ESTONIA
گامهای گمشده قسمت دوم
نگاهی روی گامهای گمشده اثر مرتضی حنانه
هارمونی زوج (I)
کنفرانس مرتضی حنانه در نیاوران //تئوری و هارمونی ایرانی و هارمونی زوج تهران.1353
رنج موسیقیدان بودن قسمت دوم کاری از امیر علی حنانه
رنج موسیقیدان بودن-قسمت اول
درباره وبلاگ

موسیقی مدرن جهان و ایران با نگرشی نوین تر. آفرینش بر مبنای مفهوم های اصیل زبان فارسی و اصالت ریتم ایران.
یک عصر مرموز، تنگ غروب کنار دریای نیلگون فارس، تنها قدم می زدم و با خود می اندیشیدم، آیا زبان "عصر ما" تا این حد فاقد گویاییست. ناگهان صدای باد چندش آوری که از لابلای آن تیر و تخته های سخت شروع به وزیدن کرد، توان مرا تحلیل برد. برآشفته شدم. ترس عجیبی سراسر وجودم را گرفت. صدای زوزهء باد اعصاب شنوایی مرا راحت نمی گذاشت، بی اختیار به بیهودگی مطلق نزدیکتر می شدم. صدای مرموزی به من گفت: از چه می ترسی چرا اینقدر بی تابی؟ بی اختیار گفتم: دیگر کلامی بدست نمی آورم تا آنچه را در دل دارم بازگویم. صدای عجیب گفت: آیا براستی زبان عصر تو تا این حد فاقد گویاییست؟ گفتم آری. عظمت الفاظ گذشتگان زبان مرا لال کرده است.
شب شده بود که کنار دریا به خود آمدم ... در فکر مرتضی بودم. به دردی که در سینه داشتم و توان بازگو کردنش دیگر نبود. عظمت معنای آثارش، با زبان عصر من، "گویا" نبود. این داستان واقعی در زندگی من در فروردین 87 کنار آن لنج افسانه ای، مرا برای لحظاتی از خود بی خود کرد .... به یاد پدرم بودم. که این دیالوگ بین ما رخ داد. از آن به بعد نوازندگی که خود زبان اجرایی هنر موسیقی است را کنار گذاشتم و به دنبال جستجوی زبانی رفتم تا ببینم می توانم آنچه در دل دارم را بازگو کنم تا ببینم چرا زبان عصر من فاقد تکنیک شده است. یا اینکه همه گفتنی ها را دیگر گفته اند. ولی امید دارم تا بتوانم زبان ویژه ای را از عصر او کشف کنم تا مفهوم دردش مرا تسکین دهد... "درد بزرگ موسیقی ما، نداشتن تکنیک اجرائیست" درد بزرگ لال بودن و شنیدن.....درد دل یک پیانیستی که دیگر از نواختن پیانو لذت نمی برد. من دیگر به دنبال زبان گویای عصر خود در موسیقی عصر خود می گردم.....
"کارهای بزرگ من به دلیل نبودن بودجه و نبودن ارکستر بزرگ هنوز اجرا نشده اند". مرتضی حنانه 1344.
پدر عزیزم، حال که تنهایی، مرا به جستجو واداشتی.
من به اصرار پدرم از 8 سالگی نواختن پیانو را نزد طاهر جلیلی آغاز کردم. او به گفتهء آشنایان، آخرین کسی بود که در بیمارستان بر بالینش ایستاده بود. امروز او نیز خود نمی داد که چرا تقدیر او را از اروپا تا بیمارستان خاتم الانبیا می کشاند. اما از آنان دلم گرفته است، که هر روز بر سر سفره ما نان خوردند و پس از مرگش دیگر سوکوتی محض گوشانم را می نوازد.
من از پیانو زدن خداحافظی کردم و از اینطرف با کلاویه های کامپیوترم هر روز که بخواهم کنسرت به زبان فارسی میدهم........
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده آن "امیر علی حنانه " بلا مانع است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY